اسب ترویا؛ نسخه «آزاد سازی» مبارزه! - فرهاد عاصمی

نظرات دیگران
  
    از : معصومه افشار نیا

عنوان : تشکر از اقای فرهاد عاصمی
اقای عاصمی گرامی با سلام و تشکر از پاسخ خوب و واضح شما، دوست گرامی..
ما در جهان بینی مان و در کل نسبت به پدیده های هستی و از ان جمله تاریخی ، سیاسی و اجتماعی و غیره..گاه همسان و گاه نزدیکیم ،و گاهی بسیار دور ..

در این باب ،در مورد تاریخ ایران و دلائل اوضاع و احوال امروزش..ما بسیار بسیار از هم دوریم،شما به گونه ئی و من به گونه دیگری میاندیشیم ،نسبت ندانستن و یا اشتباه فکر کردن به دیگری..حقیر و بچه گانه ست اقای عاصمی..و از حدود و مرز سن و سال ما و تجارب ما..گذشته است و در خور ما نیست. خوشبختانه چنین موارد پوچی بین چند نوشته ما نبوده و نیست..،اما اصل مهم قبول این ناهمگونی و احترام به نظرات دیگران، مقدم است به تصور من و شما هم نیز...
اگر ما در طی قرنها ی گذشته ،حاکمانی مردم دوست،وطن پرست و لایق میداشتیم و از پرورش و تربیتی صحیح برخوردار میشدیم ،امروز اینهمه دوری، پراکندگی و کینه ورزی و هزاران مشکلات برامده از این ها،را بدین پر رنگی نمیداشتیم..
در سایت های فارسی زبان وقتی یکی دو روز تمام وقت بگذارید و به ارشیو نظرات نگاه کنیم..عمق این نا مهربانی..دوری از هم و دشمنی های بی مورد و گاه بد زبانی های سخیف،ما را بسیار متاثر میسازد..چرا؟

میدانید دوست عزیز..روش این چنینی که در بخش نقطه نظرات سایت ها ست اصولا روش منطقی و درستی نیست . چرا که بحث های علمی و فلسفی و سیاسی تاریخی را مگر میتوان با ده پانزده خط نوشت؟
و یا در چنین محدودیتی به تحلیل و بحث پرداخت؟
بنظر من خیر..اما باز این روش را ما انجام میدهیم و در همین کوتاه نوشته ها ،دچار سوءتفاهم ها،سوء برداشت ها و بسیاری مسائل منفی دیگری میشویم و در نتیجه با نوشتا،گاه زشت و بی ادبانه خود دیگری را میرنجانیم..و این تا بحال بسیار بیشتر به پراکنده گی ایرانیان دامن زده است..
بطور مثال همین دو سه جمله کوتاه قبل شما ..و سوال من..توضیح کامل و منتقی و خوب شما ،سوء تفاهم را نیز از بین برد...
اقای عاصمی عزیز...درست که بنگریم..بنا نیست که همه در مسائل مهم اجتماعی و سیاسی و تاریخی و یا فلسفی مانند هم فکر کنند و یک زبان باشند..اما همکاری و همیاری متقابل و احترام و قبول مخالف با معیار های اخلاقی و انسانی ست که در پیشرفت انسانها کمک میکند..شما هم بخوبی میدانید..

دوست گرامی،ایران ما در دوران غم انگیز و درداوریست..تباهی و ویرانی بیداد میکند..خسارت های انسانی ،فرهنگی ،تاریخی و مادی و معنوی از همه سو بر مملکت و توده مردم هجوم اورده است..خسارات جبران ناپذیر!
بیائید ارزو کنیم و امیدوار باشیم نوه های ما..نسلهای اینده این خانه را دو باره بسازند و بر پایش دارند دوست عزیز..
اختلاف نطرات سیاسی بسیار عمیق تر و حجیم تر از این است که ما تصور میکنیم..
و از انجا که طریقه همکاری و کوشش های جمعی را به توده مردم و ما، نیاموختند..دولت های گذشته..امروز با انبوه مشکلات فراوانی دست بگریبانیم..هر کسی نیز خر خود را میراند و ..به هیچ کس وقعی نمیگذارد...
همه ما وطن خود را و توده مردم را دوست داریم و سعادت ،استقلال و ازادی این قوم را
ارزو مندیم..ما که چه درست و چه اشتباه ،شما ، من ،بسیاری دیگر همفکران شما..همفکران من..همه ما جوانی،تمایلات و بسیاری از ارزوهای خود را بکناری نهادیم و در این راه انچه که خود،فکر میکردیم درست است و احساس میکردیم منطقی ست..
با همه عشق و قدرتمان کوشیدیم..اما دشمنان ازادی و شرافتمندی انسانی، دشمنان مملکت ما و ما..بسیار بیشتر از ما در توان داشتند و در چنته...لبخندی تلخ باید !!

در خاتمه..دوست عزیز ممنونم از پاسخ خوب شما و من نیز دست شما را به گرمی میفشارم..
معصومه افشارنیا.
۷۴۹۴۰ - تاریخ انتشار : ٣۰ خرداد ۱٣۹۵       

    از : فرهاد عاصمی

عنوان : تعمیق یا دقیق تر، ارتقای انقلاب از مرحله سیاسی به اقتصادی- اجتماعی!
بانو معصومه افشارنیا ی گرامی، تصدیق می کنید به همه پرسش ها شما نمی توان در ابرازنظر محدود پاسخی شایسته داد. من در نوشتاری مجزا به آن پرسش ها که برای مبارزه امروز "چپ" کمک است خواهم پرداخت.
تنها به طور کوتاه ذکر شود که تصاحب قدرت سیاسی، مرحله سیاسی انقلاب است. ارتقای آن به مرحله اقتصادی- اجتماعی، یافتن "اقتصاد سیاسی" جدید، به سخنی دیگر "راه رشد جدید" برای فرازمندی ترقی خواهانه ی جامعه است. بدون تردید با تصویب قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بزرگ بهمن ۵۷ مردم میهن ما، با وجود نقایص و محدودیت های آن که اصل ولایت فقیه محور آن ها را تشکیل می دهد، زمینه نظری و برنامه ای برای ارتقای انقلاب بهمن به سطحی والاتر ایجاد شد. تحقق بخشیدن به اصول ترقی خواهانه و دموکراتیک قانون اساسی (اصل های ۴۳، ۴۴، ۲۶ و ...) ممکن نشد و انقلاب به مرحله تعمیق اقتصادی- اجتماعی ارتقا نیافت. این ناکامی پیامد ایجاد نشدن "جبهه متحد خلق" که پیشنهاد ضروری و تاریخی حزب توده ایران بود، و همچنین پیامد کوشش مستمر ضدانقلاب داخلی و خارجی (ترورها، جنگ امپریالیسم به راه انداخته عراق علیه ایران و...) و سواستفاده آن از مذهب سنتی و ارتجاعی و ضد توده ای، و عوامل خارجی و داخلی، عینی و ذهنی دیگر است که علل ناکامی را تشکیل می دهد. این ناکامی انقلاب راه ارتقای انقلاب را مسدود و آن را با شکست روبرو ساخت.
آموزش از این شکست برای "چپ"، در گام نخست، درک ضرورت یافتن زمینه اتحاد وسیع با دورنمای وحدت استراتژیک برای شرایط کنونی است. باید پرچم ترقی خواهی دموکراتیک و میهن دوستانه را با برنامه ای روشن و شفاف برای فرازمندی اقتصادی- اجتماعی جامعه ایران مطرح ساخت. «اقتصاد سیاسی» چنین برنامه ای را حزب توده ایران اقتصاد سیاسی مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب می نامد. به منظور ارایه برنامه اقتصاد ملی برای این مرحله کوشش هایی در جریان است که می توانید ازجمله با مراجعه به مقاله زیر بیابید: ”اقتصادِ سیاسیِ“ مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب“ (۳)، http://www.tudehiha.com/lang/fa/archives/۲۷۵۰
دستتان رامیفشارم
۷۴۹۱۱ - تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱٣۹۵       

