یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

"تکان دادن خورشید" - فریبرز رنیس دانا

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : پژمان صدیقی

عنوان : اقای رئیس دانا ،اموزگار گرامی...
اقای رئیس دانا، اموزگار گرامی..
من در همه سالهای گذشته ،البته نه تنها من،بسیاری ،به یقین شما نیز،در پی علت ها و عوامل حقیقی این موفق نشدن سوسیالیسم که در اغاز قهرمان تاریخ بشری بود و امیدها و ارزو های ملیونی انسانها را در خود پرورده بود..بودم و هستم و هستند و بودند!
و همواره چشم انتظار روزی هستم شاید باشند و هستیم تا برای تمام این انسانهائی که ان درخشانترین امیدها و ارزوهایشان ، ناموفق شد،روشن گردد که چرا و کدام عملکردهای حزب اتحاد جماهیر شوروی،بر خلاف قوائد و دستورها و برنامه های تعین شده توسط بانیان ان ،بود و شد.
ببخشید بنده را برای سوالم در نوشته قبل،میدانم چنین مسائلی را شاید نتوان به تفصیل و وضوح در این جا شرح داد..بعد از سوالم متوجه شدم..از این بابت عذر میخواهم دوست عزیز..میگذاریم برای نوبتی دیگر و فرصتی مناسب تر .
شاد و سلامت باشید.

باز با پوزش مجدد..این دومی تصیحی شده است ببخشید مرا.
٨۲۰٣۴ - تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱٣۹۶       

    از : امیر ایرانی

عنوان : دمکراسی طبقاتی و دمکراسی فراتر از طبقه
آقای رئیس دانا در نوشتارش تلاش داشته نشان دهد که آن واقعه اکتبر در روسیه تزاری ناشی از روش اراده گرائی گروهی اراده گرا نبوده بلکه آن واقعه ناشی از شرایط حاکم بر روند مبارزاتی در آن شرایط جامعه روسیه تزاری بوده است.
این ادعای ایشان یکی از پرسش های پایه ای در رابطه با آن واقعه است.
در خوصوص ادعای بالا و پرسش مطرح شده، درپای نوشتار آقای جباری که برای آن واقعه اکتبر یک کبیری قائل شده نظری ارائه گردید که مطالعه آن شاید مفید واقع شود.
باید گفت
وقتی آقای رئیس دانا در تلاش است که دستاوردهایی را برای آن واقعه برشمرد
در حقیقت ایشان ناخواسته می گوید
مسائلی برآن روند تحولخواهی در آن دوره تحمیل گردیدو نوعی اراده گرائی از بیرون را مطرح می کند.
ایشان به دمکراسی اشاره می کند که این اشاره ایشان نشان از این می دهد
که به دمکراسی اهمیت می دهد.
اما ایشان باید توجه داشته باشند دمکراسی که محوریت و وجودش به یک طبقه خاص گره بخورد دیگر دمکراسی نیست
مفهوم دمکراسی فراتر از مفهوم طبقه و یا ... است
٨۲۰۱۷ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۶       

    از : پژمان صدیقی

عنوان : اقای رئیس دانا...سلام .غرض از مزاحمت سوالی داشتم دوست عزیز.
اقای رئیس دانای عزیز و گرامی.
در دوران ابتدائی،تصادهای اساسی مابین حزب کمونیست شوروی و احزاب اروپا شکل گرفت..که تاثیر مهمی به مناسبات احزاب در همکاری بین المللی ،گذاشت.بعنوان نمونه" در فرانسه کمونیستها در مبارزه با محافظه کاران و بورژوازی رادیکال به حزب سوسیالیست دمکرات ها پیوستند.بدون انکه از حفظ حق انتقادنسبت به جملات و توهماتی که از ان زمانانقلاب سنت شده است..صرف نظر کنند.
یا در سوئیس کمونیستهااز رادیکال ها حمایت میکنند با وجود اینکه از عناصر متضاد درون ان حزب ،اگاه بودند! قسمتی از ان حزب نیز سوسیالیست دمکرات بسبک فرانسه و بخش دیگری که شامل بورژواهای رادیکال ..بود.
در میان لهستانی هاکمونیستها از حزبی که انقلاب ارضی را شرط نجات ملت میدانستند، یعنی همانحزبی که در سالهای ۱۸۵۶ بگمانم..قیام " گراگوی ها " را بر پا کرده بود.پشتیبانی میکردند.
در المان حزب کمونیست تا زمانیکه بورژوازی روش انقلابی دارد، همواره بورژوازی بر ضد سلطنت مستبده و ملاکین بی رحم و فودال و خرده بورژوازی ارتجاعی گام بر میدارد.
در مورد تضادهای اساسی و اختلافات و نا همگونی مناسبات در میان احزاب برادر،بسیار کمتر..البته پژوهشی عمیق..کمتر اما بصورت سطحی ،بله، اما نگاهی عمیق ،کمتر صورت گرفته است.چرا؟
و سوال مهم اینکه کدام عناصر و عوامل مهم اقتصادی/سیاسی/اجتماعی و غیره..تمام عواملی که باعث نا موفقیت این تنها راه نجات بشری..شد؟
چرا چنین سرنوشت غم انگیزی نسیب ان شد؟

