تمرین دموکراسی - مارال سعید

نظرات دیگران
  
    از : فریبا علیخانی

عنوان : دوستانه
آقای پیروز، خوشحالم که شما متوجه شدید، بد گفتید. در ضمن ممنونم از آدرسهای ارسالی. دوستانه گفته باشم: من در صدد ریختن آب تطهیر بر سر اعمال بازیگران بزرگ عرصه ی جهانی نیستم، دل خوشی هم از اوضاع ندارم اما بقول آذریها "بو دی که واردی"!
بهر تقدیر اگر با اساس این دمکراسی مخالف نباشیم، باید وارد بازی شد تا توانست قوانین حاکم بر بازی را از این که هست فراتر برد، در غیر اینصورت باید به زمین و زمان فحش داد، خون دل خورد و دپرسیون مزمن گرفت.
۴۱۱۴۷ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۰       

    از : peerooz

عنوان : یار بی پرده از در و دیوار - در تجلیست یا اولولابصار
جک ابراموف ، لابی یستی که به خاطر فعالیت های لابی گری کانگرس امریکا به پنج سال زندان محکوم شده بود و همراه با آن بیست نفر از مسئولین در افتضاح فساد کانگرس گرفتار شده بودند روز یکشنبه آینده در برنامه ۶۰ دقیقه سی بی اس بر نامه دارد. ایشان که از لابی یست های معروف است معتقد است که لابی
یست ها زرنگترو باهوش تر از مسئولین و نمایندگان اند و کنترل آنها به جایی نمیرسد.

http://news.yahoo.com/blogs/ticket/jack-abramoff-lobbyists-smarter-congress-۱۸۱۳۲۸۶۲۵.html
۴۱۱٣۵ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۰       

    از : peerooz

عنوان : ویدئوهای تظاهرات
این هم ویدئوهای تظاهرات اکلند کالیفرنیا.

http://www.bing.com/search?q=oakland+police+fire&FORM=AWRE
۴۱۱٣۴ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۰       

    از : peerooz

عنوان : دموکراسی
سرکارخانم فریبا علیخانی،
فرمایش شما که " دو راه بیشتر ندارید یا پیاده شوید، یا بخندید." مرا ملول کرد که هنوز به آن رشد فکری نرسیده ایم که یک نظر مخالف را تحمل کنیم. همان حرفی را میزنید که بعضی از ما بهتران میزنند : " اگر دوست نداری برو به جهنمی که از آن آمدی".

خانم عزیز لطفا به این ویدیوهای اوکلند کالیفرنیا نیز نظری بیاندازید که در جریان آن یک سرباز آمریکایی که دوسال در عراق خدمت کرده و جزء معترضین بود با اصابت گلوله ای به شکستگی جمجمه دچار شد و تعداد زیادی دستگیر شدند. با گوگل این وقایع ویدیوهای بسیار بیشتری را خواهید دید.

از اینکه نتوانسته ام منظور خود را به روشنی بیان کنم عذر میخواهم. منظور آن بود که در بسیاری از نقاط دنیا دموکراسی " های جک " شده است. همین.
۴۱۱٣٣ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۰       

    از : فریبا علیخانی

عنوان : و باز هم از دمکراسی
با تشکر از مارال عزیز و گوشزد های ظریفش
آقای کوشا، علیرغم اشارات بحایی که نموده اید ولی تعریف پیشنهادی برای دمکراسی از قلم افتاده است. بنظر من دمکراسی یعنی چگونگی شرکت مردم در اداره، اجرا و کنترل جامعه. در صورت توافق سپس به اشکال مختلف این "شرکت" برمیخوریم، که شما از آنها نام برده اید. باید دید کدام یک در کدام موضوع و کدام شرایط مثمر ثمر است.
اما اینکه چرا ما همچنان پس از صد سال برپائی پارلمان، همچنان "دور باطل" میزنیم؟ فکر میکنم برمیگردد ۱- به ساختار استبدادی جامعه ی ما و فرهنگ برخاسته از این ساختار، که متأسفانه تاکنون موفق نبوده ایم تغییری در آن ایجاد کنیم. ۲- به وابستگی مردم به دولت، که در واقع باید برعکس باشد "دولت وابسته به مردم"، تا آنگاه دولت خود را در مقابل مردم پاسخگو بداند و مردم بدانند که میتوانند بر دولت کنترل داشته باشند.
آقای پیروز، دوست گرامی چه شما بپسندی و جه نه، این دمکراسی موجود، آخرین دستاورد عملی انسانهاست (که من و شما نیز در برخورداری از آن فعلا ً در ساحل امن هستیم) و کلیه انتقادات به آن هم نسبی و برای فرارفت از دمکراسی موجود است. اگر برای شما مسخره و خنده دار است، دو راه بیشتر ندارید یا پیاده شوید، یا بخندید. ولی عاقلانه آنست که با دیگران بخندید نه به دیگران!
نگاهی و گوشی به آدرس زیر خالی از لطف نخواهد بود.
http://www.youtube.com/watch?v=w۴rhsnYY۳OU
۴۱۱۱۴ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۰       

    از : peerooz

عنوان : لینک به مقاله واشنگتن
فراموش کردم. اینهم لینک به مقاله واشنگتن پست است :

http://www.washingtonpost.com/opinions/why-the-supercommittee-should-disband/۲۰۱۱/۱۰/۳۱/gIQA۴۶cacM_story.html
۴۱۱۰٣ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۰       

    از : peeooz

عنوان : دموکراسی!!!؟
جدا خنده داراست. در یک نظر سنجی تازه فقط نه در صد پاسخ گویان به کارنامه عملیات مجلسین قانون گزاری امریکا رای موافق میدهند. این در حالیست که ۲۴ میلیون بیکار احتیاج به کار تمام وقت داشته ، مزدها تقلیل می یابند ، از هر چهار خانه یکی به قیمت خرید نمی ارزد ، تعداد متقاضیان کار بیشتر از تعداد مشاغل تازه است و
مردم منتظرند که مجلسین همشان را صرف تولید کار و کمک به اقتصاد کنند.
این مقدمه مقاله ای در واشنگتن پست است که روزنامه ای دست نشانده دولت است.
آیا این همه داد و فریاد ما برای اینست که به اینجا برسیم ؟ اگرنه راه چاره چیست؟
۴۱۱۰۲ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۰       

    از : محسن کوشا

عنوان : پذیرش دگراندیشان به معنی فراموشی و بخشیدن جنایتکاران نیست.
در نوشته ی پیش رو یمان؛ به مقوله هائی چون دمکراسی مدرن ، تمرین دمکراسی ، جامه ی دمکراسی ، درخت دمکراسی ،دمکراسی های ناقصی ، حرکت دمکراسی ، دغدغه ی دمکراسی ،دمکراسی خواهانه ، غایت طلبِ دمکراسی خواه و نهال دمکراسی برخورد می کنیم که در باره ی هر کدام می توان از زوایای مختلف به گفتگو نشست. حتما مقوله های دیگری نیز وجود دارد که مستقیم و غیر مستقیم به دمکراسی گره میخورد.
پیش شرط:
اگر ما در «تعریف » دموکراسی به توافق نسبی نرسیم و هریک از ما یا جریانات با برداشت خاص خود «طرح» خاصی از دمکراسی را بعنوان مدل در نظر داشته باشیم . در عمل راه به جائی نخواهیم برد. توافق در تعریف دمکراسی مهم ترین پیش شرط یا تضمین برای تحقق دمکراسی ست.

با همین توافق و تعامل نسبی در تئوری و پراکتیک در سطح ملی و بین المللی می توان برنامه ، سیاست و شعار ها و عملکرد حکومت ها،احزاب ، افراد و جریانات سیاسی را مورد ارزیابی قرار داد. تا امروز در باره ی دو نوع دموکراسی مستقیم و دمکراسی نمایندگی اختلاف نظر وجود دارد.

اگر قبول داشته باشیم که دموکراسی نمایندگی یا وکالتی Reperesentative اکثریت جوامع بشری را در نظر میگیرد. چگونه در بعضی از کشورها مثل ایران با وجود ۱۰۰ سال سابقه ی انقلاب مشروطه دموکراسی نمایندگی نهادینه نشده ست و احزاب همیشه سرکوب یا منحل شده اند. آیا بدون فعالیت احزاب تثبیت شده کشورهائی مثل ایالات متحده ، کانادا، انگلستان ،آلمان ، فرانسه ،سوئد ، ژاپن و..و.. قادر خواهند بود «دموکراسی های واقعا موجود » را اداره کنند؟
آیا اکثریت نمایندگان مجلس ، دولتمردان و سیاستمداران از کانال فعالیت حزبی به مردم معرفی نمی شوند ؟
چرا در ایران بغیر از چند صباحی مردم از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن وکلای خود محروم بوده و هستند؟
چرا حکومت های ایران بجای فراهم کردن شرائط تحمل و پذیرش چند صدائی و چند حزبی همیشه به سمت تک صدائی و تک حزبی گرایش داشته اند؟

این معضل سیاسی باید در ایران حل شود و تا مردم ایران نتوانند مانند سایر کشور ها به این حق محترم شمرده شده بین المللی برسند پرواضح ست که در خارج از کشور موفقیت چندانی نخواهد داشت.
- نسل اول مهاجران و تبعیدیان ایرانی در بهترین حالت توانسته اند در تثبیت کار و زندگی خود به موفقیت های نسبی برسند. فراموش نکنیم که فقط بخشی از مهاجران بدلایل سیاسی و فرهنگی «تبعیدی » محسوب میشوند و امکان موفقیت سیاسی آنها مطابق نرم های بین المللی بدلایل زیادی ناچیز ست .چگونه انتظار دارید که فعالان سابق سیاسی ایران در کشورهای میزبان بتوانند در احزاب موجود راه یافته و مورد اقبال شهروندان کشور میزبان قرار گرفته و در سطوح بالا وارد مجالس یا دولت ها شوند؟ ولی تردیدی نیست که در ارتباط با مبارزات میهن خود توجیهی وجود ندارد مگر افراد به دلایل شخصی از ادامه ی فعالیت سیاسی منصرف گردند که باید پیرفته شود چون اصولا فعالیت سیاسی امری داوطلبانه ست.
- نسل دوم مهاجران ایرانی که در کشور میزبان پرورش یافته اند توانسته اند در زمینه های مختلف فرهنگی و سیاسی مانند شهروندان میزبان بخوبی شایستگی های خود را نشان دهند. بخشی که بهر دلیل اعم از خانوادگی یا اجتماعی علاقمندی های سیاسی نشان داه اند .توانسته اند در فعالیت های سیاسی تا سطح رهبر ی احزاب و نمانندگی مجلس و شورای شهر ارتقا یابند.

می توان از فعالان سیاسی مقیم خارج از کشور پرسید؛ چرا در اصلاح مواضع خود همت بخرج نمیدهند؟ چرا برای تضعیف حکومت و تسهیل امکان فعالیت چند حزبی درایران کم کاری می کنند ؟ چرا امروز تحمل دگر اندیشان را ندارند و نشان نمی دهند بر خلاف حکومت ها چند صدائی را قبول دارند؟
پذیرش دگراندیشان به معنی فراموشی و بخشیدن جنایتکاران نیست. بیائیم در راه همگرائی گام برداریم.
۴۱۰۹٨ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۰       

    از : رضا ‫سالاری

عنوان : ‫دموکراسی! علت غایی هر انقلاب!
‫انقلابهایی که نهایتاً به دموکراسی ختم نشوند، جز شکست چیز دیگری خوانده نمی شوند! حتی آقای یزدی هم این مهم را در خطابه خود به رهبر اسلامی تونس متوجه شده است! اگرچه عملکرد ایشان و تشکیلاتشان جای بسی نقد دارد!

اگرچه آقای یزدی فراموش کردند چگونه با سپر آخوند شدن و تحقیر و کوچک کردن خود و ملت، ایشان و جمعیت نهضت آزادی ایشان، رفته رفته و بتدریج، از حق آزادی خود و ملت ستمدیده در برابر قدرت خمینی و آخوندهای وابسته اش دست شستند و درعوض از آن ناآشنایان ‫مکار و گمنام، از او و دارودسته ارتجاعی اش، حمایت کردند، تا انقلاب تمام ‫ملت را دودستی به نفع طبقه کوچک خود بقاپند! مترجم عقل و فعهمشان از جهان مدرن شدند، هرچه سواد و دانش و تخصص کشور داری از جهان مدرن در اختیار داشتند، به او عطا کردند! رابط و غلام و بنده و خدمتکار متخصص و متمدن بین او و ارتجاع نهفته اش و جهان متمدن و دموکراتیک خارج از ذهن عقب مانده آخوند شدند، تا هم ملت و هم جهان متمدن و هم ‫افکار عمومی جهان را به بزرگترین گمراهی انقلابی زمان فرود آورند! تا پنهان شود بر ملت و جهان، نیت و فکر شوم و آتش زیر خاکستر خمینی، ‫نیات ارتجاعی امت، امامت و ولایت خمینی، بجای دولتی دموکرات! علت غایی هر انقلاب!


۴۱۰۶۶ - تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱٣۹۰