چند ویرگول


اکبر ایل بیگی


• گوش سپرده ام، به صداهای درون سر، از چپ
از راست، و می شنوم، چگونه در هم می پیچند.

و صداها همه قلب اندود، چون راه، چون نقیب. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۲ آبان ۱٣۹۶ -  ٣ نوامبر ۲۰۱۷


 
ویرگول ۱

گوش سپرده ام، به صداهای درون سر، از چپ
از راست، و می شنوم، چگونه در هم می پیچند.

و صداها همه قلب اندود، چون راه، چون نقیب.

ویرگول ۲

کنار رودخانه، به تنهایی به ماهی ها نان می دهم
زنی می آید، سینه به آب می زند، و گرم می خواند:
شورشی زیر پوست پستانم، لشکر عشق، نمی دانم.

آنگاه میان ماهی ها، ماهی می گردد، فکر می کنم
خواب می بینم، کسی در بیداری، ماهی نمی گردد.

.

ویرگول ۳

این ساعت، مثل ساعت قدیمی پدر، بر دیوار
در سرم تیک تاک می کند، تیک تاک در خواب
در بیداری، تیک تاک در تن، در درون، برون.

ساعتی از شکست، پاندول آن خسته از تکرار.

ویرگول ۴

ماه را نشان داد و گفت: معجزه را ببینید
ما تکرار کردیم: معجزه را ببینید، و نفس
دستمال چشم شد، و ما ظلمت را دیدیم.

دوباره گفت: در ماه کسی هست، و دیگر
دستمال چشم تان، دستمال بینایی است.
*


ویرگول ۵

در جایی میان صحرا و دریا ایستاده ایم، بالاتر
آسمان آبی چون چشم های تو، با تکه ابرها
چون رویاهای آواره و سترون، از هزار چون ما.

ایستاده ایم، گیسوی تو چون موج ها از بادها
بی تاب، پوست تنت صحرایی خیره به آفتاب.

*
اکبر ایل بیگی