چکیده این چند خط این است که کمتر به نا مناسبات اولیه بین احزاب برادر با حزب اصلی یعنی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی،پرداخته شده.بیشتر یک گزارش و تحلیل از عمر این نیکو ترین سیستم در تاریخ بشریت،تهیه شده اما کمتر از تضادهای سرنوشت ساز،شاید...سخن بمیان رفته باشد.
با تشکر و احترام دوست عزیز
با عرض پوزش این متن تصحیح شده است .ممنونم
٨۲۰۱۴ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۶       

    از : الف رستمی

عنوان : بسیار عالی
نوشتهٔ فشرده و پر مصون و قابل تاملی ست. دستمریزاد.
٨۲۰۱۱ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۶       

    از : peerooz

عنوان : ادامه,
جهت آنکه خدای نکرده ایراد گیران ایراد نگیرند, منظور از "پیشرفت های امروزه دنیا" بیشتر پیشرفت های اجتماعی و انسانی میباشد.
٨۱۹۹۷ - تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱٣۹۶       

    از : peerooz

عنوان : "شوراها"
جناب رییس دانا بخوبی اثرات انقلاب اکتبر را بررسی کرده اند و علی رغم صد سال حمله مخالفان بر دست آوردهای آن, پیشرفت های امروزه دنیا همگی مدیون این انقلاب میباشند. ایشان بطور گذرا اشاره ای هم به تشکیل "شوراها مینمایند که "......قرار بود تشکل ‏های دموکراتیک و شوراهای سراسری شکل بگیرند.........آرمان لنین تشکیل کشور شوراها بود که عالی ترین شکل دموکراسی را بنا می‏کرد .....".

صد سال پس از انقلاب مشروطیت در ایران, هنوز ما تاسف میخوریم که یکی از خواست های آن یعنی انجمن های ایالتی و ولایتی هیچ گاه برآورده نشد و اگر میشد چنین و چنان میشد. شاید چنین باشد ولی حقیقت آنست که فاصله گمان و خیال تا عمل و واقعیت "هزار فرسنگ است".

امریکا کشوریست که بیش از ۲۰۰ سال با سیستم فدرال اداره شده و انجمن های گوباگون با اختیارات وسیع حتی در سطح قصبات "انجام وظیفه" کرده اند. سرکار خانم Barbara Nimri Aziz روزنامه نگار و انسان شناسی Anthropologist میباشند که مقیم ایالت نیو یورک بوده و بیست هفت سال است که ایستگاه رادیوئی را در آنجا برای دفاع از حقوق اعراب و مسلمانان تاسیس و اداره نموده اند. ایشان چند وقت پیش مقاله ای در باره وضع شورا های محلی منتشر کردند که حاکی از حقایق اسفباری میباشد به این معنی که هیچ کس توجهی به آنچه در این شوراها میگذرد ندارد و حتی انتخابات آنها نیز فرمالیته ای بیش نبوده و همان افراد سالها بدون رقیب خود را انتخاب میکنند و کسی علاقه ای به انتخاب شدن ندارد. منظور اینکه ظاهرا این روحیه انقلابی و شور اصلاحات است که امور را "به راه راست هدایت میکند" و گرنه شورا و دمکراسی چیزی نیست که خرید و در صندوق خانه "قایم" کرد, بلکه گلی ست که محتاج توجه روزانه میباشد. و شاید ما نباید چندان متاسف باشیم که شورا ها هیچ گاه تاسیس نشدند.

https://www.counterpunch.org/۲۰۱۷/۱۱/۰۷/politics-is-hard-work/
٨۱۹۹۶ - تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱٣۹۶       

    از : سوال؟

عنوان : ارمغان چپ های قدیمی برای جوانان امروز چیست؟
چرا از نظر رئیس دانا آنهایی که نقد بیشتری به لنین دارند، خود را به چپ می چسبانند! آیا ملاک سنجش چپ بودن نظر افراد است یا عملکرد آنها؟ اگر لنینیسم اندیشه ای جاودان است، مدعیان اصالت آن برای عملیاتی کردنش در داخل کشور چه تلاشی کرده اند؟ نمی تواند دیگران را به لیبرال و سوسیال دموکرات بودن متهم کرد چون با عقاید ما مخالفت دارند! از جانب نسل قدیمی چپ ها برای جوانان امروز جز پند و اندرز چه چیزی باقی مانده است؟ پند و اندرز درباره اینکه مراقب باشید اگر از اصول لنین تخطی کنید ممکن است شما را توبیخ کنیم!
٨۱۹٨۹ - تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (۷)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست