نقدی دوستانه بر تفسیر تند مصطفی هجری - نادر عصاره

نظرات دیگران
  
    از : پرسشگر

عنوان : آقای بهرنگ دانش گرامی،
آقای بهرنگ دانش گرامی،

از پیام شما سپاسگزارم. همانطور که در آخرین نظرم در اینجا عرض کردم، من در کنار بسیارانی دیگر تاکنون بطوریکه در نظرم گفتم محتاطانه از کروبی و موسوی حمایت کرده ایم. این هیچ منافاتی با تفکرم نسبت به کل نظام ندارد که باید برود و اینکه اینها همه سر و ته یک کرباس هستند. اگر می بینیم که موسوی و کروبی و امثالهم مخالف خامنه ای شده اند دلیلش را در سهمی که در قدرت انتظارش را داشتند و به آنها داده نشده باید جستجو کرد. آیا بواقع می توان تصور کرد که اگر پارسال در آن انتخابات کذایی تقلب صورت نگرفته بود و ملت اعتراض نکرده بود این آقایان کاری می توانستند بکنند؟ در آن فرصت بدست آمده اکثر مردم با هوشیاری تمام تقلب را بهانه کردند و برای مشروعیت دادن به خود و نوعی حفاظت از خود موسوی و کروبی را دعوت کردند. مگر ۴ سال پیشتر هم تقلب نشده بود؟ مگر غیر از اینست که کروبی گفت چند ساعت استراحت کردن او ورق را به ضررش برگرداند، مگر رفسنجانی نگفت که شکایت خود را به نزد خدا خواهد برد. آنزمان ملت هیچ اعتنایی نکرد و اعتراضی که به یک جنبش تمام عیار تبدیل شود بوجود نیامد. اگر جناح خامنه ای در صدد حذف جناح رفسنجانی و سهم اردوی او بر نیامده بود این آقایان هیچ شکایتی از این نظام نمی داشتند. اینست که می گویم همه از خامنه ای گرفته تا کروبی سر و ته یک کرباس هستند. امروز ۱۸ تیر سالروز فاجعه کوی دانشگاه در ۱۱ سال پیش است که خاتمی «رئیس جمهور» وقت مکار را هیچوقت نمی توان بخشید که آمده بود نظام را نجات دهد و نه نسل جوان و دانشجو را که با هزار امید برایش رای جمع می کردند. شاد و تندرست باشید. از پیام شما یکبار دیگر سپاسگزاری می کنم.
۲۹۲٨٨ - تاریخ انتشار : ۱٨ تير ۱٣٨۹       

    از : بهرنگ دانش

عنوان : کار سیاست ارائه راه رسیدن به خواسته است
کار سیاست ارائه راه رسیدن به خواسته است
با تشکر از آقای عصاره که با دقت و ریز بینی خاصی دغدغه هاواندیشه های نیروهای درگیر در جنبش اجتماعی (سبز) را در مقاله اش بازتاب داده اند وراه حل قابل قبولی برای غلبه بر دغدغه ها ییشنهاد می کنند.ایشان در حقیقت کار نیمه تمام اقای مباشری را تمام کرده اند.(محض اطلاع پرسشگر عزیز).
(شهروندان حق دارند،خواسته های خود را با صدای رسا و با احساسات خود بیان کنند.اما بیان خواسته ها واحساسات یک امر است وراه رسیدن به خواسته ها امر دیگری است.کار سیاست ارائه راه رسیدن به خواست است )

آقای عصاره خوشحال می شوم از اینکه بتوانم در گروه سوم از گروهبندیهای سه گانه مورد نظر شما قرار بگیرم.در آن صورت بیشتر از آنکه در فکر به قدرت (سیاسی) رسیدن این گروه باشم به فکر تامین وفاق حول قراداد اجتماعی ای خواهم بود که خواست مشترک گرایشا ت مختلف جنبش است.
و این قرداد چیزی جزتحقق حاکمیت ملی با انتخابات آزاد نخواهد بود. به باور من این یک امر محالی نیست.آنچه که شده است از شدنیها حکا یت می کند.تجربه آفریقای جنوبی وبرخی از کشورهای امریکای لاتین گواه این مدعاست.
پرسشگر عزیز خوشحالم که شاهد تغییرمثبت دردیدگاه شما هستم.این دو نظر را با هم مقایسه کنید.
۱(تا زمانیکه کروبی وموسوی بدنبال جنبش سبز بدوند ومفید باشند وبه شکاف در نظام دامن بزنند به نفع ما خواهد بود که از انان با چشمان باز ومحتاطانه حمایت کنیم)
۲(اینها همه سر تا پا ضد انسان و ایران وایرانی ومعتقد به تبعیض هستند.باید بروند وما باید کشورمان را از این تبهکاران پس بگیریم ووو....)
ودر نهایت حقیر را توصیه نمودید به خواندن نوشته آقای هجری .باور کنید قبل از توصیه شما
مقاله مورد نظر را خوانده بودم و از ایشان بعنوان رهبر یک حزب سیا سی تعجب کردم.با آرزوی
نزدیکی هر چه بیشتر نیروهای جنبش سبز حول منافع ملی.
۲۹۲٨۰ - تاریخ انتشار : ۱٨ تير ۱٣٨۹       

    از : سکولار دمکرات سبز

عنوان : یک مثال در تاریخ جهان ارائه بفرمایید که نیروهای غیر دمکراتیک به رای مردم و قردادهای اجتماعی احترام گذاشته باشند و همچنان غیر دمکراتیک باقی مانده باشند.
آقای عصاره محترم، عرض کوتاهی در رابطه با این بخش از گفته شما دارم:-

« اگر بتوان وفاقی را در جامعه تامین کرد و قرارداد اجتماعی را گرایشات مختلف بپذیرند دایر بر اینکه حاکمیت ملت با انتخابات آزاد خواست مشترک مقدم و مبرم ما ایرانیان است، آن سقف مشترک نیرو می گیرد که ایرانیان راه زندگی مشترک جمعی و بدون حذف همدیگر را در پیش گیرند. اگر آن سقف و یا ظرف دموکراتیک نیرومند شود آن گاه بنده و آقای هجری و آن آقایان رهبران نمادین جنبش سبز، اگر دنبال آماج مکتبی، حزبی و یا مذهبی خود روان بشویم، جامعه به بیراهه کشانده نخواهد شد. اگر امروز گفتمان متناقض موسوی و ... شنونده دارد و اگر حاکمیت گرایی در پیشرفت دموکراتیسم در جنبش سیاسی مانع می سازد، ناشی از خلا یک گفتمان آزادیخواهانه و دموکراتیک است در سطح جامعه و حتی در سطح عناصر تحصیل کرده و علاقه مند به مباحث سیاسی. عنصر اصلی این گفتمان همان حقوق شهروندی و حاکمیت ملت با انتخابات آزاد است که گفتم بایست برای وفاق حول آن کوشید. این یک آماج ملی است که بایست نیروها حول آن متحد شوند اگر آن را قبول کنند. فکر نمی کنم این یک نوع ساده اندیشی باشد. دشوار است این آماج ملی را همه گیر کرد، ولی غیر از این راهی بسوی دموکراسی وجود ندارد».

نیروهای غیر دمکراتیک، چه سکولار و چه مذهبی، انتخابات براستی آزاد را نخواهند پذیرفت و یا ظاهرا خواهند پذیرفت تا در فرصت مناسب به نفع خود آنرا زیر پا بگذارند. لطفا یک مثال در تاریخ جهان ارائه بفرمایید که نیروهای غیر دمکراتیک به رای مردم و قردادهای اجتماعی احترام گذاشته باشند و همچنان غیر دمکراتیک باقی مانده باشند. بیخود نیست که نیروهای غیر دمکراتیک را غیر پاسخگو، خود کامه، خود شیفته و متجاوز ارزیابی می کنیم. چنین نیروهایی مردم و دیگر نیروها را وسیله قرار داده تا به اهداف خود برسند و در اینراه هیچ ابایی ندارند که هر دروغی را بگویند و پای هر ورقه ای را امضاء کنند چون هدف همیشه وسیله را توجیح می کند. متاسفانه وسیله همیشه مردم هستند که باید هزینه بدهند.