    از : معصومه افشار نیا

عنوان : چیستان؟
اقای عاصمی این نوشته شما چه مفهومی دارد؟

برای تعمیق انقلاب از مرحله سیاسی به مرحله ی اقتصادی نیازمندی انقلابیِ روز بود،
ممکن است توضیح واضح تر و بیشتری بدهید؟
من نمیفهمم این جمله را که منظور و مقصود شما چیست "مرحله سیاسی..به اقتصادی چه مرحله ئی ست؟
بسیار ممنون خواهم شد مرا روشن کنید اقای عاصمی
متشکرم
۷۴۹۰۴ - تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱٣۹۵       

    از : معصومه افشار نیا

عنوان : ...طلب جام جم؟
نوشته شما ، اقای عاصمی:

حزب توده ایران مدافع اهداف ملی و دموکراتیک انقلا بهمن بزرگ ۵۷ مردم میهن ما بود و هست. این سیاستی متین، علمی، مردمی و ملی بود و هست. واکنش های احساسیِ

واکنش های احساسی؟
اقای عاصمی ارجمند گویا شما در سالهای اغازین ۵۰ زندگی میکنید،این شعارهای زیبا و فریبنده ،سالهاست به تاریخ گذشته سپرده شده اند.
شما مگر در خارج از ایران نیستید؟ تا به امروز صدها اسناد و مدارک از منابع رسمی و غیر رسمی سازمانهای مختلف در اروپا و امریکا در باره اهداف سرمایه داری و اینده خاورمیانه و نقش ایران ،در اغاز سالهای ۷۰ میلادی ..چاپ و افشاء گشته است..خبر ندارید؟
هنوز نام " انقلاب بزرگ ؟
در ضمن اقای عاصمی شما و اقایانی که به دفاع از حزب توده سخن میگیوئید ،نظرات شخصی خود را نسبت به یک مجموعه سیاسی بیان داشته اید..که مورد احترام است.ما در قرن بیستو یکم زندگی میکنیم احترام متقابل به مخالف...دفاع از عملکرد سیاست های حزب بگردن کسی ست که به اروپا فرستاده شده است ، اقای خاوری میبایست از سیاست های حزب خود به دفاع بر ایند.
سکوت ایشان برای پرسش کننده گان کافیست!
نظرات شخصی نمیتواند بیان گر عملکرد و سیاست های حزب توده باشد .کسانی میبایست به انبوه پرسش ها پاسخ گویند که در رهبریت حزب و تمام ان تصمیم گیری های دورات ۵۷ دخالت داشته اند...تا کنون هیچ یک از بازمانده گان رهبریت وقت به مردم ایران و هواداران و اعضا در یک تحلیل و بررسی جامع نپرداخته اند و در پیشگاه مردم حقایق را باز گو نکرده اند این خود معمائی ست!
دکتر سروش،ارجمند و سهراب سماعی...این اقایان کجایند؟
بازی با کلمات،مغلطه ،باز گو نمودن اصطلاحات علمی،سیاسی و در کل بقول ما ایرانیها ،با کلمات قلمبه سلمبه" سعی در بیراهه زدن و اصل مطلب را به زیر فرش جارو نمودن...کاری از پیش نمیبرد.امروز مسائل زیادی برای مردم روشن گردیده است.

جواب سوال شما اقای عاصمی در اثار ارزشمند مشاهیری چون" کائوتسکی (منشی انگلس) پلخانوف،انگلس و لنین و بسیاری دیگر موجود است نیازی نیست که از من بخواهید دوست عزیز!
وقتی ، دوما به نمایندگی از سوسیالیست های مشهوری چون ملیونوف،رودیچیف و دیگران خواستارازادی قهرمانان ازادی :تروتسکی.و صدها انقلابی دیگر که اقای استالین برچسب مجرمان و گناهکاران اجتماعی را زده بود،شدند جواب استالین این بود:
اول امنیت بعد اصلاحات!! کسی که تا سن ۱۹ سالگی ۱۳ فقره پرونده سرقت ،چاقو کشی و بزه کاری در شهر خود داشت..رهبر انقلاب روسیه شد!
قدرت در مرکزیت به چنین شخصی متوقف گشت و درخت از همان اغاز کج بار امد.
حکومت شوارئی..شد حکومت فردی .دیکتاتوری از انجا اغاز شد و در حزب توده ایران نیز همان بود اقای کیانوری فرمانروای ارتش ازدی خواهان شد!
در کدام تصمیمی از اعضا نظرخواهی و رای گیری میشد اقای عاصمی؟
پس شما نیز معتقدید که یک نفر باید فکر کند،تصمیم بگیرد و عمل کند و هزاران دیگر..هیچند..بله؟
کلماتی از قبیل ،همیاری..همکاری شورائی..اشتراکا..و اینها تنها دکورند؟
اقای عاصمی ..هر پدیده ئی اغاز،دوره زیست و تکامل و مرگ خود را دارد این قانون طبیعت است..هر دوره تاریخی نیز شامل همین قوانین است.رفیق بازی ها..شعارهای مهیج و این چنینی در نوشته شما تعلق به امروز ندارد..امروز تمام اهداف کمونیست ها در مدارس شهرهای کشورهای جهان ،دانش اموزان در مدارس با کنجکاوی از معلمان خویش میپرسند:
چرا فقر وجود دارد؟ چرا انسانها یکدیگر را میکشند..اسلحه چرا داریم و چرا بی عدالتی ست در زندگی و ..و غیره..انسان راهی جز رسیدن به مساوات و مواسات و عدالت که به سعادتمندی انسانی منجر میشود..ندارد اما برای رسیدن به این اهداف باید معنای سوسیالیسم و سعادتمندی را درک کندو این نیز نه با انقلاب بلکه با پرورش ،اگاهی و دانش به انسانها میسر است. حزب یا سازمان و انقلاب جنگل و این قبیل..تعلق به تاریخ و شرائط خاص گذشته خود را دارد و نه امروز .این نظریه علمی ست .
امروز مسئله مهم کارشناسان سرمایه داری که شدیدا از توسعه ان به جرائد و مطبوعات جلوگیری میشود این است که:
با تعداد بمب اتمی که بر روی کره زمین است چه باید کرد؟
کافیست دیوانه ئی به کارکرد انها دست یابد!
سرمایه داری خود در راه رسیدن به نتایج شوم عملکرد قرن اخیر خویش است و بدنبال راه برون رفت.
گیریم که هم در زادگاه سوسیالیسم و هم در ایران ، حزب توده ایران..هیچگونه لغزش و اشتباهی نبوده است..بله؟
کافیست به جهان امروز نگاهی کنیم.اتحاد شوروی فرو پاشید..ایران عزیز ما هم که امروز این است..ویران و تباه..نتایج داده شده مطلوب نبوده است.تنها احوال امروز بیانگر شکست ان شیوه و راه میباشد.پس باید طریقه دیگری رفت.تجربه شکست خورده را مگر دوباره میاموزند ؟
اصولا حزب عزیز و با شکوه..به وظائف خود نیز بدرستی عمل کرده است..ایا نتیجه مطلوب بدست امده؟ خیر.
زمان و شرائطی که حزبی سیاسی را مطلبید..از برابر ما امدو رفت و گذشت اقا..نشد انچه که میبایست میشد..
پس راهی دیگر باید پیمود..اما نه در یک فضای دیکتاتوری سابق که در اتحاد شوروی و در حزب توده در ایران بود..ازاد..مشترکا..شورائی به معنای دقیق و حقیقی ان و نه در تنها بروی کاغذ در اساسنامه ها!!
اخبار روز ..شاید این نوشته را چاپ نکنید اما میتوانید به اقای عاصمی پست نمائید.
با تشکر.
م.افشار نیا
۷۴۹۰٣ - تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱٣۹۵       

