دشنه خون آلود ، احمدی نژاد و نیویورک - رضا علوی

نظرات دیگران
  
    از : شافعه وتری

عنوان : به آقای محوی
امروزه دیگر بر همه ی مردم ایران آشکار شده که رژیم منحوس حاکم برای رسیدن به اهداف شوم خود از ایرانیان به عنوان گروگان استفاده میکند. جناب محوی شما نیز نگران وابسته بودن و مستقل نبودن تکنولوژی اتمی جمهوری اسلامی نباشید، تا همین حد مجهز بودنش هم دمار از روزگار همه درآورده.
ظـــالمی را خفتــــه دیــدم نیمــه روز / گفتم این فتنه است خوابش برده به
و آن که خوابش بهتر از بیداری است/ آن چنـــان بـــد زنــــدگــانی مـــرده بــه
٣۰۹۵۷ - تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱٣٨۹       

    از : حمید محوی

عنوان : چند نکته
از دیدگاه من، این مقاله نیز به طیف اپوزیسیونی تعلق دارد که هم گام با رسانه های جهان سرمایه داری و پیش از همه ایالات متحده و ناتو، در یک تبانی گروهی سعی می کند تخیلات جانبدارانه خود را (جانبدارانه، فقط یک رقمش یعنی چشم داشت اربابان جهان به ۶۰ درصد ذخیره‍ی نفتی جهان که ایران در مقام سوم و البته دومین ذخیره‍ی گاز جهان نیز هست) به عنوان واقعیت به ما تحمیل کنند.
چنان که مشاهده می کنیم، پس از سخنرانی اخیر احمدی نژاد، رسانه و شخصیت های مهم سیاسی و در پی آن تحلیل گران سیاسی(جانبدار) در رسانه ها آن را «توهین آمیز» جلوه می دهند. به عبارت دیگر قضاوت ها براساس گفتمان واقعا مطرح شده‍ی فرد احمدی نژاد نیست بلکه براساس یک تبانی از پیش تعیین شده مطرح می گردد.

آقای رضا علوی مثل بسیاری دیگر از افرادی که برای آینده‍ی ایران و حتی برای آینده‍ی بشریت نگراه هستند، فراموش نمی کنند تا بگویند که : «ایرانیان بمب اتمی نمی خواهند» در حالی که همین تکنولوژی هسته ای موجود هم یک تکنولوژی وابسته است و اعلام این موضوع تنها آب ریختن به آسیاب بهانه جویی های آمریکا برای بمباران ایران است.
اصل ماجرا این جا نیست که ایران بمب اتمی دار و یا ندارد و یا این که در حال ساخت آن است و یا این که می خواهد بسازد، بلکه اصل موضوع این جا است که بر اساس دکترین نوین آمریکا، تنها کافی است که کشوری – خوب توجه کنید – در آینده این قابلیت را پیدا کند که بمب هسته ای و سلاح کشتار دسته جمعی بسازد و همین قابلیتی که هنوز وجود ندارد و ممکن است در اینده فراهم شود، همان شاخصی است که به ایالات متحده اجازه می دهد که آن کشور را از هم اکنون با بمب اتمی هدف قرار دهد.

شعار مترقی و صلح جویانه که «ایرانیان بمب اتمی نمی خواهند» حداقل یک ایراد دیگر هم دارد و آن هم این است که احمدی نژاد را برای بمبی که هنوز ندارد متهم می کند (و بارها هم گفته است که ما بمب اتمی نمی خواهیم و نمی سازیم...بلکه خواهان خلع سلاح اتمی جهان هستیم...که همه به او حمله می کنند که چرا توهین می کند...ببینید دوستان خیلی جالبه، حتما باید کتاب «هنر همیشه حق به جانب بودن» نوشته‍ی شوپن هاور را بخوانید و ببنید که این شیوه مباحثه با کدام یک از استراتاژم های این هنر حق به جانب بودن هم خوانی پیدا می کند، آنهایی که این کتاب را در اختیار دارند، می توانند نگاه کنند. اولتیم استراتاژم. وقتی است که حریف شکست خورده و از این پس برای حق به جانب باقی ماندن گفتمان بر حق دیگری را با ترک موضوع اصلی به عنوان ناسزا و توهین معرفی می کند.)
ولی «ایرانیان بمب اتمی نمی خواهند» ایرادش در این جاست که حداقل تا جایی که من می دانم تا حالا سرشماری نشده که ما ببینیم ایرانی ها واقعا بمب اتمی می خواهند یا نمی خواهند. البته شخصا امیدوارم واقعا بمب اتمی نخواهند و بقیه ی کشورهای دارنده هم خودشان را خلع سلاح کنند.
از طرف دیگر «ایرانیان بمب اتمی نمی خواهند» مخاطبانش به درستی انتخاب نمی کند. توضیح این که اخیرا در مقاله ای از شوسودوسکی می خواندم که به تاریخ فوریه ۲۰۰۶ در مجله‍ی یانی سافاک در ترکیه مقاله ای منتشر شده که خبراز استقرار بمب های اتمی تاکتیکی ب ۶۱ توسط ایالات متحده در جنوب عراق می دهد که هدف این بمب ها ایران هستند.
به عبارت دیگر اپوزیسیون های ایرانی دقیقا علیه ملت ایران و همگام با طرح های جنایت آمیز امپریالیسم جهانی، از بمب های اتمی که به ناحق و عملا و عینا ملت ایران را تهدید می کند و طرح بمباران آن نیز از سالها پیش آماده شده اعتراضی ندارند، ولی به تنها به این علت که احمدی نژاد در آینده ممکن است بمب اتمی بسازد و یا حتی نسازد و تنها بر این اساس که ایران به حدی پیشرفت کند که بتواند بسازد (بی آن که بسازد) ...اعتراض کنند و بگویند «ایرانیان بمب اتمی نمی خواهند».
نکته‍ی دیگری که در این مقاله برایم جالب بود، موضوع «روان پارگی احمدی نژاد و حاکمان ایران» بود که آقای علوی مطرح کرده اند، البته روان پارگی و روان پریشی و جز اینها را من این شکل می فهمم که اساسا ساختار روانی نوع بشر به دلیل وجود ناخودآگاه یا عنصر ناخود آگاه «روان پاره است» و این موضوعی نیست که منحصر به افرادی نظیر احمدی نژاد باشد. و علاوه براین تمایلات مذهبی بر اساس نظریه‍ی روانکاوی (پل لوران اسون. مارکس و تکرار در تاریخ. انتشارات دانشگاهی فرانسه. صفحه‍ی۲۰) پارادایم (الکو و یا نمونه‍ی اصلی) برای تمام عوارض بیمارناک روانی است.
این تمایلات مذهبی و این روان پارگی در اپوزیسیون ها نیز چندان کم یاب نیست، کما این که در همین مقاله آقای علوی ولایت فقیه را به دلیل درجه سه بودنش و این که تنها شش ماه در نجف درس خوانده مورد انتقاد قرار می گیرد. یعنی اگر شش سال درس خوانده بود وضعش از این که هست بهتر می شد. اساسا در خیل اپوزیسیون ها و آن چه که در ادبیات شاخص اپوزیسیون که از مراحم غرب سرمایه داری برخوردار بوده اند همانند آذر نفیسی و مرجان ساتراپی و گلی ترقی...موضع بر سر آخوند خوب و آخوند بد است....و نه چیزی بیشتر از این. یعنی زیر علامت سوال بردن مذهب به عنوان پارادایم تمام عوارض بیمارناک روانی مطرح نیست. در نتیجه وقتی آقای علوی می گویند «دیگران این مهم را انجام داده اند» تا جایی که من می دانم واقعا صحت ندارد (در غیر این صورت ایشان کنند و مراجع خودشان را معرفی کنند که همه ی ما به آن دسترسی پیدا کنیم، کار بسیار نیکویی خواهد بود)، متأسفانه روانکاوهای ما تا جایی در خدمت نظام سرمایه داری و تحکیم تبعیض طبقاتی و تا جایی محافظه کار هستند که وارد چنین مباحثی نمی شوند.
خب من خیلی پر حرفی کردم، و باز هم البته حرف زیاد است ... با عرض پوزش و تشکر از شکیبایی خوانشگران...
٣۰۹۵۲ - تاریخ انتشار : ۴ مهر ۱٣٨۹       

    از : کیومرث پایدار

عنوان : ویژگیهای فرهنگی؟
نه دوست عزیز. فرهنگ به خودی خود یک ارزش است. او فردی است با همه‍ی ویژه گی های گجستگی. بجز همین یک نکته، با بقیه‍ی آنچه درباره‍ی او نوشته اید موافقم. او دارد مملکت را به ورطه‍ی هولناکی می کشاند. شوربختانه افراد جناح او شارلاتان هایی هستند که این ابله منافع شان را تأمین کرده و می کند و مزورانه حماقت های او را شجاعت و صداقت قلمداد می کنند. امید که مردم ایران بر این اهریمنان چیره شوند و آنها را بسزای خیانت هایشان برسانند.
٣۰۹٣٨ - تاریخ انتشار : ٣ مهر ۱٣٨۹