نیروهای غیر دمکراتیک تعاریف خود را از آزادی، استقلال، جمهوری و دمکراسی دارند که هیچ همخوانی ای با حقوق شهروندی ای که شما از آن سخن می گویید ندارد. در ضمن ما چه نیازی به نیروهای غیر دمکراتیک برون مرزی داریم که ۳۱ سال از همه مزایای لیبرال دمکراسی بهره مند شده اند و از آن لذت کامل برده اند ولی آنرا برای ملت ایران آرزو نمی کنند؟ چرا اینها دمکرات نشده اند و چرا باید ملت اینها را تحمل کند وقتی اینها ارجی برای حقوق شهروندی ملت ایران قائل نیستند؟ من اطمینانی به نیروهای غیردمکراتیک برون مرزی ندارم مگر آنکه اندیشه و ساختار سازمانی خود را دمکراتیک کنند.

با تشکر فراوان
۲۹۲۶۹ - تاریخ انتشار : ۱٨ تير ۱٣٨۹       

    از : پرسشگر

عنوان : به اخبار روز، ----------- به پیروز گرامی،
به دبیران محترم اخبار روز،

با عرض سلام خدمت شما عزیزان،

خیلی مایلم بدانم که چرا نظراتی را که یک بار یا بیشتر می فرستم چاپ نمی شوند؟ با احترام

=============================================

پیروز گرامی،

از پاسخ شما سپاسگزارم. تا زمانیکه کروبی و موسوی بدنبال جنبش سبز بدوند و مفید باشند، و تا زمانیکه به شکاف در نظام دامن بزنند بنفع ما خواهد بود که از آنان با چشمان باز و محتاطانه حمایت کنیم. این کاریست که بسیاری از ما تاکنون کرده و خواهیم کرد ولی در عین حال باید مرتب به آنها یاد آور شویم که ما دوران خمینی را برخلاف آنها دورانی طلایی نمی شناسیم و خیال بازگشت به آن دوران را نداریم. پیروزتر از همیشه باشید. با احترام فراوان به همه ی نظراتتان تاکنون. پرسشگر
۲۹۲۶۲ - تاریخ انتشار : ۱٨ تير ۱٣٨۹       

    از : نادر عصاره

عنوان : چند پاسخ کوتاه
من با علاقه ملاحظاتی که در باره مقاله ها و در زیر آن ها نوشته می شود، می خوانم و از آن ها استفاده می کنم. در اینجا می خواهم به سئوالات آقای پیمان کوتاه پاسخ بدهم.

سئوال : تفاوت میان آقایان کروبی، خاتمی و میرحسین موسوی و شرکا از یکسو و خمینی از سوی دیگر چیست؟
جواب : متاسفانه اندیشه این آقایان با آقای خمینی در اساس یک عنصر مشترک دارد و آن هم تلفیق دین و دولت است. عنصری که مثل سدی در مقابل دموکراسی دشواری ایجاد می نماید. این را من در نوشته ام هم آورده ام. تفاوت ها در مقابل این عنصر مشترک فرعی هستند.

سئوال : شما در باره تناقضات اندیشه آقای میر حسین موسوی که از یکسو از امام، قانون اساسی و نظام دفاع می کند و از سوی دیگر از حقوق بشر دفاع می کند چگونه می خواهید زیر یک سقف برای دمکراسی مبارزه کنید؟
جواب : مبارزه ضد استبداد ولایت فقیهی مبارزه ای است که از یکسال پیش از سوی نیروهای مختلف طرفدار جمهوری اسلامی و ضد جمهوری اسلامی، مشترکا جریان دارد. این مبارزه ای برای دموکراسی نیست ولی به جنبش اعتراضی و آزادیخواهانه مردم کمک می رساند. در اعتراض به اعدام سیاسی فرزاد کمانگر و جانباختگان همراهش این مبارزه مشترک را همه دیده ایم.
صحبت من از وجود سقف و یا ظرف دموکراتیک از طریق یک وفاق و یا قرار داد اجتماعی بعنوان یک اصل ضروری در جامعه مطرح می شود. اگر این فکر و نیرو در جامعه تقویت شود، نیروهایی که با آن مخالفند، که البته محدود به موسوی و کروبی نیستند، ناچار خواهند شد به این فکر توجه کنند و در صورت غالب شدن این فکر به آن تن بدهند. اساس ایده این است که یا دموکراتیسم و یا اتاتیسم (حاکمیت گرائی)! دموکراتیسم به تشکیل و تقویت نیروی پشت و پناه دموکراسی و یا حقوق بشر در جامعه توجه می کند و آن را شرط تعیین کننده ای برای دمکراتیزاسیون می داند. آتاتیسم (حاکمیت گرائی) به این نیرو در جامعه توجه نمی کند و همه قدرت را به حاکمیت می دهد که بدیهی است به هر چه منجر شود به دموکراسی نخواهد رسید.

سئوال : واقعا" شما فکر می کنید که این آقایان برای دمکراسی مبارزه می کنند یا برای تبدیل حکومت اسلامی خامنه ای به حکومت اسلامی رحمانی و یا نوع دیگر حکومت اسلامی بنام حکومت عدل علی ؟
جواب : من فکر می کنم و در مقاله ام آمده است که متاسفانه عنصر اصلی گفتمان این آقایان اصلاح جمهوری اسلامی و تلفیق دین و دولت است که دموکراتیک نیست و ضد آن است.

سئوال : کدام احکام مشترک بین شما و یا هجری ها و این آقایان وجود دارد که می خواهید زیر یک سقف آن را پیاده کنید؟ آیا این یک نوع ساده اندیشی نیست؟
جواب : اگر بتوان وفاقی را در جامعه تامین کرد و قرارداد اجتماعی را گرایشات مختلف بپذیرند دایر بر اینکه حاکمیت ملت با انتخابات آزاد خواست مشترک مقدم و مبرم ما ایرانیان است، آن سقف مشترک نیرو می گیرد که ایرانیان راه زندگی مشترک جمعی و بدون حذف همدیگر را در پیش گیرند. اگر آن سقف و یا ظرف دموکراتیک نیرومند شود آن گاه بنده و آقای هجری و آن آقایان رهبران نمادین جنبش سبز، اگر دنبال آماج مکتبی، حزبی و یا مذهبی خود روان بشویم، جامعه به بیراهه کشانده نخواهد شد. اگر امروز گفتمان متناقض موسوی و ... شنونده دارد و اگر حاکمیت گرایی در پیشرفت دموکراتیسم در جنبش سیاسی مانع می سازد، ناشی از خلا یک گفتمان آزادیخواهانه و دموکراتیک است در سطح جامعه و حتی در سطح عناصر تحصیل کرده و علاقه مند به مباحث سیاسی. عنصر اصلی این گفتمان همان حقوق شهروندی و حاکمیت ملت با انتخابات آزاد است که گفتم بایست برای وفاق حول آن کوشید. این یک آماج ملی است که بایست نیروها حول آن متحد شوند اگر آن را قبول کنند. فکر نمی کنم این یک نوع ساده اندیشی باشد. دشوار است این آماج ملی را همه گیر کرد، ولی غیر از این راهی بسوی دموکراسی وجود ندارد.
موفق باشید
۲۹۲۵۶ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹       

    از : peerooz

عنوان : خاتمی و کروبی و موسوی
جناب پرسشگر،
خاتمی و کروبی و موسوی "رهبر" نبوده و احتمالا هرگز "رهبر" نخواهند شد. آنچه مهم است "جنبش" است که در قدیم آنرا " مشروطیت" میگفتیم و حالا "سبز" شده است. اکثر "رهبران" خود را به این "جنبش" آویخته و یا دنبال آن دویده اند. خاتمی مدتی به آن آویخته "شد" و اکنون از گردونه خارج است. بنظر من موسوی و کروبی در حال دویدن دنبال جنبش اند و باورهای قبلی و سابقه آنها همچون کشتی عظیمی ست که در حال چرخش است تا خود را با موج همراه کند. ضد و نقیض گفتن آنها نتیجه این چرخش است. اگر موفق شدند ممکن است برای مدتی رهبر این جنبش بشوند تا دیگری پیدا شود. دعای ما باید این باشد که جنبش اشتباه ۵۸ را تکرار نکند و آگاهانه تصمیم بگیرد.
۲۹۲۵۱ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹       

    از : پ پیمان

عنوان : پرسشی از آقای نادر عصار
آقای نادر عصاره
بسیار ممنون می شوم که در نوشتارهای بعدی تان بنویسید که تفاوت میان آقایان کروبی، خاتمی و میرحسین موسوی و شرکا از یکسو و خمینی از سوی دیگر چیست؟
شما نقدی به اندیشه و نوشته آقای هجری نوشته اید که بنظر اینجانب نوشته ایشان با واقعیت بسیار نزدیک است. حال بد نیست که شما در باره تناقضات اندیشه آقای میر حسین موسوی که از یکسو از امام، قانون اساسی و نظام دفاع می کند و از سوی دیگر از حقوق بشر دفاع می کند چگونه می خواهید زیر یک سقف برای دمکراسی مبارزه کنید؟ واقعا" شما فکر می کنید که این آقایان برای دمکراسی مبارزه می کنند یا برای تبدیل حکومت اسلامی خامنه ای به حکومت اسلامی رحمانی و یا نوع دیگر حکومت اسلامی بنام حکومت عدل علی ؟ آقای عصاره شما با آرزوی خوب همه را در زیر یک سقف برای تحقق دمکراسی دعوت می کنید ! آیا آنان که به حقوق اسلامی ( احکام و دستورات از پیش تعیین شده از سوی اله ) اعتقاد دارند می توان اعتقاد داشت که با شما در زیر یک سقف که برای حقوق بشر که خواستار جدائی کامل احکام الهی از سیاست ( افکار و اندیشه مردم ) است باهم زیر یک سقف مبارزه کنند؟
مراجعه به تجربه سال های اول استقرار حکومت استبداد اسلامی برای افرادی چون شما بسیار لازم است . توده ای ها و به دنبال آنان با تاخیر اکثریتی ها تلاش کردند با خط امامی ها در زیر یک ثقف ( بخوان الهی و معنوی ) جمهوری اسلامی را شکوفا کنند و شاید در دراز مدت به یک کشور سوسیالیستی از نوع شوروی تبدیل کنند . نتیجه چه شد؟ خط امامی ها همین آقایان کروبی ها و میر حسین موسوی ها و همفکران دیگرشان که امروز در کشورهای غربی اطاق سبز درست کرده اند( با سقف سبز ) سقف را بر سر این آقایان خراب کردند و امروز خود این آقایان ( اصلاح طلبان مسلمان ) با تغییراتی که کرده اند می خواهند با همان شعار ها و احکام امام راحلشان با حکام کنونی جمهوری اسلامی در زیر یک سقف همان راه را ادامه دهند!!! اینان عقاید مشترکی دارند و این عقاید از احکام الهی سرچشمه می گیرد. اما شما چرا؟ کدام احکام مشترک بین شما و یا هجری ها و این آقایان وجود دارد که می خواهید زیر یک سقف آن را پیاده کنید؟ آیا این یک نوع ساده اندیشی نیست؟

آقای عصاره استقرار دمکراسی در ایران بسیار دشوار و راهی طولانی در پیش دارد و دشواری ها گوناگونی در مقابل سیاستمداران و تحلیل گران وجود دارد. کار آگاه گرانه از ضروریات است و نباید ترس به دل راه داد که نقد تند آقای هجری به آقایان اصلاح طلب آنان را از جنبش می رماند و یا آسیب می رساند. شاید عدم شناخت واقعی و چشم پوشی از تناقضات و افکار این آقایان ضربات جدی تری به جنبش ترقیخواهانه مردم ایران وارد خواهد کرد تا سکوت و نادیده گرفتن آنچه که این آقایان بیرون رانده شده از حکومت اسلامی بر زیان می آورند و حکومت اسلامی دیگری را به مردم نوید می دهند. چه خوب بود که شما با نقد محترمانه خودتان تناقضات گفتارهای این آقایان را گوشزد می کردید و آنان را به راه دمکراسی و نه راهی که می روند ( ایجاد حکومت عدل علی ) دعوت می کردید. اگر می خواهید با اینان در زیر یک سقف باشید باید هشیار باشید که این سقف اسلامی بر سرتان خراب نشود.
۲۹۲۴٣ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹       

    از : جاودان حکمت

عنوان : نظر
طرفداران حفظ نظام همراه رهبرشان موسوی و کربی و جنبش سبز علوی موتورشان با اکزوز تمامأ دودی به کار افتاده آنچه که جناب هجری در نوشتشان بیان کردن قسمت کوتاهی از بیلان و کارنامهی سران حکومت ننگین جمهوری اسلامیست که امروز به نام جنبش سبز علوی سعی در به انحراف کشیدن مبارزه مردم دارند ا تفاقأ آنچه جناب هجری بیان داشتند نشان از درک بالا و مسئولیت ایشان دارد که بار دیگر این دانیاسورهای فسیل بر سرنوشت مردم حاکم نشوند کسانی که از جنبش سبز علوی و موسوی کربی دفاع میکنند در ردیف همکاران جمهوری اسلامی قرار دارند مگر نه این است موسوی و کربی میگویند حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامئ نه یک کلمه بیشتر نه کمتر مگر نه این است بزرگترین کشتارها از مردم کردستان در دوران نخست وزیری موسوی بود ؟ چگونه شما انتظار دارید از یک حزب کردی و رهبر آن که بیشترین اعضا ء و مردم کردستان توسط این جانیان اعدام و کشته شدند امروز بر این جنایات کاران دیروز چشم ببندند و رهبری جنبش سبز علوی برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی به بهه و چه جه بگهیند ارزانی خودتان باد
۲۹۲٣۶ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹       

    از : پرسشگر

عنوان : پیروز گرامی، دلیل این یکی به میخ و یکی به نعل زدن های موسوی چیست؟
"دفاع موسوی از حضور «دین در سیاست»

۱۶ تیر ۱۳۸۹

تارنمای کلمه، ارگان رسمی میرحسین موسوی امروز با انتشار یادداشتی با عنوان «جدایی دین از سیاست، یا استقلال نهاد دین از نهاد سیاست؟» از حضور دین در سیاست دفاع کرد. کلمه نوشته است که «میرحسین موسوی به عنوان فرزند راستین انقلاب و راهروی اصیل خط امام، نمی‌تواند و نمی‌خواهد داعیه جدایی دین از سیاست داشته باشد.»

این یادداشت در پاسخ به گزارش لس‌آنجلس‌تایمز منتشر شده است. به نوشته کلمه، پس از انتشار «منشور سبز» توسط میرحسین موسوی، لس‌آنجلس‌تایمز از آن با عنوان منشوری یاد کرده که «جدایی دین از سیاست» را تبلیغ می‌کند.

تارنمای کلمه با رد تحلیل لس‌آنجلس‌تایمز می‌نویسد: «همراه جنبش سبز و منشور پیشنهادی‌اش می‌کوشد امکان حضور موثر دین را در جامعه، بدون حذف تفکرهای رقیب و بدیل، نشان دهند.»

همراه جنبش سبز، عنوانی است که میرحسین موسوی برای خود به کار می‌برد.

این یادداشت افزوده «انقلاب و امامی که او(میرحسین موسوی) به آن معتقد است داعیه دار بازگرداندن نقش سیاسی دین و حضور فعال آن در اجتماع در زمانه ای بود که همه دین را در پستوها و در حوزه های فردی و شخصی می‌جستند و میرحسین موسوی به عنوان شاگرد راستین معلم شهید دکتر شریعتی تلاش‌های او را برای فعال کردن پتانسیل‌های آگاهی‌بخش و رهایی‌بخش مذهب و انقلاب فراموش نمی‌کند.»

کلمه می‌نویسد که میرحسین موسوی نمی‌تواند از «تشیع اصیل چشم بپوشد یا خواهان به انزوا رفتن دوباره آن باشد.»

تارنمای رسمی این رهبر مخالف دولت گفته که میرحسین موسوی می‌خواهد «تشیع سبز را به عنوان راه بدیل اسلام سیاه سیاسی» معرفی کند".

دلیل این یکی به میخ و یکی به نعل زدن های موسوی چیست؟ همه میدانیم که خاتمی با نظامی که بر پایه منشور حقوق بشر باشد صد در صد مخالف است و موسوی و او هیچ اختلاف فکری ای با هم در این مورد ندارند.
۲۹۲٣۱ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹       

    از : محمد زاده

عنوان : مطلبی متین و محترمانه
مطلب آقای عصاره بسیار مستدل و بویژه "محترمانه" است که ایشان خواستند احترام رهبر یک حزب سیاسی را نگهدارند که این بنوبه خود پسندیده است، ولی واقعیت اینکه مقاله آقای هجری از موضعی بسیار غیر مسولانه و سطحی نگاشته شده و بیشتر به خشم نامه یک جوان وبلاگ نویس شباهت دارد تا مقاله تحلیلی یک رهبر سیاسی
۲۹۲۲۱ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹       

    از : peerooz

عنوان : موسوی و کروبی
جناب هجری،
بنده نه طرفدار کروبی ام و نه موسوی. اینها به نظر من افراد شجاعی اند که تا کنون در اعترا ض خود پایدار بوده اند.جنبش سبز زاده موسوی و کروبی نیست. موسوی و کروبی زاده جنبش سبزند و در این یک سال به قدری تغییر کرده اند که قابل باور نیست. اینها چیز هایی میگویند که تا یک سال پیش کفر میدانستند. به فرمایش شما کروبی گفته است : "تمکین به‌ خواست ملت و به‌ رسمیت شناختن حقوق آ‌نان راه‌ خروج از بحران موجود است". اگر کروبی بجای حقوق آنها گفته بود منشور جهانی حقوق بشر باز هم شما این مقاله را مینوشتید؟ نمیدانم مقاله شما قبل یا بعد از اعلامیه ۱۸ موسوی نوشته شده است. جمله زیر نقل قولی از این اعلامیه است :

کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت

۱- نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. (پایان نقل قول).

توجه میفرماید؟ جمله ای را که کروبی شروع کرده موسوی تمام کرده است و خواستار اجرای کامل حقوق بشر است. آنوقت هنوز ما بر سر سکولاریسم و بود و نبود آن گفتگو میکنیم. اگر شما هم به اندازه اینها تغییر کرده بودید شاید یکی از این رهبران بودید.
۲۹۲۰٣ - تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱٣٨۹       

    از : پرسشگر

عنوان : اگر بتوانیم منشور حقوق بشر را به یک خواسته ملی ایرانیان و به شعار اصلی ملی خود تبدیل کنیم پیروز خواهیم شد، تنها کسانیکه متضرر خواهند شد قدرت طلبان و فرصت طلبان داخلی و خارجی خواهند بود.
آقای نادر عصاره و دیگر نویسندگان عزیز، پس از مطالعه مقالات یکدیگر خوبست که شما نظرات داده شده در پای آن مقالات را هم مطالعه بفرمایید. بدین ترتیب در کنار پرداختن به نقد از مقالات دیگر دوستانتان با نبض مخاطبین خود آشنا شوید، به رفع برخی ابهامات خوانندگان بپردازید و از برخی نظرات بجا و خوب خوانندگان استفاده کنید.

اگر در صدر دستور کار شما منشور جهانی حقوق بشر است، مستقیما آنرا اعلام کنید و از دیگر نویسندگان هم بخواهید مواضع خود را در این رابطه اعلام کنند تا ببینیم که حول این محور چه کسان و گروههایی قرار دارند و برای پیشبرد آن چه کرده و در نظر دارند انجام دهند. اینبار برخلاف سال ۵۷ مردم نباید فقط به این بسنده کنند که چه نمی خواهند بلکه قبل از آنکه آنچه نمی خواهند را فریاد بزنند، بدانند دقیقا چه می خواهند که جایگزین آن شود. بنظر بسیاری از ما توافق روی همه مفاد منشور جهانی حقوق بشر بهترین گزینه ی موجود برای رسیدن به همه خواسته های ماست، ضمن اینکه محوری دنیا پسند و مناسب برای بستن یک قرارداد اجتماعی میان ایرانیان از هر نحله ی فکریست. این منشور شناخته شده، بدور از ابهامات و حافظ منافع ملی ایران و ایرانی است.

اگر بتوانیم منشور حقوق بشر را به یک خواسته ملی ایرانیان و به شعار اصلی ملی خود تبدیل کنیم پیروز خواهیم شد، تنها کسانیکه متضرر خواهند شد قدرت طلبان و فرصت طلبان داخلی و خارجی خواهند بود. وظیفه روشنفکران ماست که با تکیه روی این منشور و اشاعه آن، از یکسو بازیگران سیاسی را مجبور به واکنش کنند تا مواضع خود را اعلام کنند، از سوی دیگر ملت ایران را با حقوق بحقه خودشان آشنا می کند و از سوی دیگر روشنفکران ما به نقش اصلی خود در جامعه ایرانی عمل کرده اند. خاصیت دیگر آن اینست که هر یک از ما که با این منشور آشنا شود و به محسنات آن پی ببرد طبیعتا به رسانه ای برای اشاعه ی آن در سطح افقی جامعه تبدیل خواهد شد که خود بخود به مدنی شدن هر چه بیشتر جامعه کمک موثر خواهد کرد. با احترام
۲۹۱٨۷ - تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱٣٨۹