انقلاب ایران، دومین شوک نفتی - حنیف یزدانی

نظرات دیگران
  
    از : محمود دلخواسته

عنوان : بسیار مهم
سلام آقای حنیف یزدانی

نیازی هر چه بیشتر به اینگونه تحقیقات وجود دارد تا جامعه ملی ایران متوجه علل کودتای ۳۰ خرداد که روایت به سرقت رفته انقلاب ایران می باشد بشود.

با تمام احترامی که برای شخصیت آقای بازرگان قائل هستم ولی بشدت به بسیاری از اعمال سیاسی ایشان نقد دارم. از جمله به این دلیل که ایشان حق نداشتند بدون اجازه و در جریان گذاشتن مردم، خود را در سمت ولی فقیه مردم قرار داده و از طرف آنها به مذاکرات پنهانی با آمریکا دست بزنند.

در رابطه به علت بالارفتن قیمتها و شوک اول نفتی شاید این بخش از تحقیق اینجانب بکار شما بیاید. متاسفانه به انگلیسی می باشد و الان وقت ترجمه کردن را ندارم ولی خلاصه اینکه در آن زمان و قبل از بالا رفتن قیمت نفت، بنی صدر مقاله ای برای لوموند فرستاد و در آن بالا رفتن تصاعدی و قریب الوقوع قیمت نفت را پیش بینی کرد. لوموند به این دلیل که آن را بیش از اندازه رادیکال دید منتشر نکرد و چند ماه بعد شوک اول نفتی وارد شد. خلاصه اینکه، انباشت عظیمی از یورو دلار در اروپای غربی ایجاد شده بود و دوگل به دولت آمریکا اعتراض که از جهانی بودن دلار بنفع خود سو استفاده می کند و کوشش اروپا برای تبدیل یورو دلار به طلا در حال انجام بود که در صورت به نتیجه رسیدن به اقتصاد آمریکا ضربه سختی را وارد می کرد. برای جلوگیری از این ضربه، آمریکا از عربستان و ایران خواست تا قیمت نفت را بالا ببرند و نتیجه اینکه از انجا که خرید و فروش نفت به دلار انجام می شد، یورو دلارهای اروپا به پترو دلار تبدیل شدند و اینگونه آمریکا یورو دلارها را از دست اروپای غربی خارج کرد. چند سال بعد هم که به نتیجه رسید، تصمیم به پایین آوردن قیمت نفت گرفت که باز عربستان و ایران همراهی کردند و اگر اشتباه نکنم در قبل از انقلاب قیمت بشکه نفت به حدود ۱۰-۱۲ دلار رسیده بود.

The formation of OPEC in ۱۹۶۰, the Israeli-Arab wars in ۱۹۶۷ and ۱۹۷۳ and the oil boycotts in ۱۹۷۳ led to dramatic rises in the price of oil. However, according to Banisadr, who predicted a sharp increase in the price of oil months before the actual rise of the oil price in ۱۹۷۳, the real reason was the hefty accumulation of Euro-dollars in Europe and Europe’s desire to exchange them for American gold. The merit of this argument is strengthened by tracing the uneasy financial relations between the US and Europe to ۱۹۶۵, when French president Charles de Gaulle asserted that the US was deriving unfair advantage from being the principle international reserve currency. It was within this context in ۱۹۷۱ that Richard Nixon ended the convertibility of the US dollar into gold, thereby ending the Bretton Woods system that had been in place since the end of World War II, leading to the devaluation of the dollar against gold in ۱۹۷۱ and ۱۹۷۳ and improving the sluggish American economy. Although this policy had limited success, according to Banisadr, in order to ensure that the reserves of euro-dollars would not threaten the US economy, oil countries (encouraged by America and undertaken by Saudi Arabia and Iran) transferred these Euro-dollars to petro-dollars, thereby saving America’s economy from recession. This argument has strong explanatory power since it answers the question of how the Saudi and Shah’s regimes, both of which were totally dependent on US support and therefore unwaveringly pro-American, could adopt drastic policies which seemed detrimental to the US economy.

Banisadr tried to publish his analysis in Le Monde, however the paper declined to publish it on the grounds that the argument was too radical. Banisadr, interview, ۲۱.January ۲۰۰۵
Niall Ferguson, Australian Financial Review, ۱۱ Jun ۲۰۰۴
Banisadr, Darse tajrobeh, p. ۱۵۲.
۶۶۷۴۷ - تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱٣۹٣