یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دادخواهی به ما می آموزد: لازم است به دیگران احترام بگذاریم - جعغر بهکیش

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : کیانی

عنوان : نمره شما چند است؟
آقای روزبه ! شما تشخیص تان هم قوی نیست . وقتی فرق بین نهضت آزادی و جریان ملی-مذهبی ها را که - سحابی بنیانگذار آن بود - نمیدانید، بحث را تمام کنیم بهتر است.
٨۱٣۰۱ - تاریخ انتشار : ٣۰ شهريور ۱٣۹۶       

    از : آرمان

عنوان : بوی سوختن می آید
از قرار سوزش این یکی آن قدر زیاد است که دیگر نمی داند چه بگوید و به ؛غلط املائی و انشائی؛ آقای روزبه گیر داده است. زمانی ملی مذهبی ها با لهجه آمریکایی اراجیف خمینی را به انگلیسی به خورد دنیا می دادند و همه رقم سیاه بازی می کردند که جمهوری وحشت اسلامی را جنس خوب نشان بدهند اما حنای این جماعت دیگر پیش مردم ایران رنگی ندارد. رژیم اسلامی خوب وجود ندارد و ملی مذهبی ها با این رژیم به زباله دان تاریخ خواهند رفت.
٨۱۲٨۹ - تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱٣۹۶       

    از : یک چپ

عنوان : احترام تعارف نیست، ارزش است
آقای بهکیش گرامی!
شما از کجا شروع کردید و به کجا رسیدید؟! بحث آنجا بود که جنایتی که بر فرزندان پاک و صادق این خاک و بوم رفت، که اعضای خانواده شما هم در بینشان بوده اند، در صورت عدم"مصلحت اندیشی های" امثال آیت الله منتظری ابعادی پیدا می کرد که می توانست از عمق فاجعه بکاهد.
اما شما از دل این بحث "احترام" برای دیگرانی" را دست و پا می کنید که از بانیان این جنایت بوده اند. این "ملی"-مذهبی هایی که شما فروتنانه محترمشان می شمارید، رسم . کار سازش با امپریالیسم را به خمینی آموختند. ابراهیم یزدی، قطب زاده و مصطفی چمران و حتی حبیب الله پیمان به امامشان آموختند که راه تهران از واشنگتن می گذرد. برای نیل به این هدف به خمینی توصیه کردند که به امریکا تضمین دهد که پس از شاه رویکردی (باطنا) ضد امریکایی نداشته که هیچ، حتی "خطر" کمونیست ها را دورتر خواهد کرد (که کرد)! کدام دادخواهی این احترام به این جماعت ریاکار را به شما می آموزد؟
٨۱۲٨۶ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹۶       

    از : لینک

عنوان : به آقای کیانی
آقای کیانی البته بنده آقای روزبه نیستم اما چون یک نمونه خواستید، یک نمونه آن را ازهمین سایت اخبار روز برایتان می فرستم: http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=۸۱۸۸۸
در صورت تمایل می توانید سری هم به کتاب های خاطراتابراهیم یزدی هم بزنید (خاطرات مصلحتی و نصفه نیمه). بویژه در جلد سوم ایشان باندازه کافی از خوی ضد انسانی خود و امامشان و سایر شرکایشان پرده برداشته اند. اصل برای آقایان دفع "خطر کمونیست" و سلطه ارتجاع معمم-مکلا بر کشور بوده است و نه دمکراسی، نه استقلال و نه عدالت اجتماعی!
٨۱۲۷۹ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹۶       

    از : کیانی

عنوان : کجا؟
آقای روزبه ! شما که در یک پاراگراف اینهمه غلط املائی و انشائی داشتید، میتوانید یک مدرک کوتاه بیاورید که ملی-مذهبی ها " از دستگیری احزاب و گروهای سیاسی چپ اعلامیه رضایت صادر می کردند" ؟
٨۱۲۷۶ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹۶       

    از : روزبه

عنوان : احترام برای توجیح گران فاشیسم مذهبی معنی ندارد
لزومی نیست به این جماعت ملی مذهبی احترام بگذارید مگر فراموش کردید که چگونه آنها از دستگیری احزاب و گروهای سیاسی چپ اعلامیه رضایت صادر می کردند. کسانی که توجیح گران و کار چاق کنان رژیم آدمکشان و فاشیست های امام خمینی شان بودند لایق احترام که نیستند بلکه لایق تف به آن روی دو رویشان هستند. ای کاش آقای جعفر بعکیش از جانباختگان خانواده برای این جماعت مایه نمی گذاشت!
٨۱۲۷۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱٣۹۶       

