یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

صهیونیزم اسلام فقاهتی، طرح ماهان و خرافات پروری - هادی قدسی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱۹ مهر ۱٣۹۶ -  ۱۱ اکتبر ۲۰۱۷


صهیونیزم گذشته از تاریخچه‍ی نسبتا کوتاه تشکیل آن و چگونگی شکل گرفتن و انواع آن، دارای یک روش یا دین، و منش و ساختاری کهن می باشد. همگی انواع آنها اما در چند خصوصیت مشترکند. می دانیم که موسس آن هرتسل یک یهودی الاصل لائیک بود که بعضی او را به دلیل ضد یهود بودنش، ضد یهودی، به مثابه دین موسی می دانند. بعضی ها از صهیونیزم مسیحی، وصهیونیزم اسلامی هم نام برده اند. اما منظورازصهیونیزم بودن آنها منحصربه توافقشان با تشکیل کشوری برای یهودیان می باشد. درست است که هدف اصلی هرتسل در تأسیس تشکیلات صهیونیزم ایجاد سرزمین یا دولتی یهودی بود، اما به دلایل روشن نمی توان صهیونیزم به مثابه منش و روش را، آنطور که معمول است مختص دین یهود دانست. یهودیانی که برای تأسیس تشکیلات صهیونیزم، هرتسل را همراهی کردند، در روش ووسائلی که برای این منظور باید به کار گرفته می شدند هم صدا نبودند. هرتسل می دانست که بدون کمک یهودیان ثروتمندی که کانون های مالی را در دست داشتند نخواهد توانست به هدف خود برسد. به این جهت از آنان دعوت کرد تا در کنگره‍ی جهانی صیهیونیست ها شرکت کنند. در ابتدا همه‍ی آنها تمایل چندانی از خود نشان ندادند، اما در پی وقوع جنگ جهانی دوم واحساس عدم امنیت به دلیل از دست دادن بخشی ار دارائی های خود، به فکر ایجاد پایگاهی مستحکم خارج از کشورهای موجود افتادند و برای تشکیل کشور اسرائیل اقدام جدی کردند. آن چه مد نظرما در این نوشته است، همین جریان صهیونیزم مالی می باشد که صهیونیزم سیاسی را تقویت کرد و در ایجاد و برقراری اسرائیل نقش تعیین کننده داشته و دارد. بدیهی است که وجود 250 کلاهک اتمی در این کشور کوچک نه برای فلسطینیان است و نه برای اردن و دیگر کشورهای همسایه، اما می توانند ضمانتی باشند برای دارائی های این جریان در جهان، که اسرائیل را به مثابه بزرگ ترین پناهگاه مالی آنها درآورده است. از بعداز جنگ دوم جهانی، این جریان توانست اغلب بنگاه های مالی جهان را تصاحب کند که در قبال آن، نفوذ بالائی در میان قدرت های سیاسی و دولت ها پیداکرد. تقریبا تمامی کشورهای قدرتمند جهان به این جریان بدهکاری مالی دارند. در حال حاضر بدهی کشورهای جهانی به بنگاه های مالی که اغلب در اختیار آن جریان است 152 هزار میلیارد اورو می باشد. فرانسه در هر ثانیه، 1500 اورو فقط بهره‍ی وام به این بنگاه ها پرداخت می کند(کنتوربه روز بدهی فرانسه بابت بهره‍ی بانکی). این جریان توانسته است به کمک ثروت به دست آورده از راه بهره‍ی پول یا ربا، بر اغلب رسانه های همگانی جهانی تسلط یابد تا از طریق آن، جوامع بشری را با "ارشاد" های لازم برای اهداف خود آماده ساخته و روش خود را در دید مردم عادی و حقیقی جلوه داده تا آنان را از هرگونه اعتراضی باز دارد. از راه های گوناگون جامعه را فاسد و از عمل بازمی دارند. با دادن رشوه و دادن امتیازات مالی به مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی، عملکردهای اجتماعی را در مسیر روش خود هدایت می کنند. یکی از موثرترین عوامل برای خنثا کردن جامعه، عادت دادن مردم به مسائل بی پایه و اساس یا اشاعه‍ی خرافات می باشد. در اول انقلاب در یک مصاحبه‍ی مطبوعاتی، یکی از مقامات ساواک در جواب خبر نگاری که از رابطه‍ی همکاری ساواک با موساد سئوال کرده بود می گوید: مأمورین موساد به ما در موارداطلاعاتی و اجتماعی واقتصادی ارائه‍ی طریق می کردند ..... طرح ماهان برنامه ای بود تا ساواک خرافات را در جامعه گسترش دهد، و ادامه می دهد: دیدن خمینی در ماه را ما شایع کردیم (فیلم را می توانید در اینجا مشاهده نمائید- از دقیقه‍ی 36 به بعد). در بیشتر کشورهای جهان با ساختن برنامه ها و فیلم های اشاعه دهنده‍ی خرافات، مردم را از تفکر در مورد سرنوشت خود باز می دارند تا بتوانند با خیالی آسوده برثروت اندوزی ادامه دهند. بنابراین، صهیونیزم غالب که اکنون در جهان شاهد آن هستیم دارای این خصوصیات می باشد:
1- انباشت ثروت از هرطریقی.
2- خنثاکردن هرگونه مخالفت یا مقاومتی در برابر بهره آوری های مالی از راه فساد و اگر لازم بود ایجاد بحران و جنگ.
3- فعالیت های ضد فرهنگ مانند اشاعه‍ی خرافات و عادت دادن مردم به مسائل غیر حقیقی و نشان دادن واقعیت ها به جای حقیقت.
امید است که این متن کوتاه، صهیونیزم را به مثابه یک روش و منش نشان داده باشد. می پردازیم به اصل مطلب.
روزی حبیب الله عسگرآولادی که از بزرگ سرمایه داران کشورمان بود، از شاهکارهایش برایم تعریف می کرد که چگونه در مدت کوتاهی توانسته است سرمایه دار شود. من که جوانی دانشجوبودم از"افتخاراتی" که اوبرای خود ردیف کرده بود یکه خوردم. از او پرسیدم، رابطه‍ی این روش پول دار شدن با اسلام چگونه است؟ از این سئوال یکه خورد و با چشمان درشتش نگاهی غضب آلود به من انداخت. بعد نگاه هراس آلودش را به سوی خمینی که در چند قدمی ما نشسته بود و احتمالا سخنان ما را می شنید گرداند. با این حال صدایش را بالا برد و همچنان که به خمینی خیره شده بود گفت: "وقتی از زندان آزاد شدیم، خدمت آقا رفتیم و از ایشان پرسیدیم حالا تکلیف ما چیست؟ آقا فرمودند بروید دنبال پول". در این میان، من مات و مبهوت، با خود سانسوری اقدام به توجیه خود کردم که برای مبارزه احتیاج به پول است، در آن زمان گروه های مبارز معمولا از دیگر کشورها کمک مالی می گرفتند، به خودم گفتم، چه بهتر که ایرانی این کاررا بکند و چاره‍ی دیگری نیست. غافل بودم از این که در این سامانه‍ی "رفتن به دنبال پول" تنها پول نقش ایفا نمی کند، بلکه این پول خود فرآورده‍ی روش و منشی است که با فساد همزاد است. پس از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جهوری، هاشمی رفسنجانی آن طور که در خاطراتش نوشته است، بادیگر سران حزب جمهوری اسلامی نزد خمینی می روند. خمینی به آنها می گوید "شما مجلس را به دست بگیرید". به این ترتیب حکم تقلب را هم صادر می کند. نتیجه‍ی آن احکام خمینی وضعی است که اکنون در کشور شاهد آنیم. منش و روش، همان منش و روش صهیونیستی است که کشور اسلامی را به یکی از فاسدترین کشورهای جهان تبدیل کرده ونرخ ربا یا بهره‍ی بانکی را به مقام نخست در جهان ارتقا داده است. درحالی که یکی از اولین اقدامات پیامبران که در یک چنین جامعه های فاسد وبسته شده ظهور کردند، مقابله با تکاثر سرمایه از طریق ربا بوده که در این رابطه پیامبر اسلام به صورتی روشن ربا یا بهره‍ی پول را ممنوع کرد. اما در کشوری که به نام او حاکمیت می کنند، شهریه‍ی طلاب حوزه های علمیه با پول ربا پرداخت می شود. به نام پیامبری که برای خرافات زدائی از جامعه قیام کرد، از بعد از انقلاب نقشه‍ی راه سازمان اطلاعاتی صهیونیستی یا طرح ماهان برای اشاعه‍ی خرافات را چنان گسترش داده اند که اکنون دسته های راه پیمائی اجنه ها به سوی کربلا به راه می اندازند. دروغ بزرگ جمکران، که توسط روحانیان حوزه‍یعلمیه‍ی قم و چراغ سبز خمینی در همان اول انقلاب رنگ و لعاب تازه ای به خود گرفت، امید مردم برای حل مشکلاتشان شده که نمایان گر حد بالای خرافات و شرک و بت پرستی می باشد. کسانی که با کودتا و قتل و شکنجه و زندان بر کشور حاکم شدند، وارثان برحق برنامه ای هستند که از قبل از انقلاب، صهیونیسم توسط موساد برای ایران تدارک دیده بود.
نقل خاطره ای کوتاه و خواندنی از دوران دانشجوئی که آئینه‍ی تمام نمای مردم ما را نشان می دهد خالی از لطف نیست. با چهار یار دانشجوئی در اقامتگاه دانشگاه زندگی می کردیم. ژان ژاک فرانسوی دانشجوی تئولژی که قصد داشت کشیش شود با ما مراودت و دوستی نزدیکی داشت و اغلب اوقات فراغت را با هم می گذراندیم. یک بعداز ظهری برای استراحتی کوتاه روی تخت درازو پتو را روی سرم کشیده بودم. باصدای درب اطاق از سوراخی که در پتو بود نگاه کردم دیدم ژان ژاک وارد شد و چون فکر می کرد من خوابم، آرام درب را بست و روی صندلی کنار میز نشست. کیف پول من که روی میز بود را برداشت و مشغول ور رفتن با آن شد. به دلیل اعتمادی که بین ما حاکم بود، چشمانم را بستم تا بلکه کمی بخوابم. چند دقیقه‍ی بعد دوباره صدای باز شدن درب آمد ومن با باز کردن چشمم دیدم ژان ژاک بیرون رفت. بعداز خواب کوتاهی بلندشدم و خودم را آماده کردم تا قبل از شروع به مطالعه، چیزی برای شام تهیه کنم. به فروشگاه مواد غذائی رفتم و مقداری اغذیه انتخاب کردم و کیف کذائی را از جیب بیرون آوردم، دیدم از نزدیک به چهارصد فرانکی که درآن بود اثری نیست. باور کردنی نبود که کشیشی با دوستش چنین کاری کند. با خودم گفتم شاید اتفاقی برایش افتاده و ضروری بوده و نمی خواسته مرا از خواب بیدار کند. اجناس را در جایش گذاشتم وبه اقامتگاه بازگشتم. خجالت می کشیدم دراین مورد با او چیزی بگویم. به اطاقش رفتم و کمی با او صحبت کردم و پرسیدم آیا وقتی من خواب بودم به اطاق من آمده؟ صریح انکار کرد وگفت نه! دوستان ایرانی را جمع کردم و قضیه را برایشان بازگفتم. آنها مرا سرزنش کردند و گفتند مگر می شود یک کشیش با دوستش چنین کاری کند؟ حتما پول ها را جای دیگری گذاشته ای. از من اصرار که باچشمان خودم دیدم، و از آنها انکار و ملامت من. من حقیقت را رها کردم وباذهنیت گرائی دیگران به خودم مشکوک شدم. به اطاقم بازگشتم و لابلای کتاب ها، درون جیب ها، کشو، زیر قالی و... همه جا را گشتم و از پول ها خبری نبود. بعداز ساعتی به اطاق یکی از دوستان رفتم تا پولی قرض کرده و برای شام چیزی تهیه کنم. او گفت لازم نیست برای شام تدارک کنی، ژان ژاک همه را برای شام دعوت کرده است. گفتم با پول من؟ گفت تو از شکاک بودنت دست بر نمی داری. او هم کشیش است و هم آدم صادق و مرتب و به پول تو هم محتاج نیست. به اطاقم بازگشتم، از خودم متنفر شده بودم که چرا تحت تأثیر جّوٌ متوهم جمعی جبار قرار گرفتم و به بینائی خودم شک کردم و لابلای کتاب ها دنبال پولی می گشتم که می دانستم کجاست؟ به هرحال، با کلی کلنجار رفتن باخودم که برای کوتاه کردن داستان از توضیح آن می گذرم، شب سر میز شام ژان ژاک کشیش حاضرشدم. بعداز صرف شام، از همه دعوت کرد فردا شب هم گردهم آئیم. و این داستان چند شب ادامه داشت. آخرین شب، یک بطری شراب هم به میز اضافه شده بود. کشیش مجبور شد به تنهائی بطری را مصرف کند. در آخر یکی از دوستان از او پرسید فردا شب چه ساعتی بیائیم؟ او که مست شده بود کیف پولش را بیرون آورد و محتوای آن را نشان داد و گفت "از آن پول ها دیگر چیزی باقی نمانده است" و امشب آخرین شب بود.
دوستان ایرانی برای این چند شب میهمانی، بازبان فارسی از من تشکر کردند تا ژان ژاک کشیش پی نبرد که دزدی کرده است! بااین وجود حاضر نشدند آشکار بگویند که آن کشیش دزدی کرده است. مایل نبودند آن چه که به نام باور در ذهنیت خود جاسازی کرده بودند را در برابر حق به چالش بکشند. دلیل گریز انسان از حق این است. وبه همین هدف است که موساد از ساواک می خواهد تا خرافات را در جامعه گسترش دهد. انسانی که به خرافات خو می کند، از حق گریزان می شود. و به این طریق روحانیت بر موج خرافاتی سوار شد که خودش طی قرون در جامعه نهادینه کرده بود و به کمک موساد آن را در بطن انقلاب فرو کرد و ما مردم باوجود سردادن فریاد استقلال و آزادی، حاضر نبودیم حتا از سوراخ پتو دزدی کشیش را نظاره کنیم.
اکنون سه خاصه‍ی صهیونیزم یعنی انباشت ثروت از هرطریقی، خنثاکردن مقاومت ومخالفت با فساد و ارتشاء، و بالاخره اشاعه‍ی خرافات و بی قیدی و فساد در حاکمیت صهیونیستی روحانیان به صورتی روشن و آشکار هویدا است. سئوال در این است که فعالان سیاسی و فرهنگی ما، اعم از مذهبی و غیر مذهبی برای رفع این بی فرهنگی چه اقداماتی کرده اند؟ می توان ادعاکرد که غیر مذهبی ها و ضدمذهبی ها بایکی تبلیغ کردن خرافات با اسلام، در جهت پیگیری همان طرح ماهان عمل کرده اند. ناسزا گفتن به حاکمان فاسد چیزی رادر فرهنگ خرافات زده‍ی جامعه عوض نمی کند. گروه های مذهبی نظیر نهضت آزادی و ملی- مذهبی ها و... چه اقدامات فرهنگی برای روشن کردن مردم به عمل آورده اند؟ آیا پس ازگذشت قریب چهل سال هنوز می توان سکوت و سانسوراز سوی کسانی که خود را مذهبی یا لائیک می دانند را پذیرفت و باور داشت که دست دردست روحانیان صهیونیست وخرافات گستر نداشته باشند؟

bayanerochan.blogspot.fr


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست