خانم توحیدی و آقای جهانبگلو!
سانگ سوچی هم اسطوره نیست
- محمود دلخواسته

نظرات دیگران
  
    از : peerooz

عنوان : آواز نه آوازه خوان
زمانی که کامنت جناب راستگو را دیدم بقول زنده یاد بانو دلکش " چو غنچه سپیده دم - شکفته شد لبم زهم " که چند بار باید گفت آواز نه آوازه خوان. لابد اگر من با علم و کتل و پلاکارد و وابستگی حزبی و مرامی خود همین حرف را میزدم حرفم قبل شنیدن بود. بگذریم.

نمیخواستم وارد اصل این گفتگو شوم ، مجبورم:

برمه کشوریست که ما ایرانی ها چیزی زیادی از اوضاع بسیار پیچیده تاریخی و جغرافیایی و سیاسی و اجتماعی آن حتی در حال حاضر هم نمیدانم یعنی این کشور ربط زیادی به ما نداشته است که بخواهیم چیزی در باره آن بدانیم که میانمار کیست و در کجاست. ما میانمار را بخاطر خانم سانگ سوچی میشناسیم.

این خانم معروفتر از آنست که من بخواهم تعریفی از ایشان بنمایم که دختر فرماندهی ست که در راه آزادی برمه کو شید و جان خود را از دست داد. ایشان تحصیلات عالی خود را در هند و در محیط متاثر از فرهنگ و عقاید گاندی و نهرو انجام داد. سه سال هم در سازمان ملل متحد و در تماس اقلا اجتماعی با هموطن خود یو تانت خوشنام ترین دبیر کل سازمان ملل متحد گذراند، با وجود ادامه تحصیلات در انگلستان از زندگی در آنجا هم گذشت و سالها به مبارزه و حبس خانگی در برمه گذراند و در راه انجام وظیفه حتی از دیدار با شوهر در حال مرگ خود هم گذشت.

درک چنین بانوی مبارز و فرهیخته ای از دمکراسی و حقوق بشر و مصائب مردم محروم بسیار بیش از من و دیگرانی ست که در این باره اظهار عقیده میکنند. چنین شخصیت مبارز و آشنا به حقوق بشری را ظاهرا خامنه ای و شریعتمداری به اتهام کوتاهی در پشتیبانی از مسلمانان برمه مورد حمله قرار داده اند ( گویی خود آنها از مسلمانان چین و روسیه پشتیبانی کرده اند). اظهارات این خانم را در کامنت اول آورده ام.

در این حیث و بیص؟ جناب دلخواسته و شاید با صلاحدید جناب بنی صدر با اراذل و اوباش جمهوری اسلامی همصدا شده و به این بانوی والا میتازند که پنهانی و اجبارا خود را مدافع مصدق هم بخوانند. قبلا گفته ام که مصدق مسلمان مومن و معتقد و سکولاری بود که بر عکس دیگران هیچگاه دست هیچ آیت الهی! را نبوسید و
کاشانی و بهبهانی و دیگران بر ضد او بسیار کوشیدند. اکنون این جماعت میکوشند با پایین آوردن این بانوی والا خود را بالا بکشند. لاجرم ، دو چیز طیره عقل است ، دم فروبستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی.
۵۴۲۵۱ - تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱٣۹۲       

    از : فرید راستگو

عنوان : آقای دلخواسته خود را ناراحت نکنید
آقای دکتر دلخواسته خود را ناراحت نکنید شما فردی هستید که هم هویت سیاسی و هم هویت حقوقیتان مشخص است و انسانی سیاسی و تمام زندگی خود را در راه آزادی و استقلال ملت ایران گذاشته اید و با خط بیان آزادی دکتر بنی صدر هم موافق هستید که این حق مسلم شما می باشد. آقای پیروز اولاً فردی است که نه نظر سیاسی مشخصی دارد و نه معلوم است طرفدار کی است. شما شهامت دارید و می گوئید من مصدقی و امروز هوادار بنی صدر هستم. لذا لازم نیست خود را خسته کنید و تلاش کنید به فردی که هویت حقوقی و سیاسی اش مشخص نیست چیزی را اثبات نمائید. به نقش اجتماعی و سیاسی خود لطمه نزنید.
۵۴۲۴۵ - تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱٣۹۲       

    از : نیاز

عنوان : باز دوباره همان آش و همان کاسه
آقای دلخواسته میخواستم به شما برای نوشتن مقاله ای که استثنا در مداحی از بنی صدر و صدور حکم و بیانیه دادن برای مخالفان او از دوران های قدیم و جدید نیست و دو کلمه حرف حساب هم در آن هست تبریک بگویم اما متاسفانه در همین بخش کامنت ها باز چشمم به کامنت شما در همان زمینه ها افتاد و تصوراتم پنبه شد.
۵۴۲٣۹ - تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱٣۹۲       

    از : رازی

عنوان : شما چند نفر را می شناسید ...
آقای دلخواسته عزیز، با سلام
شما چند نفر را می شناسید که تا کمر در برابر مرتجعترین دیکتاتور قرن بیستم خم شده بر دستانش بوسه زده باشند؟
شما چند نفر را می شناسید که به خونخوارترین دیکتاتور تاریخ ایران لقب امام داده باشند؟
شما چند نفر را می شناسید که معتقد به تحریک آمیز بودن اشعه موی زنان باشند؟
شما چند نفر را می شناسید که در سرکوب مردم کردستان چکمه از پا درنیاورده باشند؟
شما چند نفر را می شناسید که بدروغ خودشان را دکتر در اقتصاد بنامند؟
شما چند نفر را می شناسید که تحت عنوان آزادیخواهی در قیام ارتجاعی و ضدزن پانزدهم خرداد شرکت کرده باشند؟
شما چند نفر را می شناسید که .....
۵۴۱۹۲ - تاریخ انتشار : ۲٨ ارديبهشت ۱٣۹۲       

    از : peerooz

عنوان : شتر سواری
جناب دلخواسته،
اگر فرمایشات شما را بترتیب زیر تجزیه کنیم میبینیم که ازفوت زنده یاد مصدق سالها گذشته است و جمله " از آن زمان نیز زندگیشان تدوین و عمل به حقوق انسان است " نمیتواند شامل ایشان گردد:

" البته ایران از اینها بهترش را هم دارد، کسانی که عمر خود را در مبارزه برای حقوق انسان گذاشته اند و بر خلاف خانم سانگ سوچی که برای رسیدن بقدرت حقوق انسان را نقض می کند، بر اسب قدرت هم سوار بودند ولی برای دفاع از حقوق انسان و وفاداری به عهد عطایش را به لقایش بخشیدند و از ان زمان نیز زندگیشان تدوین و عمل به حقوق انسان است.".

و با درشت نمایی بیشتر: " بر اسب قدرت هم سوار بودند ولی برای دفاع از حقوق انسان و وفاداری به عهد عطایش را به لقایش بخشیدند و از آن زمان نیز زندگیشان تدوین و عمل به حقوق انسان است".

با توجه به مقالات قبلی شما منظور از این شخص واضح است بنابراین نمیدانم چرا شما از اقرار به آن ناراحتید و دیگر آنکه این موضوع چه ربطی به جناب بنی صدر دارد که شما ایشان را در پرده و لفافه پیچیده و وارد ماجرا میفرمائید؟ شتر سواری که دولا دولا نمیشه. از اول بفرمائید که منظور شما از این نوشته بزرگداشت جناب بنی صدراست و خیال همه را راحت بفرمائید.
۵۴۱۶۲ - تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۲       

    از : محمود دلخواسته

عنوان : عقل توجیه گر از واقعیت فرار می کند
هموطن من، متوجه منظورتان از نقل قولها نشدم ولی بنظر می رسد که شما نیز مانند خانم توحیدی و اقای جهانبگلو دست به توجیه سکوت خانم سانگ سوچی که وارد بازی قدرت سیاست شده است زده اید. سکوت ایشان در برابر کشتار و بی خانه مان کردن هزاران هزار نفر، عملی نیست که از منظر یک باورمند به حقوق بشر توجیه پذیر باشد. تمامی سازمان حقوق بشر کشتار و پاکسازی قومی در برمه را محکوم کرده اند ولی برنده جایزه صلح نوبلی که این فاجعه در کشور او رخ داده است سکوت کرده است. این سکوت بما می گوید که ایشان سیاست را به معنی ماکیاولی آن می فهمند( که در تناقض مستقیم قرار می گیرد با دفاع از حقوق انسان.) و کسانی نیز که به جای انتقاد از این سکوت دست به توجیه این سکوت زده اند نشان می دهند که در درون گفتمان ماکیاولیستی عمل می کنند. امیدوارم نهیبی بخود بزنید.

سوال کردید:"
" البته ایران از اینها بهترش را هم دارد........." آیا کسی جز جناب بنی صدر است ؟"

بله منظورم امثال مصدق و بنی صدر هستند. آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم. خود سانسوری مزمن آنقدر شدید است که امور واقع را نمی بینیم. شما در سطح جهان چند نفر مانند مصدق دارید که زندگی اش برای ازادی و استقلال و روش او آزادی و خشونت زدایی باشد؟

شما در سطح جهان چند فرمانده کل قوا می شناسید که وقتی عراق بوطن حمله می کند، به نیروی هوایی دستور می دهد که هیچ عملیاتی که ممکن است جان غیر نظامیان را به خط بیاندازد انجام ندهند؟ و یا در مقابل حمله های موشکی صدام به دزفول و دیگر شهرها و در حضور خانواده های خشمگین قربانیان که فریاد موشک جواب موشک می دادند بگوید که صدام با این کار حقوق انسانی شما را نقض کرده است و من کسی نیستم در مقام تلافی حقوق انسانی عراقی ها را که خود نیز از قربانیان استبداد صدام هستند نقض کنم. به همین علت بود که در زمان او حتی کشته شدن یک غیر نظامی عراقی کشته نشد و این در تاریخ جنگها بیسابقه است.

شما چند نفر را می شناسید که وقتی گروه های مسلح و در حال جنگ( کومله و دموکرات.) پیشنهاد به زمین گذاشتن اسلحه در مقابل عفو عمومی می دهند و رئیس جمهور از خمینی می خواهد که با این درخواست موافقت کند ولی خمینی می گوید پیشنهاد را قبول کن و بینیم بعد چه می شود! اینگونه بنی صدر می فهمد که بعد از زمین گزاردن اسلحه قصد کشتار آنها را دارد و این را خلاف اخلاق می داند، به قاسملو پیام می دهد که اسلحه را زمین نگذارید و نمی پذیرد مخالف مسلح خود را فریب بدهد. و....و

بله منظورم امثال مصدق و بنی صدر بودند.
۵۴۱۶۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۲       

    از : peerooz

عنوان : لحاف ملا نصرالدین
با عرض معذرت، این کامنت بخاطر نقل قول های الزامی از مقاله های " توحیدی- جهانبگلو" و جناب دلخواسته طولانی شده است و چاره ای جز این نبود.

" نظامیان این کشور بطور موذیانه ای به آتش درگیری های فرقه ای اخیردامن میزنند تا خانم سوچی را در مخمصه قرارداده وادار به موضع گیری به نفع مسلمانان نمایند تا در نتیجه آن او حمایت بخش زیادی ازبودائیان را از دست بدهد. اگرهم او موضع صریحی در دفاع از حقوق مسلمانان روهینگیا نگیرد به وجهه او در انظار بین المللی ضربه میخورد.".
" ماه گذشته به دنبال شدت گرفتن مجدد درگیری های خونین درایالت اراکان و حاد شدن مجدد مناظرات بر سر مسائل قومی در برمه، خانم سوچی ضمن ملاقات با رهبران اقلیت مسلمان، اعتراض خود را نسبت به خشونت ها و حق کشی ها بیان کرده، خواهان مجارات قانونی مجرمان گردید.
او گفت: "شاید عده ای از آنچه میگویم خوششان نیاید، اما من باید آنچه را که لازم است گفته شود بگویم چه خوششان بیاید، چه نیاید. وقتی شما در جامعه ای اکثریت را تشکیل میدهید، در واقع طرف قوی تر هستید. اگر قویتر هستید، پس باید با گذشت تر و مهربانتر باشید. من دوست دارم همه گروه ها و اقوام در برمه با هم مناسبات خوب داشته باشند بدون توجه به تفاوتهای مذهبی و قومی." طبق آخرین خبرها، خانم سوچی دراولین نطق پارلمانی خود، از این فرصت تاریخی استفاده و به اهمیت مسئله قومی در برمه نیزپرداخته است. او بر ضرورت وضع قوانینی در حمایت از اقلیت‌های قومی، برای تبدیل برمه به کشوری واقعا دموکراتیک بر مبنای حقوق مساوی و احترام متقابل شهروندان تاکید کرده است." پایان نقل قول از مقاله " توحیدی- جهانبگلو".

نقل قول های زیر از مقاله جناب دلخواسته است :

" وقتی در توجیه سکوت خانم سن سوچی از قول دو روزنامه نگار سوئدی می گویید.......سکوت ایشان بما می گوید که شما در ارزیابی خود از سن سوچی اشتباه کرده اید و خانم سن سوچی هم، مانند نظامیان، دیدی ماکیاولیستی به سیاست دارند و برایشان هدف مهم است و نه روش رسیدن به هدف، چرا که در غیر اینصورت، ایشان به عنوان یک باورمند به حقوق انسان، وقتی نقض این حقوق را در کشور خود و آنهم به نحو گسترده ملاحظه می کنندکردند، سکوت اختیار نمی کردند.".
" - دیگر اینکه می گویید که چرا ایران ماندلا و گاندی ندارد. البته ایران از اینها بهترش را هم دارد، کسانی که عمر خود را در مبارزه برای حقوق انسان گذاشته اند و بر خلاف خانم سانگ سوچی که برای رسیدن بقدرت حقوق انسان را نقض می کند، بر اسب قدرت هم سوار بودند ولی برای دفاع از حقوق انسان و وفاداری به عهد عطایش را به لقایش بخشیدند و از ان زمان نیز زندگیشان تدوین و عمل به حقوق انسان است. متاسفانه خودسانسوری مزمن که درد عمده بسیاری از روشنفکران وطن است مانع دیدن آن می شود." پایان نقل قول از مقاله جناب دلخواسته.

نقل قول ها بخوبی نشان میدهد که با وجود موقعییت بسیار دشوار, خانم سانگ سوچی با شهامت و بسیار آشکار از حقوق اقلیت مسلمان دفاع کرده است. بنابراین هیاهوی منتقدین، ظاهرا ناشی از منافع شخصی ست. جناب دلخواسته بفرمایند که منظور از
" البته ایران از اینها بهترش را هم دارد........." آیا کسی جز جناب بنی صدر است ؟
و آیا منظور از این مقالات جز دعوا بر سر لحاف ملا نصرالدین گروه های مختلفی است که خانم سانگ سوچی را وسیله کرده اند؟
۵۴۱۵۶ - تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۲