دین از هر نوعش عامل عقبماندگی انسان است - دکتر محمد علی مهرآسا



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۹ مرداد ۱٣۹٨ -  ۲۰ اوت ۲۰۱۹


دینها نه خوب و بد دارند و نه هیچکدام به اندکی حقیقت دست یافته اند تا اهل خرد برایشان ارزشی قائل شود. قلندران دینها که با نامهای ملا و خاخام و کشیش و آخوند معروف خاص و عامند، دینها را دستمایه کسب کرده و از درآمد این مغازه ی چند نبش، زندگانی مرفهی دارند. به ویژه در ایران کنونی از سایه سر حکومت آخوندی هیچ فردی دولتی که میلیاردر نباشد، در میان عمامه بر سران دستگاه یافت نمی شود. قاضی القضات سابق حکومت ولایت یعنی آخوند لاریجانی، در لواسان به عنوان و نام مسجد کاخی ساخته است و خود در آن اقامت گزیده است که تخمین می زنند ۱۲ میلیارد تومان ارزش دارد. و این چپاول و دزدی فقط درسایه ی پیروی آخوند مآبانه از دستگاهی است که نامش را دین نهاده اند.
با دقت و تفحص و کند و کاو در ساختار دینها به راحتی در می یابیم که این بار تحمیل شده بر دوش آدمیان، همه مهملاتی هستند که واقعیات زندگی را تئوریزه کرده و به خورد نابخردان می دهند؛ و هرچه می گویند و تبلیغ می کنند همه دروغ و جفنگ است. تمام آئینهائی که به گونه ای به ماواراء الطبیعه وصل می شوند و پای در آسمانها دارند، سر و ته یک قواره پارچه اند و توفیری باهم ندارند.

برخلاف نظر متولیان دین و حامیان مسائل لاهوت و درست در جهت عکس ادعای وکیلان مدافع آفریدگار موهوم و یا الله عربی و یهوّه یهود و پدر آسمانی واتیکان و معتقدان به آیینهایی که نام آسمانی بر قامتشان دوخته اند، هیچ دین و مذهبی برای راهنمایی و کمک به زندگی آدمی وضع نشده و بنیان نگرفته و به وجود نیامده است. زیرا از زمان ابراهیم تا دوره ی جناب حسینعلی خان بهاء هیچ یک از این مدعیان پیامبری با آن کتابهای قطور و بی مایه شان، و با آن مهمل گوئیهای بی مزه و سراسر مستهجن و گفتارهایی که به آنان نسبت داده شده است، هیچگاه ذره ای به دانش و شعور و اندیشه آدمی نیفزوده اند، بل ذهن مردمان را با مشتی خرافه و اوهام و اراجیف پرکرده و خرد آدمیان را دزدیده اند.

قرنها پیش از ظهور و ادعای این به اصطلاح خود پیامبر خوانده ها، در کره زمین دانشمندان و فیلسوفانی بوده اند که نظریاتی بسیار پرمعناتر و حکیمانه تر از گفتار این مدعیان رسالت وضع و بیان کرده و در زمینه ی خردمندی و بهتر اندیشیدن و بهتر زیستن آدمیان، کتابها و رساله های فراوانی هم نوشته اند که هر تألیفشان سدها قرآن و تورات و انجیل می ارزد. ولی هیچ کدام از این فرهیختگان و اندیشمندان نه ادعای پیغمبری کرده و نه قائل به رهبری مردم بوده و نه تلاشی برای پذیرفتن نظرشان از سوی مردم به عمل آورده اند. سخنانی پر جاذبه گفته و اندرزهائی پر مایه و حکیمانه نوشته اند و مردم را مخیر در پذیرشش کرده اند؛ و هیچ گونه ادعای رسالت و نمایندگی از سماوات و دنیای ناشناخته را نداشته اند.
کسانی که خود را نماینده خدای نادیده و ناشناخته می پندارند و خویشتن را فرستاده از سوی آن منبع موهوم معرفی کرده اند، جاهطلبان و مقام پرستانی بوده اند که در میان قوم و قبیله خویش تا حدی تفوّق فکری و برتری مشاعر داشته و در ضمن، رند و حقه باز بوده و از زرنگی و فریب کاری خاصی هم برخوردار بوده اند که آنها را به سوی هدف رهنمون می کرده است. مقصود و هدف تمام این مدعیان پیغمبری چیزی جز رسیدن به حکومت و دست یافتن به قدرت دنیائی نبوده است.

این اشخاص از نظر زرنگی و جاهطلبی از جمله نخبگان دوره و زمان خود بوده اند که حس برتری خواهی و جاهطلبی در آنان به شدت غلیان داشته است. این مدعیان پیامبری خدای نادیده و موهوم، برای رسیدن به سلطنت راهی بهتر و آسانتر از پیامبر شدن نداشته اند. زیرا رسیدن به سلطنت و پادشاهی، هم قوای نظامی لازم دارد و هم ثروتی فراوان که این قشون را سیر و راضی نگه دارد. این شیادان چون برایشان از راه معمول دسترسی به مقصود میسر نمی بوده و از نیروی لازم برای نبرد با اربابان قدرت زمان خود نیز بهره نداشته اند، بهترین و ساده ترین راه را که اسارت ذهنیّت عوام الناس بوده است، برگزیده اند؛ و با دستاویز وجود خدائی نادیده و ناشناس، خود را در قالب نمایندگان آن منبع وهمی و آن خالقِ مخلوق ذهن خویش به مردمان ساده لوح معرفی کرده اند.
همچنین با ترسی که از دنیای موهوم و تاریک و لاوجود بعد از مرگ در دل عوام ایجاد کرده اند، شعور و خرد مردمان را در اختیار ادعاهای موهوم و دروغ و فریبکارانه خویش گرفته و بیشتر مردم را به صورت گوسفندانی پیرو و مطیع درآورده اند. به همین جهات و دلیل، نخست پیامبری به وجود آمد و سپس همان مدعیان پیامبری خدای یکتا را به مردم سه هزار سال پیش معرفی کرده و امر و نهی خود را نسبت به مردم به همان خدای ساخت فکر خویش نسبت دادند.

محمد چوپانی که برابر گفته ی پیروانش تا ۲۵ سالگی به چوپانی مشغول بود و شترهای عمو و دیگر اقوام و فامیلش را در بیابان های حجاز می چراند، در سن ۲۵ سالگی با ازدواج سیاسی و مکارانه با بیوه زنی چهل ساله ولی بسیار ثروتمند، تمام زمینه ها را برای رسیدن به هدفش که سروری بود، فراهم کرد. و سرانجام با پشتکاری که لازمه ی این گونه هدفهاست، به آرزویش رسید و در لباس پیامبر خدای ناشناس، سلطان عربستان شد.

دینها به طور کلی زائیده ی ترس آدمیان از اتفاقات ناگوار در زندگی بوده است. از همان ابتدای برتری آدمی بر حیوانات، ترس از اتفاقات و حوادث مضر عوام را به سوی کسانی که ادعا داشتند با جادو و جنبل می توانند جلو زیان حوادث طبیعی را بگیرند، سوق داده است. در ابتدا جادوگران به وجود آمدند که با تلسم(طلسم) و جادو مردم عوام ترسو را وادار به تقدیم دارائی و درآمد خویش به خودشان برای رهائی از عوامل ترس می کردند. مدتها این به اصطلاح ساحران روزی شان در دست مردم ترسو و بی سواد جهان بود و چنین مغازه ای را باز کرده بودند که متاعش تنها سحر و جادو بود. پیامبری تکامل همان جادوگری است.

بدون ذره ای تردید باید اذعان کرد که دینها را از همان ابتدا، شیادان ساختند و پیامبران شیادانی بوده اند که از ترس و جبن مردم کمال سوء استفاده را می کردند. این سخن من نیست بل من این سخن را از زبان و نوشتار نابغه ای قرن سوم و چهارم هجری «زکریای رازی» می نویسم. او می گوید و نوشته اش نیز موجود است که« تمام پیامبران مردمانی شیاد بوده اند...» زکریای رازی زمانی می زیسته است که بیش از سه قرن از هجرت نگذشته بود و از همه بهتر پی به ماجرا برده بود.
اگر موسی شیاد نبود چرا به پیروانش می گفت حق ندارید به محلی که من در پشت این کوه می روم که با یهوّه سخن گویم، قدم بگذارید. زیرا به آسانی می سوزید و جزغال خواهید شد. این اگر شید و کید نیست، پس چه نام دارد؟

نیک بیندیشید که محمد شتر چران بیابانهای عربستان، چگونه به مقام پادشاهی و رهبری رسید که با پر روئی کامل به پادشاهان ایران و روم نامه می نوشت که مطیع من شوید!! همان محمد طبق گفته ی پیروانش ۲/ ۱بیلیون پیرو دارد که بی شک دستکم نیمی از آنان نماز و روزه و سایر دستورهای آن شیاد را موبه مو اجرا می کنند. دقت فرمائید در تعداد مشتریان حج در هر سال و در عید قربان که از شمار دو میلیون نفر می گذرد. در این زمینه تنها از سوی کشور ٨۰ میلیونی ایران نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر راهی آن دیار می شوند که در اکثریّت استطاعت لازم را نیز ندارند و اغلب با فروش خانه و فرش زیر پای زن و بچه راهی بیابان حجاز می شوند که یک سنگ بی قواره سیاه رنگ را طواف کنند. اگر بنا بر سهمیه بندی توسط عربستان نباشد، بی تردید این عدد به ده برابر می رسد. و اگر مأموران امنیّتی حجاز نیز مانع نشوند، این مسافران خانه خدا، آن سیاه سنگ هم می بوسند. همچنین دقت فرمائید در تعداد ابلهانی که پیاده و سواره مرتب هرسال در بیش از سدها کاروان به کربلا و نجف می روند و حاصل کار و زحمت روزانه خود را به پای خدام این بار گاه هائی که ساختگی و بی سابقه است، می ریزند.

شما اگر تصویر ۲۰۰ سال پیش کعبه ای که به خانه خدا موسوم است و هر سال حاجی نوظهور می سازد و عکسش پخش شده است را ببینید، از هرچه حج و زیارت است مشمئز می شوید. البته شما را می گویم که آگاه به مسائلید وگرنه میلیونها آدم نابخرد با توسل به این ظهورهای کاذب، تمام هم و غمشان انجام اعمالی است که شیادان دستورش را صادر کرده اند.
همین گنبد طلائی امام حسین در کربلا نیز تا زمان دیلمیان در زمینش هیچ گونه ساختمانی وجود نداشت. نخست به دستور عضد الدوله در زمان فتح عراق در زمینی که جالیز بود و هر سال برای تهیه خیار و هندوانه و خربزه در آن ده ها تُن کود حیوانی و انسانی می ریختند، با خشت خام و گِل اتاقکی ساخته شد و پرچمی سیاه بر بالای آن نصب گردید. اما اکنون به یمن ثروت شیعیان ایرانی چند هزار متر زیر بنا دارد و گنبد طلایش از چند فرسنگی می درخشد!! یعنی تا قرن سوم هجری زمین این زیارتگاه به عنوان جالیز تا عمق نزدیک به بیست متری اش به فضولات انسان و حیوان آلوده بوده است و مومنان پی ها و پایه های این زیارتگاه را بر روی چنین زمینی بنا نهاده اند.
فقط یاد داشته باشید که این مکانها مقدسند!!


کالیفرنیا - دکتر محمدعلی مهرآسا