بیا پرپر کن این مرغِ گرفتاری که می خواهی - فتح اله شکیبایی

نظرات دیگران
  
    از : ابد لیلا

عنوان : تشکر
پیر مرد
دستت درد نکند
۲۶۷۱٨ - تاریخ انتشار : ۱٣ خرداد ۱٣٨۹       

    از : فرهاد پرنگ

عنوان : پاسخ به جناب پارسا
بهمن عزیز
نکته شما در مورد پرپر درست به نظر می آید ولی پیشنهادتان با قافیه جور در نمی آید ـ به هر شکلی که می خواهی ـ چون قافیه گلزار و دیدار و غیره است
ول من تصور می کنم تنها یک اشتبا چاپی رخ داده و اصل شعر چنین باشد:
بیا پر بَرکَن این مرغ گرفتاری که می خواهی
۲۶۵۴٣ - تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱٣٨۹       

    از : بهمن پارسا

عنوان : یک ملاحظه
دخالت در احساس و احوال شاعر کار ندانم کاران است.پس اینکه قصدم دخالت و ابلفضولی نیست.اما، بعضا در جمع بندی کلمات ممکن است ترکیب دیگری هم متصور باشد که اگر دور از احوال کل ابیات نباشد میشود با اجازه از شاعر پیشنهاد کرد. و صد البته قصد بیش از طرح یک ملاحظه نیست. با توجه به ساختار محتوایی و شکل این شعر خیالم این است که،پرپر کردن مرغ گرفتار ،از تنافری در شکل و معنا در رنج است و مهجور مینماید،چراکه، گل را پرپر میکنندو مرغ را پر میکنند! و یا شاید تا امروز اینگونه بوده است. با گذر به مصراع دوم بیت اول میشود به این تصویر نگاه کردکه:
بیا پرپر کن این گل را- به هر فصلی و یا به هر شکلی -که میخواهی.
جناب شکیبایی این اشارت را بدیده استادی بنگرند در شاگردی که علاقه اش را از ذهن به متن آورده است. مهر ایشان مسری باد.
۲۶۵۲۱ - تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱٣٨۹