    از : کوشا کوشا

عنوان : ترجمه تحریف شده
اقای عاصمی نامه فردریک انگلس به بلوخ به زبانهای انگلیسی و المانی و فرانسوی موجود است.
ترجمه این نامه توسط حزب توده ایران تحریف شده و همساز با منافع سیاست های خارجی اتحاد شوروی سابق و همخوانی با سیاست های دیکته شده اش به احزاب "برادر" تهیه و ترجمه و چاپ گردیده است دوست عزیز..
این دو مین نامه در چاپ اصلی ست که در صفحات ۱۲ تا ۱۴ کاملا درج گردیده است و هیچگونه مطابقتی با چاپ و ترجمه حزب ندارد ، البته شباهت هائی موجود است.

این کتاب دراروپا در تمام کتابفروشی ها وجود دارد.
بنده میتوانم تصویر نامه را به هر سه زبان برای اخبار روز بفرستم .
البته با گارانتی درج ان!
۷۴٨۹٣ - تاریخ انتشار : ۲٨ خرداد ۱٣۹۵       

    از : فرهاد عاصمی

عنوان : وظیفه کماکان دفاع از اهداف ملی- دموکراتیک انقلاب است!
حزب توده ایران مدافع اهداف ملی و دموکراتیک انقلا بهمن بزرگ ۵۷ مردم میهن ما بود و هست. این سیاستی متین، علمی، مردمی و ملی بود و هست. واکنش های احساسیِ بانو معصومه افشارنیا می تواند حتی قابل درک باشد، اما مستدل و قانع کننده نیست، زیرا انتقادی بدون ارایه پیشنهاد است. او نمی گوید، حزب توده ایران می بایستی چه سیاستی، جز دفاع از اهداف مردمی و ملی انقلاب به مورد اجرا می گذاشت و یا باید اکنون به آن عمل کند؟
راستی، آن روزها که کمک نظری و عملی همه نیروهای چپ و میهن دوست برای تعمیق انقلاب از مرحله سیاسی به مرحله ی اقتصادی نیازمندی انقلابیِ روز بود، منتقدان احساسی و عصبی ی کنونی کجا بودند؟ از چه سیاستی دفاع می کردند؟ موضعشان چه بود؟ نظر امروزشان برای گذار از دیکتاتوری حاکم و نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی شده ی امپریالیستی در ج ا چیست؟ پیشنهادشان برای راه رشد و "اقتصاد سیاسی" مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب چیست؟
۷۴٨٨۹ - تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱٣۹۵       

    از : امیر ایرانی

عنوان : شهری یا لشکری باید باشد تا اسب تراوا را به درون آنان فرستاد
افرادی همانند شیدان وثیق که بگونه ای در پی مطرح کردن ایده هایی هستند( البته ایده های آنان قابل بحث و پرسش برانگیز نیز می باشند) که ایده های آنان، منجر به احیای تفکر سوسیالیسمی در جوامع شوند هدفشان و اقداماتشان می تواند ناشی از چه باشد؟ می توان گفت: شاید اقدامات آنان ناشی از این باشد؛ چون آنان پی برده اند با توجه به تجربیات تاریخی و ویرانی هایی که بر اساس خوانش هایی از مارکسیم برای بشریت حادث شده، پس هر نوع مانور دادن روی خوانش های قبلی و یا بفکر احیا کردن آنان افتادن و یا مطرح کردن سوسیالیسمی که ریشه در آن خوانش های تجربه شده انجام گیرد، می تواند؛ نوعی هدر دادن انرژی مبارزاتی در جامعه و تلف کردن وقتِ نیروهای تحولخواه در جوامع باشد. و پافشاری بر همان سیاق گذشته چه بسا کار را بجایی برساند؛ که دیگر لشکری و شهری حتی بعنوان سوسیالیسم باقی نماند که دشمنان بخواهند بفکر این بیفتند که اسب تراوای خودشان را به درون لشکر یا شهر بفرستند. پس اول باید شهر یا لشکری باشد تا دشمن بفکر فرستادن اسب تراوایاشان بیفتند!.
۷۴٨٨۴ - تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱٣۹۵       

    از : فرهاد عاصمی

عنوان : پاسخ به پرسش ساده ی به سود کیست؟!
”ناواره“ی گرامی‏، پاسخ به پرسشِ ساده ی ”به سود کیست؟“، آن ستاره ی راهنمایی است که به انسان هوشمند امکان ارزیابی واقع بینانه را از پدیده های اجتماعی می دهد. همان طور که خود شما اذعان دارید، در نبود ”کا گ پ“ نیز این اسلوب علمی- ماتریالیستی- طبقاتی، اهرم توانمندی را برای شناخت سره از ناسره تشکیل می دهد!
اندیشه آقای وثیق، از واقعیت ماتریالیستی نبرد طبقاتی در جهان حرکت نمی کند که خود او در جای جای سخنانش به آن اشاره دارد، بلکه از موضع حفظ منافعی حرکت می کند که بدون تردید منافع اقتصاد ”جهانی شده“ امپریالیسم در دوران کنونی است. لذا خود او امکان شناخت نظریه پردازی پیچیده و مغشوش و سرگردان خود را در لابلای سخنانش برملا می سازد!
اندیشه ”چپ“، چه مارکسیستی- توده ای و چه نزد هر چپ صادقی که دست بگریبان نبرد طبقاتی در ایران و جهان و در جستجوی راه واقع بینانه برای پیش برد نبرد است، تنها زمانی صداقت خود را به اثبات می رساند که اول، خط پایبندی به واقعیت ماتریالیستی را در اندیشه و ارزیابی ترک نکند، و دوم، به این نکته توجه داشته باشد که تشدید توده ستیزی و کمونیست ستیزی در ایران و جهان، ناشی از بحران عمیق ساختاری، اضافه تولید، محیط زیست و ... است که دست بگریبان شیوه تولید سرمایه داری است که راه حل آن جز پایان بخشیدنِ انقلابی به این شیوه تولیدی نیست! شیوه تولیدی سرمایه داری، مانند بمب اتمی، به ابزار نابودی زندگی بر روی زمین بدل شده است و از این رو باید به آن پایان داد!
خط سرخ اندیشه انقلابی که باید دنبال نمود که با و یا بدون ”کا گ ب“ اجتناب ناپذیر است، چنین است.
نوسازی جامعه سوسیالیستی بدون اشتباه و زمین خوردن ها ناممکن است. این ساختمانی ”نو“ است که تنها ابعاد زیربنایی آن در کلی ترین ساختار ترسیم شده است. بخش عظیم روبنایی آن، بخش مدنی- فرهنگی- تمدنی آن که همان طور که بانیان سوسیالیسم بارها نشان داده اند (*)، از استقلال نسبی برخوردار است. لذا باید با حفظ موازین دموکراسی سوسیالیستی و در کوششی آگاهانه گام به گام شناخته شود و به واقعیت بدل گردد. وظیفه ای خطیر و بغرنج. به قول برشت ”آسانی که تحقق بخشیدن به آن، بغرنج است!“
* نگاه شود به نامه انگلس به ژوزف بلوخ (۲۱ سپتامبر ۱۸۹۰) در ”جامعه مدنی و آگاهی پسامدرنیستی“، ص ۱۶ به بعد در www.tudehia.com «... بخش اقتصادی جامعه، پایه و اساس زیربنا را تشکیل می دهد، اما مسائل و عوامل متعددی از روبنا، بر اشکال سیاسی نبرد طبقاتی و نتایج آن تاثیر می گذارد. ...».
۷۴٨٨٣ - تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱٣۹۵       

    از : معصومه افشار نیا

عنوان : چه کشکی و چه دوغی؟
اقای فرهاد عاصمی..بیائید یک فانتزی بسازیم:

مارکس و انگلس و لنین سر از خاک برارندو یک ماه به عملکرد ..نگوئیم حزب کمونیست شوروی..نه،تنها به عملکرد حزب توده ایران برسند...به تصور شما چه خواهند گفت؟

به تصور بسیار بسیاری از سوسیالیت های اندیشمند امروز به اعتقاد ما ،چنین خواهند گفت:
شما بزرگترین ضربه و زخم و زیان را به فلسفه و اندیشه ما ،زدید.
ما هرگز اعتقاد نداشتیم که برای پیشبرد انقلاب و تعمیق ان در پشت دشمنان خود ..سنگر بگیریم..از دشمنان خون خوار خود حمایت کنیم و صدای انان شویم..نه ..نه هرگز.
دست در دست انان پاک ترین فرزندان این مملکت را به زیر شمشیر انان بسپاریم..نه هرگز !!
۷۴٨٨۱ - تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱٣۹۵       

    از : ئاواره

عنوان : مالکیت طرازنوین بر اندیشه مارکس
اقای عاصمی خوشبختانه امروزه "کاگ ب" رادر خدمت ندارید، در غیر اینصورت حق اقای وثیق رابشمار ۳ کف دستش گذاشته بودید. همچون دکتر قاسملو که بدستور حزب طراز نوین تحت تعقیب قرار گرفت و از چکسلواکی به فرانسه گریخت. شما مرتب ادعای حق مالکیت انحصاری تان را بر علم بیچاره تکرار می کنید، اگر ممکن است بفرمایید مبانی ان تحلیل علمی و درخشانی را که شما را وادار کرد که خلخالی را بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری خود انتخاب کنید، بفرمایید؟ ایا در انتخاب شما ایده های درخشان مارکس و لنین و انگلس یار و یاور شما بود؟ اگر ممکن است سند مالکیت انحصاریتان را بر اندیشه های مارکس و لنین را رو کنید! ایا انتخاب منفورترین و هارترین عنصر حکومتی ایران به دلیل محبوبیتی بود نبود که بعلت قصابی مقامات حکومت رژیم سابق، مزدبگیران ناتو( دمکرات) و مائوئیست ها و دیگر تربچه های پوک( کومه له و راه کارگر و پیکار...) انجام می داد و شما می ماندید و آنها و بعدآ ماه عسل مورنظر با شوروی ؟ و ان عشق مفرط تان به فحاشیهای بنجل و پیش و پاافتاده علیه آمریکا ؟ ایا این نوع سیاست گذاری و رفتار سیاسی حزب توده کمونیستی ودر راه ایجاد مدنیت کمونیستی و بخشی از "پراتیک انقلابی " حزب بود و مخالفت با آن مخالفت با کمونیسم؟
بالاخره تصدیق می فرمایید که بعد از مردن لنین حکومت در دست زحمتکشان روسیه نماند و این مرگ "زمینه ساز فاجعه بیگانگی زحمتکشان از مالکیت سوسیالیستی خود بر ابزار تولید شد" ؟؟؟ به به !چه جالب ! پس حزب توده در سرتاسر تاریخ فعالیت خود به مردم و اعضای خود در مورد اینکه در شوروی حکومت در دست پرولناریاست، دروغ می گفت؟ اینجاست که پای اندیشکده ای بمیان می اید، که شما حواله اقای وثیق می فرمایید. پس شما پشتیبان، مروج و متحد دولتی بودید که در دست زحمتکشان نبود؟ پس در دست چه کسانی بود؟ شما چه عنوانی به این کسان می دهید؟ از کی بر شما عیان شد که فریب خوردید؟
سوای این همه بازی با واژگان ، فیگورهای مافوق علمی و و ادعای همه چیز دانی، هـیچ کس و هیچ دستگاه جاسوسی و رسانه امپریالیستی به اندازه حزب توده به اعتبار جنبش چپ در ایران صدمه نزده است، اگر چه این حزب در ابتدای شکل گیری سالهای سال جریانی انقلابی و مترقی بود، ولی متاسفانه بعدها بچنگ اختاپوس ماشین دولتی شوروی افتاد
۷۴٨۷۱ - تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱٣۹۵