یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تاثیر "استقلال" کردستان در منطقه


رحیم سپهری


• این درست است که دفاع از مبارزه خلق ها در مبارزه شان برای تعیین حق سرنوشت، یک وظیفه برای نیروهای مترقی و پیشرو است ولی این به هیچ وجه آنها را ملزم به تایید هرگونه مطالبه حق تعیین سرنوشت نمی کند و حمایت بی چون و چرا از هر گونه جنبش خود مختار نباید یک وظیفه تلقی شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۰ مهر ۱٣۹۶ -  ۱۲ اکتبر ۲۰۱۷


پس از رفراندم اقلیم کردستان، اظهار نظرهای مشخصی در مورد تایید و یا رد این رفراندم شده که پرداختن به همه آنها در اینجا نمی گنجد . ولی آنچه که به نظر می بایستی بیشتر به آن توجه کرد، این است که در منطقه ای که غرق بحران ها و در گیری های نظامی چند جانبه ای است و پایان یافتن آنها نیز آینده ای نامعلوم دارد، با در نظر گرفتن شرایط حاکم بر منطقه و مسایلی که حول و حوش رابطه رهبری اقلیم کردستان با آمریکا و اسراییل وجود دارد، پیشنهاد و برگزاری همه پرسی در باره استقلال کردستان عراق، نه تنها سبب افزایش بحران های روزافزون در منطقه خواهد شد، بلکه تاثیری وسیع تر در حیطه جهانی خواهد داشت.
پیش از هر چیزی این سئوال مطرح می شود که چرا در چنین شرایطی این همه پرسی صورت می گیرد و این که در پس آن منافع چه محافلی بیشتر از بقیه تامین خواهد شد؟
مسئله احترام به استقلال و حق تعیین سرنوشت خلق ها، وظیفه هر نیروی پیشرو و مترقی است، اما آیا می توان هر اعلام "استقلال " و "جدایی طلبی" را مورد تایید قرار داد؟
پرسش دیگری که وجود دارد، این است که اعلام استقلال دراقلیم کردستان عراق تا چه اندازه در هم آهنگی با ایالات متحده بوده و پس از استقلال نیز سطح روابط سیاسی و نظامی با آمریکا تا چه اندازه تغییر خواهد کرد و این که ماهیت و هدف از این "استقلال طلبی " چیست که دولت متجاوز و نژاد پرست اسراییل را به دفاع تمام عیار از آن تشویق می کند؟

در ژانویه ۲۰۱۶، بارزانی رییس جمهور اقلیم خود مختار کردستان عراق اعلام کرد که طرح سایکس- پیکوت برای تقسیم بندی کشورهای منطقه خاورمیانه موفق نبوده و خواستار بازنگری در آن و ایجاد شرایط لازم برای تشکیل دولت و کشور مستقل کردستان شد.
این درخواست و بازنگری بارزانی، در همخوانی بسیار نزدیک با نقشه های ایالات متحده برای تقسیم بندی های جدید مرزی و بالکانیزه کردن کشورهای منطقه و تحت نام "نقشه جدید خاور میانه "، است.
این طرح و پیشنهاد، به رغم مخالفت رسمی دولت آمریکا، از طرف اسراییل و برخی دولتمردان آمریکا پشتیبانی شده و حتی ملاقات هایی در سطح عالی بین سران دولت های آمریکا و اسراییل و مسئولین اقلیم کردستان عراق صورت گرفته است.

در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۶، خبرگزاری "آرا" در همین رابطه اطلاع داد که هیئت بلندپایه ای به سرپرستی "مسرور بارزانی" سفری به واشنگتن داشته تا با تیم دونالد ترامپ در مورد روابط بین کردستان و آمریکا مذاکره کند و در همین مطلب اضافه می کند که :
" رییس جمهور بارزانی یک بار دیگر (پیروزی در انتخابات را) به دونالد ترامپ و معاون او "مایک پنس" تبریک گفت و از پشتیبانی آمریکا از پیشمرگ ها و افزایش همکاری های متقابل، قدردانی کرد".
چند ماه پس از آن نیز واشنگتن تایمز در تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۱۷ در رابطه با تغییر شرایط منطقه و همکاری بین کردهای سوریه و ایالات متحده نوشت:
کردها حتی با تجهیزات قدیمی و کمک های محدود، توانستند صحنه جنگ را تغییر دهند . آنها حتی ایده ایجاد یک منطقه مستقل در شمال سوریه را نیز مطرح کرده اند. ایده ای که آمریکایی ها باید از آن پشتیبانی کنند، چرا که منافع ملی کردها، اهداف دولت و اصول دمکراتیک آنها در طرفداری از غرب و طرفداری از آمریکاست. ظهور یک دولت به سبک غرب در خاورمیانه بدون سابقه نیست، صهیونیسم، جنبش ملی ناسیونالیست یهودی برای ایجاد یک دولت مستقل در "سرزمین اسراییل" نمونه مشابهی است......دست یابی دولت یهودی به یک نظم سیاسی، سرکردگی در منطقه و (دارا بودن) اقتصادی جهانی، می بایستی برای همکاری با "روجاوا" الهام بخش و امیدوار کننده باشد.