    از : بهرام خراسانی

عنوان : به آقای دبیری
جناب آقای دبیری
با سلام
من پاسخ شما را به کوتاهی و تا جایی که در یک یادداشت میتوان انجام داد، در کامنتهای آن نوشته به نام خودتان داده ام. اگر خواستید میتواند در آنجا این پاسخ کوتاه را بخوانید.
بهرام خراسانی
٨۱۲۶۵ - تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱٣۹۶       

    از : بابک مهرانی

عنوان : حق گرفتنی است
در شرائطی که حکومت کشتار در حال از بین بردن آثار جرائم وحشتناک جنایت بشری می باشد نقش خانواده ها بیش از پیش برای حفظ میراث مادی و معنوی جان های شیفته ی مردم ایران اهمیت دارد بعنوان یک شهروند در برابر تمام جانباختگان و خانواده های آنان سر تعظیم فرود میاوردم.
دیروز خواندم که حکومت در آن واحد در فکر نابودی نه تنها اوین بلکه قسمت هائی از بهشت زهرا نیر می باشد یاد سال های پیش افتادم در گزارش آمده : « سال ۸۴ نیز مدیریت این گورستان قصد تخریب قطعه ۳۳ را داشت که با اعتراض های گسترده مواجه شد و این تصمیم به اجرا نرسید.در این قطعه، قبر بسیاری از رهبران و هواداران سازمان‌های چپ‌گرایی هم چون مجاهدین خلق و فداییان خلق قرار دارد که همه قبل از انقلاب کشته شده‌اند؛ مانند «بیژن جزنی»، «حمید اشرف»، «مرضیه احمدی اسکویی»، «مسعود احمدزاده»، «علی اکبر صفایی فراهانی»، «حسین ضیاظریفی»، «خسرو گلسرخی»، «کرامت دانشیان»، «محمد حنیف‌نژاد»، «علی اصغر بدیع‌زادگان»، «سعید محسن ذوالانواری» و «سید کاظم ذوالانواری»

در مورد بالا که مربوط به اعدامه و کشتار حکومت پیشین بودحکومت اسلامی کوتاه آمد ولی برای نابودی قبر کسانی که بدست خود ِ این حکومت اعدام شدند شرارت بیشتری نشان میدهند و قصد دارند که آنها را در سراسر ایران بکلی از بین بیرد.
در اینجا ست که می توان جناح های مختلف حکومت مشروعه را از صدر تا ذیل محک زد.
برای دادخواهی حفظ این گورستان ها مهم است .
ما می توانیم با صدایمان خانواده های عزیز را حمایت کنیم که کار اصلی را آنها در ایران کره و می کنند.
با امید به روزی که دادگاه های جنایت بشری را برای سران حکومت . حتی بعداز مرگ خود.

http://news.gooya.com/۲۰۱۷/۰۹/post-۷۴۹۶.php
٨۱۲۶۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱٣۹۶       

    از : هومن دبیری

عنوان : نوعی از «انتقاد از خود»
دوست نادیده آقای جعفر بهکیش درود بر شما، از خواندن این نوشته صمیمانه متاثر شدم و در همان پاراگرف اول خیلی روشن آزردگی ِ شدید شما را دریافتم :« هرگز از خواهر و برادرانم که قربانی سیاست خشونت و سرکوب دولتی شده اند، "مایه" نگذاشته ام و این گفته آقای خراسانی را اهانت مستقیم به خود تلقی و بیش از پیش از فرهنگ سیاسی در میان ایرانیان ناامید و سرخورده شدم. »
با شما موافقیم و بسیاری را می شناسم که در موقعیت شما بوده اند و هرگز از نام عزیران بخون خفته ی خود «مایه » نگذاشتند.
بنظر نگارنده مضمون نوشته آقای خراسانی فراتر از این است که یک گوشه‍ی آن را بگیریم و به نقد بکشیم . در آن بخشی که به این «مایه» گذاشتن شما از نام خواهر و برادران زنده یاد اشاره کرده فقط شامل تنها شما نمیشود. اجازه بدهید دوباره بخوانیم :
«نیروی چپ که شما بازمانده یکی از خانواده های شرافتمند آن هستید و برای معرفی خود از نام گرانمایه آنها مایه میگذارید، باید به آینده و کارهای بایسته آن بپردازد. اگر چنین کند، آن رفتگان شما نیز ارجمند خواهند ماند.»
ایشان با تمام چپ طرف است و تمام چپ را مخاطب قرار داده است و لابد شامل خودش نیز می شود و ممکن است نوعی از «انتقاد از خود» باشد که ما متوجه نمیشویم.
ولی خازج از طنز و کنایه، ایشان در ادامه با «خظ و نشان » می نویسد:
«.....و اگر این کار را نکنند، آنگاه کسانی مانند آقای علیجانی همان کاری را با نیروهای چپ خواهند کرد که پیشینیان آنها یعنی آقای مکارم شیرازی و شریعتی با روشهای به ظاهر متفاوت در نشریه مکتب اسلام، کتاب فیلسوف نماها، و انبوه انشا نویسی‌های شریعتی کردند، و رهبران جمهوری اسلامی در سالهای پس از انقلاب، به ویژه سال ۱۳۶۷»
چنانچه می بینیم حرف ایشان فراتر از شما و چپ بلکه بسیاری از کنشگران سیاسی میشود که لابد به همه نیز پاسخگو خواهد بود . ما نباید از این نوشته های «دوستانه» نا امیدو سرخورده شویم .نگارنده در زیر آن نوشته به سهم خود مراتب ناخرسندی خود را نوشتم و سوئالاتی طرح کردم که آقای خراسانی به آنها نیز پاسخ ندادند. فقط خواستم عرض کنم که خیلی ها باید از این حرف ها آزرده شده باشند ولی بقول شما شاید آنها قبلا نا امید ، سرخورده و منفعل شدند که نیازی به پاسخ گوئی به این قبیل «ضّد و نقیض » ها نمی بینند.
در یادداشت پیشین خود زیر نوشته آقای خراسانی به این «ضّد و نقیض ها » اشاره کردم ولی پاسخی از ایشان ندیدم.
٨۱۲۵٣ - تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱٣۹۶       

    از : بهرام خراسانی

عنوان : دادخواهی شمار پاس میدارم و با آن همراهم
جناب آقای جعفر بهکیش، با سلام
با سپاس از اینکه به نوشته من پرداخته و یا آن را بهانه ساخته اید، من با کمابیش همه آنچه در این نوشته خودتان گفته اید همسویم و برایتان آرزوی کامیابی میکنم. درباره نوشته خودم نیز برای دو بی دقتی از شما پوزش میخواهم. یکی بی دقتی در مخاطب شما بوده که گمان برده بودم خطاب شما به آقای علیجانی است، و هنگامی که اشتباه خود را دریافتم، کار از کار گذشته بود. دوم درباره مایه گذاشتن شما از نام خانواده تان که این نیز یک بی دقتی در کلام از روی شتابزدگی است. من به خوبی میدانم که شما هرگز چنین روشی نداشته اید، و به کار بردن آن درباره شما سراسر ناروا و نادرست است. شما خود همواره در کانون آن رویداد بوده و از آن رنج برده اید. اینکه نوشته اید "رفتن به گورستان خاوران و شرکت در مراسم شهریور ماه برای گرامیداشت قربانیان کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ با رفتن به بهشت زهرا و یا شرکت در مراسم یادبود آقای ابراهیم یزدی" یکی نیست، نه بر من پوشیده است و شاید نه بر هیچ انسان درست اندیشی. گورستان خاوران گواه و یادآور جنایت تاریخی بزرگ یک دولت خودکامه دینی برعلیه یک ملت و نسلی از نواندیشان و آزادیخواهان جوان مدرن و ایران دوست، و نیز شماری چشمگیر از سیاستورزان باتجربه‌ی فداکار و مردمی ایران است. همه می‌دانیم که رفتن دوستان و خانواده های جانباختگان به خاوران، همواره با شدت و ضعف، با سرکوب و پیگرد حکومت جمهوری اسلامی رو به رو بوده و هست. اما مرگ مرحوم دکتر یزدی تنها از دنیا رفتن یک سیاستورز پرپیشینه است به مرگ طبیعی و در سن پیری، که با رواداری جانبدارانه همان حکومت برگزار شد. با اینهمه، مرگ هیچ انسانی خواستنی نیست. در هرحال اگر در اینجا نیز لغزش جمله بندی از من سر زده، پوزش میخواهم و شما آن را به حساب همان برداشت نادرست نخستینی من از مخاطب آن نامه بگذارید.
کوشش پیگیر شما و خانواده گرامیتان را برای دادخواهی از جنایت نظام جمهوری اسلامی در کشتار سال ۱۳۶۷ و پیش و پس از آن پاس میدارم، و با آن همراهم. تلاشهای شما و دیگر خانواده ها در این راه هرگز بی اثر نبوده و من چنین میپندارم که این تلاش، در آینده دست آوردی بسی کارسازتر از این برای مردم آزادیخواه و ایران دوست به بار خواهد آورد.
پیروز باشیم
بهرام خراسانی
۲۶ شهریور ۱۳۹۶
٨۱۲۴۴ - تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱۰)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست