لحظه درک واقعیت برای ترامپ و استراتژی او در مورد ایران فرا رسیده است-ایرج واحدی پور


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۷ مهر ۱٣۹۶ -  ۱۹ اکتبر ۲۰۱۷


 دیپلماسی روشی است که تردستی لازم دارد، تلاش بی پایان میخواهد برای اینکه همه توپها را در فضا نگاه داریم. گاهی اوقات، سقوط یکی از توپها برای اینکه سایر انها به حرکت خود ادامه دهند عملی احتیاطی و لازم است. بعضی مواقع اگر اجازه بدهیم همه توپها بیفتند و از نو حرکت را شروع کنیم معقول تر است. ایالات متحده در خاور میانه با چنین مخمصه ای رو به رو است. شاید در حالیکه باید روی چند توپ مهم تمرکز کرد، توپ های زیادی در فضا گذاشته اند.
    در حا لی که همه در روز جمعه منتظر سخنرانی دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایا لات متحده در مورد برجام (که معاهده یا معامله ایران نیزگفته میشود) بودند، آنچه که مشاهده شد این بود که او استراتژی جدیدی در مورد ایران، برای دوران پس از دولت اسلامی(داعش) دارد.
    سلمان پادشاه سعودی، در ژست کم سابقه ای در روز شنبه به ترامپ تلفن کرد که شادی خود را از استراتژی قطعی جدید او وبر خورد تها جمی اش با ایران ابراز دارد. سلمان نقش رهبری ترامپ در خاورمیانه و شناخت او از اهمیت «جنگ طلبی ها و تهدید هایی» که از طرف ایران اعمال میشود را ستود ، و خوش آمد گفت و تا کید کرد که لازم است که «کوشش های اساسی» در این زمینه به عمل آید.
    ترامپ به گرمی پاسخ داد و از پشتیبانی سلمان تشکر کرد و اشتیاق خود را به کار مشترک در زمینه صلح جهانی و امنیت و استحکام پیوند های دو طرفه اعلام کرد.
    استراتژی ترامپ در مورد ایران، طرح رویایی برای عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اسرائیل است. میتوان آنرا به از سر گیری اقدامات قدیمی به منظور محدود کردن ایران و ایجاد سیستم متحدی از ایالات متحده و متحدین محلی آن در اطراف ایران ارزیابی کرد. شرایط امروزی ولی با
گذ شته تفاوت دارند. آمریکا و متحدینش شکست خود در جنگ سوریه را شاهد هستند و دارند با اتومبیل های خود دور می زنند که از این راه پر خفت و خواری و عواقب دراز مدت آن خارج شوند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی که با اعتلای ایران رو به رو هستند خواهان اعلام منافع مشترک با اسرائیل هستند.
    واضح است که بر آورد روسیه از اینکه روابط استراتژیک آمریکا و سعودی تضعیف شده است
نا رس و شاید ناقص است. در صحنه شطرنج خاور میانه نزدیکی روسیه به ایران تنها بردی است که روسیه به آن رسیده است، جدا از اینکه این نزدیکی انتخاب مرجحی برای او به حساب میآ ید یا خیر. رئیس جمهور پوتین آماده میشود که روز اول نوامیر در تهران باشد.
      معاهده اتمی ایران در آتیه قابل پیش بینی و منطقآ در خطر نیست. و در این زمینه اتکاء ایران به مسکو حکایت از بحران ندارد. از طرف دیگر، بریتانیا،فرانسه وآلمان به هم نزدیک شده اند وپیشنهادی را مطرح کردند که سران این دولت ها در یک جلسه مشترک، و در یک خطابه مشترک در روز جمعه اعلام کردند که «به طور سازنده ای با ایران همکاری خواهند کرد» و به نگرانی های آن در مورد سیاست های منطقه ای توجه خواهند کرد.
    تهران از همکاری سازنده با قدرت های غربی استقبال میکند که به وضوح طالب جوابگویی به نگرانی های امنیتی جمعی منطقه ای هستند، هر چند یرای دیدن حساسیت دولت ترامپ به چنین       پروسه ای باید صبر کرد. اگر همکاری اروپا با ایران در موضوع امنیت منطقه ای و حفظ ثبات داخلی عملی شود،همکاری این کشور خیلی سریعترانجام میشود و این همان چیزی است که تهران آرزو میکند.
    در مورد ترکیه ــ استقرار نظامیان ترکیه در استان ادلب در شمال سوریه به نظر میرسید حرکتی بود در جهت کاربست قرارداد آستانا Astana به قصد ایجاد آرامش در منطقه با پشتیبانی روسیه و ایران. اما تقدم شماره یک برای ترکیه به نظر میرسد که تسهیل تهاجم کردهای سوریه به سمت ناحیه ساحلی لاتا کیا بود که یک ناحیه ملی نژادی ایجاد کند.
    ترکیه امیدوار است که ازخارج به کردها حمله کند و آنها را به استان محلی خود آفرین عقب براند.
    ترکیه به نظر میرسد که برنامه حضور نظامی طولانی در شمال سوریه را دارد. این باید باعث ناراحتی مسکو شود. لحن تند استثنایی سوریه در روز شنبه در مورد استقرار نظامیان ترک در ادلب باید با موافقت روسیه صورت گرفته باشد.
    بهر حال آنچه که مسکو نمیتواند با آن کنار بیاید روابط ترکیه و آمریکا است. و بیشتر مربوط به مرحله جدید جنگ سوریه است که تازه شروع شده و و به دنبال شکست داعش در پایتختش رقه وبه اسارت نیروهای نظامی سوریه (به اضا فه میلیشیای متحد آنها و نیروی هوایی روسیه) میادین روی شط فرات(نزدیک میادین نفتی العمر در استان دیر الزور) در آمدن آنها ست.
    آمریکا با یک انتخاب فثط یک امکان رو به رو است. او میتواند خود را از درگیری سوریه در این مرحله به بهانه شکست خوردن داعش در رقه جدا کند. ولی این به معنی رها کردن متحدین کرد به دست سرنوشت است. طبیعی است اگر آمریکا این موضع را انتخاب کند، راه را برای اصلاح روابط با ترکیه هموار میکند. اما این انتخاب یک جهت نا خوش آیند نیز دارد و ان گسترش مداوم نفوذ ایران در هر دو کشور عراق و سوریه و نیز احتمال حضور ایرانی ها در شرق مدیترانه است. و این البته استهزاء استراتژی سخت اعلام شده از طرف ترامپ در مخا لفت با سیاست های منطقه ای ایران است.
    بر عکس، اگر آمریکا بخواهد نقش بزرگتری (مانند بستن راه زمینی ایران به سوریه) بعد از تصرف رقه در سوریه داشته باشد نیاز دارد که نظامیان آمریکا را در حد ضرورت در آنجا نگه دارد تا گسترش نفوذ ایران را تهدید کند و به تآخیر اندازد. روشن است که این حالت چیزی است که متحدین منطقه ای آمریکاــ اسرائیل و عربستان سعودی ـ به آن امید بسته اند و استراتژی جدید ترامپ در افغانستان به این امید میدان میدهد.
    بهر صورت ، ادامه حضور نظامی آمریکا به معنی وابستگی به غیر نظامیان مسلح کرد است. این ممکن است برای روابط آمریکا و ترکیه بد عاقبت باشد وحتی آنکارا را تحریک کند که به سمت اتحاد با روسیه و ایران پیش رود. اتحادی که میتواند شرایطی در روی زمین ایجاد کند، که آمریکا را مجبور کند که در زمانی ،به قصد کاهش تلفات خود از سوریه خارج شود، همانند آنچه که در سال ۱۹۸۳ در لبنان اتفاق افتاد.
    استراتژی ایرانی ترامپ، به طور نا محدودی کاربست جغرافیایی - سیاسی دوران بعد از داعش را مشکل میکند. او در شرایطی که تردستی وی کارآیی نداشت، توپ دیگری به صحنه اضافه کرد.