دستمزد به شیوه ی ایلغاری و چه باید کرد؟ - محمد قراگوزلو

نظرات دیگران
  
    از : احمد

عنوان : برای رفیق سوسیالیزم
رفیق سوسیالیست

از مشخصات چپ فرقه ای و رهبر پرست و کالتی این است که در خواندن مشکل دارد. هر چه مطابق ذائقه رهبران فرهیخته نیست و یا برایمان فرموله نشده توطئه گری است.
دوست عزیز این پر واضح است که وقتی هدف را غیر قابل دسترس می گذاری مخصوصأ که رقبای ثروتمندی هم داشته باشی این غیر مستقیم کمک به آن طرف است. من بحث کودکانه گروههای موسوم به کمونیست کارگری را آوردم و گفتم پذیرش چنین بحثی یعنی در انتظار معجزه نشستن و تقلیل مبارزه به جدل در مسائل غیر عاجل برای جنبش کارگری از قبیل مسائل فرهنگی آلترا مدرنیسم چون برهنگی و غیرو است.
دوست من کمونیست کارگری که نه تعریف کارگرش مفهوم است و نه وظایفش مشخص و عجالتن بدنبال ساختن اتوپیای تعریف نشده "جامعه انسانی " است قطع بدان که نه مفهوم اولویت را می فهمد و نه دخالت گر است. اینها تجلی کامل استمناع فکری هستند. کمونیست کارگری که هنوز نمی فهمد که این برای هر نوباوه کمونیستی واضح و مبرهن است که چاره "رنجبران وحدت و تشکیلات است" اما تنها هر گاه در کشوری مسلمان دختر خانمی متعلق به بخش بالائی طبقه متوسط قرآن را روی آلت تناسلی بگذارد بوجد می آید بدان که حزبی است آخر هفته ای و سر کاری. اگر انقلاب مصر سر شوقشان آورده کجاست تحلیلشان از موقعیت طبقه کارگر مصر. اما در اوج انقلاب همه با هم در حمایت دخترک جوان لباس زیر در آوردند.
دوست من اولویت یک حزب کارگری چیست.
آنچه من می فهمم این است که وظیفه کمونیست های کارگری هموار کردن مسیر برای انکشاف سرمایه داری است و بس.
۵۲۰۴۴ - تاریخ انتشار : ۵ اسفند ۱٣۹۱       

    از : سوسیالیست

عنوان : فرافکنی
حضرت آقای احمد آیا واقعأ نمی دانید که حقیقتأ چه کسی "کهیر" زده است یا خودتان را به ندیدن می زنید؟. هنوز نفهمیده اید که دهه هاست این حربه ی "سخیف" که منتقدین و افشاکننده ی خود را وابسته به امپریالیسم و اجنبی معرفی کنند نخ نما و افشا شده است
۵۲۰۲٨ - تاریخ انتشار : ۵ اسفند ۱٣۹۱       

    از : کیوان الف

عنوان : زنده با تشکیلات مستقل کارگری
فرقه هائی که بقول کامنتگذار محترم احمد تا دیروز همه هم و غمشان فرقه بازی و لیدر بازی و ساختن پیر و مرشد و رهبر و زعیم و مراد بود و کارگر کاگر می کردن حالا در مقابل تصمیم کارگران سندیکای واحد به یک کمپین گسترده و بی نهایت تخریبی روی آورده اند. آنان عادت به رهبر و مارکس زمانه دارن و مرتب لید می سازند. حالا همه محشت آنان این است که بعد از "رهبر" سندیکا نوبت رهبر خودشان هم برسد. انقلاب انسانی ها و سنتریست های "حزب کمونیست" و تمام افرادی که از سنت معیوب رهبر سازی به جای اتکا به تشکیلات و تصمیم جمعی بیرون آمده اند از برکناری اسانلو وحشت زده شده اند.
ترس اینان از امپریالیسم هم واقعی است. نمیشود در زیر پرچم امپریالیسم بارو و دفتر دستک و مقر و اردوگاه زد و با پول مستقیم و غیر مستقیم امپریالیسم تحت عنوان کذائی حق پناهندگی ارتزاق انگلی کرد بعد مستقل هم بود و از تشکیلات مستقل کارگری هم دفاع کرد
۵۱۹۵۵ - تاریخ انتشار : ۵ اسفند ۱٣۹۱       

    از : آشنا ...

عنوان : فوری ترین نیاز جنبش کارگری، گسترش تشکل های مستقل کارگری است !
"برای تحقق نیازهای صنفی و سیاسی جنبش کارگری در شرایط کنونی،اصلی ترین محور، داشتن تشکیلاتی مستقل و توده ای و سراسری کارگری است.فشارهای همه جانبه اقتصادی و اجتماعی داخلی و خارجی حیات کارگران و زحمتکشان و بازنشستگان جامعه و خانواده های آنان را به مخاطره انداخته است. قراردادهای موقت و سفید امضاء، عدم بیمه های درمانی و تأمین اجتماعی همگانی، حذف کارگاه های زیر ۱۰ نفر از شمول قانون کار، خصوصی سازی ها ، حذف یارانه ها و جهانی سازی قیمت ها و عدم حمایت از صنایع و تولید داخلی، ورشکستگی کارخانه ها ،عدم امنیت شغلی و گسترش بیکاری ، دستمزدهای زیر خط بقاء، گرانی های فوق العاده، هزینه مسکن و درمان و آموزش و مواد غذائی و پوشاک و تأثیرات تحریم های اقتصادی و مبادلات بانکی امپریالیستی، کاهش ارزش ارز داخلی در مقابل ارز های خارجی و افزایش فوقالعاده تورم و نصف شدن قدرت خرید کارگران و زحمتکشان نسبت به سال گذشته، بخشی از مشکلات آنهاست .
در ۲۸ آذر ماه طوماری اعتراضی با سی هزار امضاء که توسط فعالین سندیکائی و جنبش کارگری تهیه شده بود , برای وزیر کار و ریاست جمهوری و مجلس جمهوری اسلامی ارسال گردید . در تهیه طومار اعتراضی فوق که در واقع خواست مشترک طبقه کارگر و زحمتکشان و بازنشستگان ایران است، قبل از هر چیز بیان کننده درک مشترک از ضرورت اقدام مشترک است که بسیار مثبت و قابل تقدیر است.
حفظ این ارتباطات و گسترش و ارتقاء آن به تشکیلاتی دائمی و سراسری نیاز مبرم و حیاتی جنبش کارگری ایران در شرایط فعلی است..."
۵۱٨٨٨ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹۱       

    از : ابراهیم صفائی

عنوان : مسئله اصلی جنبش کارگری دستمزد است(از یک عضو سندیکا ی واحد)
دوستان
توجه شما را به این موضوع مهم و حیاتی جلب می کنم که مسئله اصلی جنبش کارگری ایران دستمزد و مبارزه برای افزایش دستمزد و نبرد با گرسنگی ای است که رژیم حافظ سرمایه به کارگران و زحمتکشان تحمیل کرده است. به همین خاطر نیز توجه شما را به مطالعه و تکثیر این بیانیه از کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری جلب می کنم در لینک زیر
http://www.khamahangy.com/index.php?option=com_content&view=article&id=۱۲۸۲:l-----r-----------۹۲&catid=۱۴:۱۳۸۹-۱۲-۲۳-۲۳-۵۷-۱۸&Itemid=۲۷
و می خواستم نظر خود را درباره امپریالیسم هم بنویسم که دیدم دوستان دیگرم در کمیته هماهنگی هم نظرات خوبی در مورد امپریالیسم و دلالان سرمایه سالار امپریالیسم نوشته اند(مقالات سعید کیوان و مینا روشن و محمد عبذی پور و جهانگیر ویسی و بیانیه کمیته) و دیدم در سایت سندیکای واحد هم مقاله ای منتشر شده است که به نوعی یک پاسخ دندان شکن به همه کسانی است که در کنار گود و نشسته اند و بعد از نا"امید" شدن از مبارزه و به اسم کذائی"مبارز" و "کمونیست" دارند علیه دوستان هیئت مدیره و بخصوص رضا شهابی عزیز سمپاشی می کنند. لطفن این لینک و مقاله را در سایت سندیکای واحد بخوانید
http://www.syndicavahed.asia/index.php?option=com_content&task=view&id=۴۱۴
مقاله ای از مینا فرخنده در جواب به آ دسته از کسانی که تا حالا با توزیع ده ها نوشته نانجیبانه بدترین تهمت ها را به ما فعالان کارگری زدند. ما که فقط برای زندگی بهتر مبارزه می کنیم و در ساختن سندیکا از جان مایه گذاشته ایم حالا یک عده که هیچ ربطی به جنبش کارگری ندارند و بدنبال تصفیه حساب های سیاسی با رقیبان حزبی دیروز خود هستند مََیخواهند سندیکا را به خاک سیاه بنشانند. آنان به جای کمک های مالی و داروئی و نوشتمَ مقالاتی درباره دستمزد و یا وارد کردن فشار بر آی ال او فقط دارن به سندیکا و مدافعان سندیکا حمله می کنند و چون در این کمپین رسمن اعلام شکست کرده اند حالا دارند تهمت های ناموسی به اعضای هیئت مدیره میزنند.
۵۱٨۰۱ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹۱       

    از : احمد

عنوان : زنده باد لغو کار مزدی
این چپ خود خوانده "کارگری" خارج کشوری هم شده است داستانی. اولأ در مرید و مراد بازی که دست فرقه رجوی را از پشت بسته و پیامبرشان هم چندی قبل جان سپرد و رفت. گویا "کارگری" است اما تنها وقتی حوزه فعالیت مسایل فرهنگی آلترا مدرن باشد از قبیل برهنگی و ... سر اشتیاق می آید
نسبت به چیزی که بسیار حساسند کار برد واژه " امپریالیسم " است سریعأ بدنشان "کهیر" می زند. استدلال می کنند اساسأ بورژوازی جهانی است و ملت نمی شناسد و امپریالیسم از واژه های بورژوازی ملی است که عمرش سپری شده است ." باید جهانی شد و تضاد مزد و سرمایه جهانی است". خوب که نظر می کنی می بینی در میان مشتی حقایق بدیهی پیام بسته بندی شده این است که باید در بورژوازی جهانی ادغام شد و برای این منظور باید با تمام شاخصه های ملی جنگید. راه حل عملیشان چیست. خوب چون "انقلاب ضد کار مزدی" عملی جهانی است در دنیای گلوبال بدون دولت های ملی و یا شبه مستقل حریق انقلاب همه گیر خواهد بود. نکته در اینجاست که در دنیای گلوبال بورژوائی تصوری مورد نظر اینها ایا اثر انقلابی مبارزه "انقلاب انسانی" کارمزد گیر ایرانی به همان میزان آمریکائی است بواقع خیر. بنابراین در این سناریو باید بنشینی تا در چند کشور مهم "انقلاب انسانی" بشود. چراکه هر تلاش کارمزد گیر ایرانی برای فردای بهتر آخرش به مرزهای ملی برخورد می کند یا بهر روی انگ ملی می خورد یا مطابق با استاندارهای سوپر ایدئالیستی اینها نیست . لب کلام اینکه مفهوم عملی آنچه این فرقه ها ی بظاهر طرفدار انقلاب "ضد کار مزدی و انسانی" می گویند همان "زنده باد امپریالیسم بسرکردگی امپریالیسم آمریکا" است آن فرهیخته قرن بیستمی می گفت حلقه های ضعیف اگر توانستند جدا شوند اینها می گویند داخلش شو و از درون مبارزه کن. برای داخل شدن هویت های ملی را یک طرفه بشکن
داستان اینجاست تا ظهور مهدی موعود سیاهه لشکر سپاه سرمایه داری جهانی شو پس " زنده باد امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا - به امید روزی که کارگر ایرانی در جنرال الکتریک کارگری می کند". قضیه این است که اینها کارشان صافکاری برای انکشاف سرمایه داری است همین و بس فرقه ای مشابه انجمن حجتیه ارتجاعی.
از شنیدن ترم "امپریالیسم" بدنشان کهیر می زند باور کنید این یک حقیقت است
۵۱۷٨۹ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹۱       

    از : سوسیالیست

عنوان : سوسیالیسم
بد نیست سری به لینک زیر بزنید
http://www.ofros.com/maghale/payam_mojadele.pdf
۵۱۷٨۱ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹۱       

    از : "کهیر"

عنوان : املاء انشای "کهیر" ی
آقای قراگوزلو همه اش به اصطلاح دم از کارگر می زند اما با این املاء و انشاء که می نویسد من کارگر جماعت اصلأ نمی فهمم چه می گوید . آدم "کهیر" ی می شود.
۵۱۷۶۶ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹۱       

    از : ابراهیم رزاقی

عنوان : جنبش ما
البته آقای حسن روحانی به این مسئله اشاره نکرده که در زمان دولت هاشمی رفسنجانی هم قیمت دلار سه برابر شد و تورم تا ۴۷ درصد بالا رفت.
دوست گرامی آقای قراگوزلو
من یک سوسیالیست با گرایش چپ ملی و دموکرات هستم. و با نظرات شما اختلاف دارم اما می خواستم خدمتت عرض کنم که ما همیشه از امپریالیسم ضربه خورده ایم. و واقعیت این است که منشا سیاه تاریخ معاصر ما از ۲۸ مرداد و کودتای امپریالیستی علیه دولت ملی زنده نام دکتر محمد مصدق آغاز می شود. در نتیجه به نظر من و دوستانم مخالفان شما که طرفدار دخالت امپریالیزم و "مداخلات بشردوستانه" هستن باید شرمسار باشن. و شما بابت این مذمت ها نباید خم به ابروی خود بیاوری. حتی اگه به منافع ملی هم باور نداشته باشی و از منافع طبقاتی دفاع کنی بازهم نقد امپریالیزم اولویت اصلی جنبش ما و شماست. ببخشید که ما و شما گفتم. ما و شما یعنی ما.
۵۱۷۲۴ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹۱       

    از : آشنا ...

عنوان : دشمنان آزادی و دمکراسی...
تعمیق دموکراسی و کشش به سمت طبقه‍ی کارگر شرط تضمین هر حقوق دموکراتیک دیگری است. ولی برای کشیدن کارگران به مبارزه باید از حقوق آنها دفاع نمود. باید پذیرفت که طبقه ای به نام طبقه‍ی کارگر وجود دارد، باید پذیرفت که مبارزه‍ی طبقاتی وجود دارد، باید پذیرفت که خصوصی سازی، لیبرالیسم دشمن طبقه‍ی کارگر است. باید پذیرفت که جامعه باید به سمت سوسیالیسم پیش رود.
باید پذیرفت که بورژوازی دشمن کمونیسم و هواداران کارل پوپرها و اندیشمندان ضد کمونیست، دشمنان مردم ایرانند. باید هویت طبقه‍ی کارگر را به رسمیت شناخت، پذیرفت که ثروت جامعه ناشی از بهره کشی از طبقه‍ی کارگر است . تنها با این دید است که می شود با طبقه‍ی کارگر پیوند بر قرار کرد برای تحقق دموکراسی مبارزه کرد.
همه‍ی کسانی که هم و غمشان این شده که خطابه های بالا بلند ضد کمونیستی امضاء کنند و افکار روشنفکران گمراه را بر ضد کمونیستها و هواداران طبقه‍ی کارگر و دیکتاتوری پرولتاریا بسیج کنند، بدترین مستبدین هستند که هرگز قادر نخواهند بود کار مبارزه‍ی دموکراتیک را به پایان برسانند. همه‍ی آنها که به پرولتاریا نه به مثابه‍ی طبقه ای مستقل که باید حزب خودش را داشته باشد نگاه کرده بلکه پرولتاریا را چرخ پنجم بورژوازی میدانند دشمنان دموکراسی در ایران هستند. همه‍ی آنها که می خواهند با تکیه بر جنبش سبز از بالای سر پرولتاریا و بدون حضور پرولتاریا دموکراسی مذهبی یعنی دموکراسی بین خودشان را در گفتمان های مذهبی خویش به وجود آورند
مستبدهایی هستند که نه هوادار کارگران هستند و نه از دموکراسی دفاع میکنند. همه‍ی آن روشنفکران توبه کاری که شکنجه نشده از مارکسیسم توبه کردند و کارل پوپرها را ذکر گرفتند و هر روز و هر شب قبل و بعد از غذا و قضای حاجت انزجار خویش را از خشونت مردم و نه خشونت حاکمیت ابراز میدارند و هوادار دموکراسی سلطنت طلبی شده اند بدترین مستبدینی هستند که با اوج مبارزه و تشدید تضادها باید ماهیت خویش را نشان دهند و قادر نخواهند بود به بندبازی سیاسی ادامه دهند.
تشدید مبارزه، خطوط جبهه‍ی انقلاب و ضد انقلاب را روشن می کند . باید از اعتصاب کارگران برای حقوق دموکراتیک حمایت کرد،باید از آزادی احزاب به ویژه احزاب کارگری و کمونیستی حمایت کرد ، باید از آزادی مطبوعات به ویژه مطبوعات کمونیستی
حمایت کرد، باید هوادار آزادی همه‍ی زندانیان سیاسی و به ویژه زندانیان کمونیست بود که بیش از همه‍ی زندانیان در اسارت بورژواها و مستبدین بوده اند. برخورد به کمونیستها معیار روشن ماهیت دموکراتیک جریانها و یا افراد است. جنبشی که چنین دیدی، چنین برداشتی از مبارزه و برخورد به طبقه‍ی کارگر نداشته باشد قادر نیست طبقه‍ی کارگر را به صحنه بکشد و به عنوان متحد وی عمل کند.
این جنبش خودش در مبارزه‍ی دموکراتیک منزوی می گردد. در دنیای امپریالیسم هرگز نمی شود مبارزه‍ی دموکراتیک را بدون پیوند زدن آن با مبارزه‍ی ضد امپریالیستی و بدون توجه به بسیج طبقه‍ی کارگر به پیش برد. این یکی از نقاط ضعف جنبش طبقه‍ی مرفه و متوسط کنونی جامعه‍ی ایران است که به جنبش سبز معروف شده است.
۵۱۷۲٣ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹۱       

    از : نادر فرزین

عنوان : یک خواهش از جناب تابان! لطفن سانسور نکنید
در شرایط سیاهی که رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی حتی همین دستمزدهای ناچیز و به قول رفیق نویسنده محمد قراگوزلو بخور و بمیر را چند ماه چند ماه نمی دهد و در شرایطی که کارگران بیکار شده زن به تن فروشی میپردازند تا تکه ای نان دربیاورند آن گاه یک عده آدم مریخی و بیخبر از همه جا مرتب مشغول ضربه زدن به وحدت جنبش کارگری هستند. این جماعت که حالا تیرشان علیه رضا شهابی و ابراهیم مددی و هیئت مدیره سندیکا به سنگ خورده و از قول سخنگویان خود اعتراف به شکست می کنند حالا به اعضای هئت مدیره اتهامات اخلاقی زن ستیز می زنند. من میخواستم به نقل از لیدر این افراد نامه ای را که سال ها پیش برای یکی دو نفر از اینها نوشته شده را خلاصه بنویسم و از آنجا که نامی از کسی نمی برم و توهینی در کار نیست خواهشم این است که منتشر کنید
با احترام و سپاس
نادر
لندن
- اینها را بعنوان آدم سیاسی و چپ جدی میگیرد و برای مردم جدی میکند. برخورد ما باید برملا کننده و از بالا و کوتاه باشد و نه استدلالی. باید احکامشان را بعنوان احکامی پوچ، راست، کهنه، بعنوان بهانه‌هایی برای بریدن از تلاش کمونیستی و ضدیت با حزب برملا کرد و دور انداخت. قبل از نوشتن باید تصمیم گرفت که در پایان نوشته، خواننده باید چه تصویر و تبیینی از ا . پ و همراهانشان بگیرد. نوشته تو، با این درجه عمیق شدن در مباحثات آنها، این تصویر را به شخص ثالث میدهد که آری ممکن است اینها جناح راست باشند (که تازه لزوما به این معنی نیست که خوانده شهروند به این دلیل از آنها فاصله میگیرد)، اما آدمهای مهمی در جناح راست جنبش سوسیالیستی هستند، بحثهای کشافی دارند، باید خواند و فکر کرد. نوشته تو از الف. پ (که خودمان میدانیم چی بارش هست) و از ب ش که تا این لحظه در کانادا کسی نمیداند کیست (و باز خود ما میدانیم کی نیست)، مارتف و مارتینف میسازد، و این اشتباه است. اسم ب را اصلا نباید آورد. بنظر من نوشته تو در مورد امیرخان باید همان روح از بالا، طنزآلود، کوتاه و تیزی را داشته باشد که وقتی در مورد کلاوس کینکل و مقامات قازوراتی رژیم مینویسی. نباید طرف پلمیک سیاسی الف پ ها در کانادا بشوید. باید سخنگوی حزبی باشد که لبخند میزد، حقارت آنها را نشان میدهد و یکبار دیگر میگوید که بله، بعنوان یک حزب کارگری کمونیستی، برای انقلاب سوسیالیستی، علیه مذهب، علیه ستمکشی زن، برای برابری و آزادی و انسانیت برای همه مردم مبارزه میکنیم. قدرت را هم با حداقل نیروی لازم میگیریم. مفت هم به کسی نمیدهیم، همین هم علامت کارگری بودنمان است. لنینی هستیم و الف پ هم میتواند به کوفی عنان شکایت کند.


نکات متعدد دیگر هست، مثل بزرگ شدن تصویر اسفند و بهمن و فروردین در حزب و بیرون آن، اینکه گویا طبیعی بوده است که در حزب ما آدم منشویک و "طبقه متوسطی" بوده باشد، اینکه گویا مستعفیون در اهداف ما شریکند و بر سر راهش اختلاف دارند، هنوز کمونیست و مارکسیست فرض کردن آنها. اینکه واقعا اسفند و سردار امیر سپهسالارناراحتی‌شان اینست که ما همه کارگران را با خود داریم یا نه. در یک کلمه توضیح حقانیت سیاسی‌مان به طرف مقابل. اینها بنظر من برای پلمیک در نشریات بیرونی مناسب نیست. خواننده تیپیک شهروند سوسیالیست و تئوریک نیست. برای او باید نوشت. اوست که باید بفهمد سردار پاسدار امیر خان کسی نیست و حزب جواب خوبی کف دستش گذاشت
۵۱۶۴۴ - تاریخ انتشار : ۲ اسفند ۱٣۹۱       

    از : نگین شیخی

عنوان : دستمزد تعیین شده
مقایسه خوب و البته تاسف باری انجام شده میان دوران سیاه ما و دوران بربران و مغولان. می خواستم بگویم که بنا به برخی اخبار و اطلاعات گفته میشود که میزان دستمزد سال آینده تا حدودی تعیین شده است و این رقم ۴۷۲ هزار تومان تخمین زده میشود. کارگران از هم اکنون باید به این وضع رقت بار اعتراض کنند . گرچه همه روزه اخباری از اعتراضات کارگری می شنویم اما متاسفانه این اعتراضات پراکنده است و راه حل همان اتحاد طبقاتی است. این اتحاد بدون ایجاد آگاهی بدست نمی آید
۵۱۶۴٣ - تاریخ انتشار : ۲ اسفند ۱٣۹۱