بترسان و حکومت کن!


• مطلبی که می خوانید شرح حکایت احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی معروف به دوران اصلاحات است. اصل ماجرا تازه نیست اما اشاره ی نویسنده به صحنه ای مشخص از گفتگوی خاتمی با ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه در باره ی جدی بودن خطر حمله ی نظامی آنهم دو دهه بعد از سپری شدن ماجرا، نشانگر تلاش نویسنده ی جامعه نو برای تقویت باور به وجود قدرت دوگانه در حکومت، توجیه حضور نطامیان در سیاست و ایجاد هراس در جامعه نسبت به پشت کردن مردم به اصلاح طلبان و دوری از صندوق های رای جمهوری اسلامی است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۷ فروردين ۱٣۹٨ -  ۶ آوريل ۲۰۱۹


اخبارروز: مطلبی که می خوانید شرح حکایت احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی معروف به دوران اصلاحات است. اصل ماجرا تازه نیست اما اشاره ی نویسنده به صحنه ای مشخص از گفتگوی خاتمی با ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه در باره ی جدی بودن خطر حمله ی نظامی آنهم دو دهه بعد از سپری شدن ماجرا هم دلالت بر همدستی و پنهانکاری رئیس دولت اصلاحات در اداره مشترک کشور با فرماندهان نظامی دارد و هم بازگویی آن امروز زیر عنوان "سهم نظامیان در قدرت" نشانگر تلاش نویسنده ی جامعه نو برای تقویت باور به وجود قدرت دوگانه در حکومت؛ مشروعیت بخشیدن به حضور نظامی ها در امور سیاست داخلی و خارجی و ایجاد هراس در جامعه نسبت به پشت کردن مردم به اصلاح طلبان و دوری از صندوق های رای جمهوری اسلامی است. مقاله ی تعیین سهم نظامی ها در قدرت می خواهد ما را از انزوای سیاسی اصلاح طلبان و غیبت آنان در قدرت بترساند انهم با نادیده گرفتن این سخن خاتمی که صراحتا نقش رئیس جمهور را درساختار سیاسی جمهوری اسلامی به آبدارچی تشبیه کرد. مقاله ی "سهم نظامی ها چقدر است" را به نقل از جامعه نو می خوانید:


سهم نظامی ها چقدر است؟

▫️مرتضی سیمیاری - جامعه نو: ساعت هشت صبح در کاخ سعدآباد، قبل از آغاز مراسم صبحانه رسمی میان رهبران ایران و سوریه، اضطراب و دلهره غیر قابل وصفی میان مقامات ارشد افتاده است، سید محمد خاتمی با تاخیر خود را به میز می رساند و پس از عذر خواهی رو به اسد خبری را اعلام می کند، که همه تیم سوری و هیات همراه را شوکه می کند، رئیس جمهور وقت با کمی تعلل می گوید: «شب گذشته با آقای ژاک شیراک صحبت کردم، او گفت آمریکایی ها ظرف دو یا سه روز آینده به ایران حمله می کنند». در حالی که لقمه صبحانه در دست اسد چند دقیقه ای مانده او هاج و واج به خاتمی خیره می شود و می گوید: «این خبر کذب است، ما در مراکز امنیتی خود اطلاع دقیق داریم که عملیات آمریکا در منطقه تمام شده». خاتمی با قطع کردن سخنان بشار می گوید، شیراک خودش به من گفت که آمریکا از ما خواسته اجازه پرواز بمب افکن هایش از آسمان فرانسه را بدهیم!
همین خبر کوتاه کافی بود تا اسد پس از صرف صبحانه سفر چند روزه به ایران را لغو کرده و برای مدیریت بحران به دمشق بازگردد. در آن سو شورای امنیت ملی ایران نیز با اعلام وضعیت فوق العاده همه نیروهای مسلح را به حالت آماده باش در آورد.
فردای آن روز جورج بوش در میان افسران نیروی دریایی در پنسیلوانیا نطق هل من مبارز عجیبی خواند و مشخص شد، آمریکایی ها همان طور که سوری ها از طریق روس ها مطلع شده بودند، هیچ برنامه ای برای حمله به ایران نداشته و غائله ختم به خیر شد.
اما چه خبر فرانسوی ها راست بود و چه تنها رکبی سیاسی برای کشاندن تهران به سر میز مذاکره، آن گفت و گوی تلفنی پنجاه و پنج دقیقه ای میان خاتمی و شیراک زمینه اتفاقی عجیبی در سیاست خارجی در آینده شد!
چند روزی پس از جلسات مکرر شورای عالی امنیت ملی، یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در جلسه پرسش و پاسخ در میان دانشجویان دانشگاه امام صادق رو به حاضران گفت: «منطقه دست خوش تحولاتی است،نه ما عراقیم و نه حکومت ما شبیه صدام، از حالا اعلام می کنم، کلیه مناسبات سیاسی ایران در منطقه را ما نظامی ها تعیین خواهیم کرد».
این سخنرانی غوغایی به پا کرد، چند معاون وزیر خارجه در محافل خصوصی پیغام فرستادند که اگر نظامی ها بیایند، باید در وزاتخانه را تخته کرد و رفت». روزنامه رسالت که همواره پیام های خاص را منتشر می کرد و می کند در پاسخ سرمقاله ای نوشت و که در بخشی از آن نوشته بود: «پایان دیپلماسی فدایت شوم، آغاز امنیت و اقتدار ایران است»
اختلافات رو به افزایش بود، شاید آسان ترین راه حل استعفای وزیر و ایجاد یک مناقشه خطرناک در چهارراه پرحادثه منطقه بود، اما دولت اصلاحات برای حل بحران دوگانگی تصمیم گیری به راه حل جالب توجهی رسید، محسن امین زاده معاون وقت وزارت خارجه در شرحی از حوادث آن روزها می گوید: «اختلافات قابل تحمل نبود اما شورایی هماهنگ با همکاری نظامی ها و دیپلمات ها شکل گرفت تا امور کشور در وضعیت خطرناک مدیریت شود». در واقعیت خاتمی تصمیم گرفت تحت فشار ابر سیاه نئوکان ها بجای دمیدن بر آتش تفرقه داخلی، بر میزان ضریب همبستگی بیافزاید و صلاح مملکت داری را به دولت مداری ترجیح دهد.
البته برخی آگاهان در وزارت خارجه می گویند از آن زمان به این سو روز به روز از میزان تاثیر دیپلمات ها در سیاست خارجه ایران کاسته و حساب آن به سهم نظامیان ریخته شده است، هرچند که ماجرای حاکمیت دوگانه تنها به تصمیم تاریخی خاتمی محدود نیست! از همان ابتدای انقلاب یا دقیق تر دوران بهار قائم مقامی که هر کسی می آمد و می رفت بدون آنکه اصولا وزارت خارجه بداند مثلا اعضای مجلس اعلای عراق در ایران در کجا ساکن هستند، کی می آیند و کجا می روند! همین کثرت تصمیم گیری باعث شد آنقدر نفوذی ها راهشان ساده به کشور باز شود، که اتفاقات بی حیثیت کننده مثل ارسال موشک به نقاط مختلف از خاورمیانه تا بندر آنتورپ زیر گوش مقامات بی خبر به سادگی برنامه ریزی شود.
داستان تحیرآور و عجیبی است، اما فضای سیاسی ایران در چندین دهه تجربه نشان می دهد«دوگانگی» را هم باید بعنوان اصلی در حفظ امنیت ملی کشور پذیرفت و هم آن را مدیریت کرد.