چند پرسش پیرامون فدرالیسم و کاربرد آن در ایران - محمدحسین یحیایی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱ آبان ۱٣۹۶ -  ۲٣ اکتبر ۲۰۱۷


پرسش ۱- بین فدرالیسم و سیستم قدرت متمرکز، دوست دارید کدامین را انتخاب کنید، چرا ؟
بین نظام فدرال و یونیتر ( متمرکز ) هرچند تفاوت های ساختاری وجود دارد ولی هر دو از سوی انسان هایی سازماندهی شده و اداره می شوند که گاهی به واژه های جهانشمول و ارزشمندی مانند دمکراسی، حقوق بشر، مشارکت سیاسی بویژه سکولاریزم باور دارند و گاهی هم خود را تافته جدا بافته، سایه خدا، پیشوای نجات بخش و ولایت مطلقه فقیه می خوانند که باید رهبری جامعه را نه بعنوان برگزیده مردم بلکه منتخب گروه خاصی بعهده بگیرند و با استفاده از ابزار دین، ارتش متمرکز سرکوبگر و امکانات گسترده اقتصادی و مالی حکم برانند. روسو قدرت سیاسی را بدون نظارت مردمی خطرناک می داند، و ادامه می دهد که قدرت را با قدرت می توان مهار کرد. بنابرین هر دو نظام نیاز به نهاد های نظارتی مردمی دارند، که عملکردشان را کنترل کرده، در معرض دید و قضاوت مردم قرار دهند.
نگاهی گذرا و کوتاه به تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران نشان می دهد که تمرکز قدرت در یک قطب از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی نتایج نامطلوبی به بار آورده، مانع از گسترش آزادی و دمکراسی و نهادینه شدن آن در جامعه شده و مردم را از مشارکت سیاسی دور کرده است. در دوره قاجار استبداد کهن، فرسوده و بی رمق بر ایران حاکم بود ولی هنوز تمرکز قدرت بگونه ای نبود که بتواند جنبش های محلی و منطقه ای را به سرعت سرکوب کند، در نتیجه جنبش هایی در مناطق مختلف شکل می گرفت که گاهی مترقی و گاهی هم ارتجاعی بودند، ولی در مجموع زمینه ساز جنبش مشروطه خواهی شدند ( مرکز غیبی تبریز، مراکز حزبی و فرهنگی با گرایش های سوسیال دمکراسی در آذربایجان و... ) که اهداف مترقی و آزادی خواهانه داشتند و بخشی از آن خواسته ها در اصل انجمن های ایالتی و ولایتی انعکاس یافت. با حاکمیت رضا شاه و سرکوب شدید جنبش های محلی در راستای ایجاد ملت واحد با زبان، تاریخ و فرهنگ همسو که به تمرکز قدرت در یک جا منتهی شد، شرایط دیگری بر نظام سیاسی و اجتماعی کشور حاکم گردید که در آن قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی در دست یک نفر و یا یک گروه قرار گرفت. تمرکز قدرت در یک جا همچنان ادامه یافت و در انقلاب ۱٣۵۷ هم خود را نشان داد، قدرت ولایت از شاه پیشی گرفت. گروه خاصی به رهبری روحانیت در مرکز آن قرار گرفته ساختار مرکز گرا را برای پیشبرد امیال و اهداف ارتجاعی خود حفظ کردند. بنابرین نظام متمرکز سیاسی در ایران از یک سو مانع از مشارکت سیاسی و نهادینه شدن دمکراسی و مولفه های آن در کشور شده و از دیگر سو جلو پیشرفت اقتصادی و اجتماعی را با شیوه و روش های مختلف گرفته است. از این رو فدرالیسم می تواند جایگزین این نظام کهنه و فرسوده شود.
پرسش ۲- نوع فدرالیسم مورد نظر شما، چگونه است، آیا می تواند مشکلات اتنیک ها در ایران را حل کند، چرا؟
یکی از دشواری های سیاسی در ایران عدم استقبال و مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی جامعه است، آنان خود را سهیم در رهبری و اداره جامعه نمی بینند و این سخن را بر زبان می آورند که ما کاره ای نیستیم، آنان ( رهبران با قدرت متمرکز ) نه به خواسته ما توجهی می کنند و نه به سخن ما گوش می دهند و صدای ما هم به گوش تهران نمی رسد! اگر به این گفتار تبعیض دینی، مذهبی و قومی هم افزوده شود که در قانون اساسی قید شده و امتیاز و برتری را به شیعه گری داده و هیچگونه نظارتی هم بر عملکرد ولایت پیش بینی نشده، در نتیجه گروه های اتنیکی خود را همواره در حاشیه دیده، احساس همبودی، نزدیکی و یا همسویی با مرکز نمی بینند و احساس هم نمی کنند، بنابرین مشکلات اتنیک ها با مشارکت آنان در سرنوشت سیاسی و تعیین چگونگی آن از سوی خود آنان مشخص و اجرایی خواهد شد آنچه مسلم است فدرالیسم در مشارکت سیاسی اتنیک ها موثر خواهد بود ولی نوع فدرالیسم نیازمند کارشناسی است که ساختار اجتماعی، جامعه شناسی و در هم تنیدگی جامعه را مورد بررسی قرار دهد و آن را بر اساس جمعیت، جغرافیا و یا روش های دیگر مشخص سازد.
پرسش ٣- چه روابطی میان رفع تبعیض و فدرالسیم و دمکراسی می بینید؟
فدرالیسم به نظام های غیر متمرکز گفته می شود که در آن مراکز قدرت متنوع و مشارکت توده ای گسترده است، مردم در انتخابات شرکت می کنند، پارلمان محلی خود را تشکیل می دهند، در فعالیت های عمرانی، فرهنگی و اجتماعی فعالند، نظارت بر عملکرد نمایندگان خود در نهاد های تصمیم گیری خود بعهده دارند و نمایندگان منتخب در دست رسند، هرگاه نیاز و اشکالی در کار خود می بینند و یا احساس می کنند، می توانند با آنان تماس برقرار کنند و مسائل خود را رو در رو با آنان در میان بگذارند. از آن گذشته پیگیر منابع مالی و مالیات پرداختی خود هستند که بدانند در کجا و چگونه هزینه می شود. در مواقعی آنان هم فرهنگ و هم زبان با مرکز نیستند، مالیات پرداختی آنان در فرهنگستان و مراکزی هزینه می شود که ارتباط زیادی با زبان، تاریخ و فرهنگ بومی آنان ندارد و گاهی هم زبان و رفتار آنان مورد تمسخر و تحقیر مرکز نشینان و کوشندگان رسمی و وابسته به آنان می شود ( در رابطه با ترک های آذربایجان، سوسک خواندن روزنامه ایران ارگان رسمی دولت، انتشار آنکت تحقیر آمیز صدا و سیما که از بودجه عمومی تغذیه می کند و... )، بنابرین اگر اصل مشارکت سیاسی را یکی از اصول مهم دمکراسی بدانیم و فدرالیسم زمینه ساز این مشارکت باشد، رابطه بین دمکراسی و فدرالیسم آشکارتر می شود، در نتیجه فدرالیسم رابطه مستقیمی با دمکراسی و گسترش آن در جامعه چند ملیتی دارد. تبعیض هنگاهی خودنمایی می کند که گروهی از مردم با برتری جویی ( دینی، نژادی، زبانی ) خود را بر تر بدانند و یا احساس بکنند، اگر این گروه در مرکز قدرت قرار گیرند، فاجعه می آفرینند و تبعیض خشن را با رفتار خود نشان می دهند، از آن رو برای پیشگیری از تبعیض، تقسیم قدرت و نظارت بر آن ضرورت دارد و فدرالیسم بخشی از آن را اجرایی می کند. یکی از اهداف فدرالیسم پایان دادن به تبعیض در جامعه است که باید پیگیر آن باشد.
پرسش ۴- نظر شما در مورد رابطه ناسیونالیسم و فدرالیسم چیست؟ آیا فدرالیسم موجب تجزیه ایران می شود، چرا؟
فدرالیسم و ناسیونالیسم دو واژه از هم جدا و گاهی در مقابل هم قرار می گیرند، اساس فدرالیسم را همکاری، همسویی، همبستگی و تفاهم تشکیل می دهد که برای پیشبرد اهداف و خواسته هایی گروه های قومی و ملی در کنار هم قرار گرفته، نهاد های اجرایی خود را تشکیل می دهند و شرایط داوطلبانه خود را بصورت نوشتاری، مستند و نهاد ها و ارگان های ناظر بر اجرای آن را که مورد قبول طرفین باشد تشکیل می دهند. فدرالیسم روش و نظام اداری یک جامعه چند فرهنگی و چند واحد ملی است که انسان ها و گروه ها با حفظ ویژگی های فرهنگی و ملی خود، همکاری با دیگران را بااحترام متقابل به پیش می برند، ناسیونالیسم واژه جدید و خطرناکی است که گاهی با نفرت پراکنی و برجسته کردن تفاوت های ظاهری بین انسان ها و کاربرد خشونت به سوی قدرت گام بر می دارد. اساس ناسیونالیسم را ایدئولوژی ملت گرایی با اندیشه های دروغین برتری جویی تشکیل می دهد. ناسیونالیسم با نفرت پراکنی، نفی و انکار دیگران به تحریف تاریخ می پردازد تا با سوداگری خود احساسات دروغین به مردم، بویژه به جوانان مجذوب خود تزریق نماید و نفرت و دشمنی را در بین توده های مردمی گسترش دهد. ناسیونالیسم افراطی گاهی خوشبختی و رهایی خود را در نابودی دیگران جستجو می کند، در حالی که رهایی واقعی در همکاری، همبستگی، تفاهم و صلح بین انسان ها نهفته است.
آنچه تمامیت ارضی ایران را تهدید می کند، عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی با نظام استبدادی است، فاصله بین مرکز و پیرامون هر روز رو به گسترش است، همه امکانات اقتصادی و منابع مالی کشور خرج نگهداری از مرکزی می شود که کارآیی خود را از دست داده، با گسترش دزدی، فساد و رانت خواری به دشمنی و نفرت پراکنی ادامه می دهد تا پایه های سست خود را حفظ کند. فدرالیسم در گذشته و حال هرگز تهدیدی برای تجزیه ایران نبوده است، جنبش های ملی هم که در گذشته خواهان اجرای اصل ایالتی و ولایتی، مندرج در قانون اساسی مشروطه بودند، تاکید بر تمامیت ارضی داشتند.
پرسش ۵- در رابطه با فدرالیسم، غیر آنچه آمد، آیا مسئله مهم دیگری در نظر دارید که مطرح کنید ؟
ایران سرزمین وسیع و گسترده ای است، اقوام و ملل گوناگون با ویژگی های فرهنگی، زبانی و تاریخی در آن زندگی می کنند، سال های طولانی این انسان ها در کنار هم زندگی کردند، از هم آموختند و به هم یاد دادند، هزاران پیوند آشکار و پنهان در بین آنان برقرار شده، نسبت به هم عشق می ورزند و دوست دارند که در کنار هم زندگی کنند و جامعه ای مرفه بسازند، بیش از صد سال است که در آرزوی آزادی و دمکراسی جانفشانی می کنند ، بعد از این همه مدت به این نتیجه رسیدند که یکی از موانع رشد همه جانبه در این سرزمین گسترده تمرکز قدرت در یک مرکز و سایه شوم آن در جامعه است که به جای ترقی خواهی و پیشرفت، ارتجاع و خرافات را گسترش می دهد. در نتیجه راه رهایی، گذر از قدرت مرکز گرا و تشکیل قطب های دیگر است که با هم در همبستگی و تفاهم به سازندگی بپردازند. در این نظام مشارکت سیاسی افزایش می یابد و رقابت های اقتصادی و ورزشی از یک سو مشوق و از دیگر سو به پویایی و شکوفایی جامعه می انجامد. برخی از احزاب سیاسی در سال های گذشته با شناخت از جامعه آن را کثیرالمله خوانده خواهان گسترش همبستگی در میان آنها شدند، به امید روزی که فدرالیسم صلح طلب حاکم باشد و واحد های فدراتیو با همبستگی و تفاهم مجموعه ای بسازند که در آن خشونت، تبعض، نفرت، جنگ طلبی و توطئه جایگاهی نداشته باشند...

محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se