در کنار این هم آهنگی و برنامه ریزی های طولانی مدت و با تغییراتی که در ۲ سال گذشته در مناطق اطراف اقلیم کردستان رخ داده است و با در نظر گرفتن این که بخش های بسیار مهم عراق از سوی نیروهای کرد کنترل می شود و مورد مشاجره با دولت مرکزی است، شرایط در آینده نزدیک بسیار بغرنج تر و خطرناک تر خواهد شد. پس از شکست و عقب نشینی "دولت اسلامی" از موصل، دومین شهر بزرگ عراق، کردهای عراق علاوه بر این شهر، کنترل کامل شهرهای کرکوک و سینجار و هزارها کیلومتر مربع دیگر از سرزمین هایی را که "دولت اسلامی " در آنها بود را در اختیار دارند. این ها منطق نفت خیزی هستند که به طور عمده ساکنین آنها عرب هستند و به یقین در آینده مورد مناقشه جدی بین دولت مرکزی عراق و سران اقلیم کرد قرار خواهد گرفت . ادعا ی مالکیت در مورد شهرهای عرب نشین و تلاش برای ضمیمه کردن آن به کردستان کنونی در راستای همان اقداماتی است که دولت اسراییل در مورد اشغال سرزمین های همسایه خود داد.
از سوی دیگر، تلاش برای تشکیل کشور "مستقل " کردستان و در همکاری تنگا تنگ با اسراییل و آمریکا، شرایط مساعدی را برای ایجاد پایگاه های نظامی در کردستان فراهم می آورد و با در نظر گرفتن شرایط سوق الجیشی که ایجاد می شود، کشورهای منطقه در شرایط تنش و بحران دایم به سر خواهند برد. یک کردستان دارای پایگاه های نظامی آمریکایی و اسراییلی و همنوایی سیاسی و استراتژیک با ضد مردمی ترین و جنایتکارترین کشورهای جهان، تمامی منطقه را با خطر جنگ های قریب الوقوع مواجه خواهد ساخت. اگر زمانی حمایت و پشتیبانی از سازمان های اسلامی افراطی از قبیل القاعده، طالبان، جبهه النصره و داعش برنامه های سازمان سیا برای حفظ"منافع" آمریکا در منطقه بود و گویا در شرایط کنونی کار آیی خود را از دست داده است، افراطی گری شوینیستی و جدایی سازی و تقسیم کشورها، می تواند برنامه جدید ی باشد تا دست آمریکا را برای کنترل و دخالت در منطقه بیشتر باز کند. البته این روشی جدید برای آمریکا نیست و در تاریخ اخیر جهان نمونه های فراوانی از آن وجود دارد.
این درست است که دفاع از مبارزه خلق ها در مبارزه شان برای تعیین حق سرنوشت، یک وظیفه برای نیروهای مترقی و پیشرو است ولی این به هیچ وجه آنها را ملزم به تایید هرگونه مطالبه حق تعیین سرنوشت نمی کند و حمایت بی چون و چرا از هر گونه جنبش خود مختار نباید یک وظیفه تلقی شود. توجه به محتوای مسأله‏ ملی و عوامل موثر در آن، برای همه نیروهای مترقی بسیار ضروری و اصولی است. به ویژه برای زحمتکشان این از اهمیت ویژه ای برخوردار است که یک جنبش ملی، خود مختاری و یا جدایی طلبی به سود چه کسانی تمام می شود ؟ و اینکه آیا این جنبش می تواند سبب استقلال اقتصادی، ارضی، سیاسی، دولتی، حقوقی، فرهنگی و زبانی شود؟
در واقع برای خلق های ستمدیده، طریقی که مسئله ملی حل میگردد، یعنی به وسیله چه نیرویی و برای منافع چه کسی، سئوال بسیار با اهمیتی است. صرفأ و به دلیل این که شعار های ملی گرایانه مطرح می شود نمی توان یک حرکت را مترقی و به سود مردم دید و در اقلیم کردستان نیز باید دید که این حرکت منافع چه کسانی را تامین می کند و در منطقه و جهان نیز توازن نیروها به سود کدام نیرو ها تغییر خواهد کرد؟
در تاریخ فراوان اتفاق افتاده است که قدرت های بزرگ ارتجاعی برای مانورها ی بزرگ و پیاده کردن اهداف وسیع تر خود، در مقام "پشتیبانی" از ملت های کوچک بر آمده اند که در نهایت شرایط به مراتب وخیم تری را برای آنها به ارمغان داشته است. در مورد مسئله ملی، ندیدن این سوی سکه به یقین افتادن در دام ارتجاع خواهد بود. چنین شرایطی را در مورد کردستان می توان مشاهده کرد که چگونه برای هموار کردن راه آمریکا و اسراییل برای عملی کردن هدف های بزرگتر در منطقه، مورد سو استفاده قرار می گیرد.
سیاست های امپریالیسم در این منطقه همواره علیه نیروهای مترقی و جنبش های مردمی و پشتیبانی از نیروهای ارتجاعی بوده است و حاصلی به غیر از جنگ های فرسایشی و جنایت به همراه نداشته است . در شرایط کنونی حاکم بر منطقه، وظیفه نیروهای مترقی در عین مبارزه با ارتجاع کشورهای خود، مبارزه با امپریالیسم نیز باید باشد. کوتاه کردن دست آمریکا از منطقه و یا حتی محدود کردن آن، می تواند به سود نیروهای مترقی باشد. اما با چشم انداری که در روابط حاکم بین اقلیم کردستان و آمریکا واسراییل دیده می شود به یقین اعلام استقلال اقلیم کردستان در جهت تضعیف نیروهای مترقی است.
در مسئله ملی منظور از استقلال، یعنی رهایی یک ملت از تبعیض و تحمیل یک ملت از ملت دیگر و اتخاذ تصمیم های مستقلانه در مورد مسایل سیاسی، اقتصادی، ارضی، دولتی، حقوقی و فرهنگی است و برای نیروهای مترقی این روند می بایستی توام با تلاش برای تامین منافع زحمتکشان نیز باشد، اما در شرایطی که کردستان آماده ایجاد پایگاه های نظامی برای آمریکا و اسراییل است و در هم آهنگی کامل با سیاست های تجزیه طلبانه و جنگ افروزانه آنها قرار گرفته است، آیا می توان این حرکت را مترقی، استقلال طلبانه، و یا به سود منافع خلق کرد خواند؟ و یا حرکتی به سود نیروهای ارتجاعی دانست؟
آنچه که می توان گفت، این است که اعلام" استقلال" اقلیم کردستان تحت رهبری بارزانی نه تنها استقلال واقعی مردم کردستان را تامین نخواهد کرد بلکه شرایط دشوارتری هم برای مردم کردستان در راه دست یابی به استقلال واقعی ایجاد خواهد کرد وهم مشکلات بیشتری را برای نیروهای مترقی منطقه در راه مبارزه اشان علیه مرتجعین کشورهایشان به وجود خواهد آورد. اگر این استقلال طلبی می توانست در همراهی با نیروهای مترقی علیه دشمن مشترک،و علیه ارتجاع و در راستای منافع طبقاتی زحمتکشان و اکثریت جامعه باشد، پشتیبانی از آن می بایستی در دستور کار باشد، ولی چنین چشم اندازی را در مورد اقلیم کردستان نمی توان دید.  


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست