یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

بازگشایی مدارس و ذبح گوسفند در مدرسه دخترانه! - شمس الدین امانتی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۶ مهر ۱٣۹۶ -  ۲٨ سپتامبر ۲۰۱۷


همزمان با بازگشایی مدارس در اول مهر ماه سال تحصیلی جاری طبق آمار رسانه های وابسته به خود رژیم اسلامی، ۱۳ میلیون دانش‌آموز در ۱۰۶هزار مدرسه و ۵۰۰ هزار کلاس درس به تحصیل اشتغال دارند. متأسفانه بعد از گذشت ۳۸ سال از حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، هنوز تعدادی از این دانش آموزان در روستاهای دور افتاده و فقیر نشین در هزار کلاس گلی و ۲ هزار کلاس کانکسی بدون آب آشامیدنی و سرویس بهداشتی در شرایطی دشوار و غیر انسانی به تحصیل اشتغال دارند.
طبق اظهارات«بطحایی»وزیر آموزش و پرورش رژیم اسلامی « ۴۲ در صد از این ۵۰۰ هزار کلاس نا امن هستند». سیستم گرمایشی این کلاس ها هنوز نفتی است که در فصل زمستان موجب آتش سوزی در مدارس و کلاس درس خواهد شد، و در مواردی منجر به تلفات جانی و سوختگی فاجعه بار دانش آموزان مدرسه دخترانه «شین آباد»از توابع پیرانشهر در سال ۹۱ را به دنبال خواهد داشت که متأسفانه منجر به جانباختن دو دانش آموز و سوختگی شدید پوست و دست ۲۷ نفر از همکلاسی های دختر آنها شد.
آنچه که به قدمت عمر رژیم اسلامی حاکم بر ایران، جای تأسف و نگرانی است سرنوشت و آینده نا معلوم این ۱۳ میلیون دانش آموزی است که سالانه تعدادی از آنها به دلیل فقر مالی خانواده هایشان و عدم پرداخت هزینه ثبت نام و سایر هزینه های تحصیلی به صف کودکان کار افزوده خواهند شد. تعداد معدودی از آنها از طریق دستفروشی و کارهای سخت و موقت به نان آور خانواده تبدیل خواهند شد که توسط مأموران رژیم دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار خواهندگرفت. عدهای دیگری از این کودکان خیابانی به دام باند های مافیای قاچاق مواد مخدر گرفتار خواهند شد و به این ترتیب از تجربه دوران کودکی محروم و این نوع از محرومیت و نرفتن به مدرسه تأثیرات روحی و جسمی ناگوار را بر آنها تحمیل خواهد کرد.   
تعداد دیگری از این دانش آموزان که قادر به اتمام دوران دبیرستان و اخذ مدرک تحصیلی از دانشگاه ها و مراکز عالی خواهند شد، با موجی از بیکاری و دربدری روبرو هستند. با استناد به آمار خود رژیم اسلامی و به نقل از مشرق نیوز« بیکاری تحصیلکردگان از ۳۵ درصد هم گذشته است، یعنی اینکه حدوداً از هر سه جوان تحصیلکرده یک نفر بیکار است که با این فرض سالانه یک میلیون جوان ایرانی فارغ‌التحصیل می‌شوند، چیزی حدود ۵۰۰ هزار جوان تحصیل کرده ایرانی هر سال به جمعیت میلیونی بیکاران اضافه می‌شود.»
همزمان با آغاز مدارس در سال جاری تحصیلی و در فضای نا امنی که در مدارس و مراکز آموزشی حاکم است وظیفه تعلیم و تربیت به ۱۳ میلیون دانش آموز در این ۱۰۶ هزار مدرسه بر عهد ۹۵۰ هزار نفر از معلمین زحمتکش و شریفی است که اکثریت قابل ملاحظه ای از این قشر دلسوز، مبارز و آزادیخواه با کمترین امکانات معیشتی در فضایی نا امن بدون ترس و واهمه از اخراج، زندان و در مواردی اعدام در مخالفت با تمامیت رژیم اسلامی، نه اینکه تنها به وظیفه انسانی خود در قبال تدریس به دانش آموزان در مدارس و مراکز آموزشی متعهد هستند، بلکه در صف مقدم مخالفین رژیم در اعتراض به وضع موجود در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرکت فعال و امیدوار کننده ای دارند.
نحوه آموزش غیر علمی و محتوای ارتجاعی کتب درسی در مدارس و مراکز آموزشی، وضعیت اسف بار سیاسی، اجتماعی و معیشتی معلمان رسمی و حق التدریسی و نحوه استخدام آنها، بی سروسامانی در نحوه پذیرش و گزینش پرسنل اداری و وضعیت فلاکت بار معیشتی فرهنگیان بازنشسته در ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی، به گونه ای سیستماتیک و با گذشت زمان به موانعی اساسی وتأثیر گذار در زمینه یاد گیری و آموزش بر مبنای علم و تکنولوژی تبدیل شده است.
محیط شاد و باهم بودن دانش آموزان دختر با هم کلاسی های پسر در یک مدرسه و در یک کلاس، اکیدآ ممنوع و از نظر سیاست گذران رژیم در تقابل با شرع و قوانین اسلام است؟! ممنوعیت با هم بودن و در کنار هم نشستن، نه تنها در مدارس، بلکه در کودکستان ها، میادین و سالن های ورزشی و مجالس شادی و عروسی نیز اعمال می شود. باهم بودن در مراسم های شادی در مواردی منجر به دستگیری جوانان توسط مأموران امر به معروف و نهی از منکر خواهد شد. این محرومیت ها تأثیرات منفی و آزاردهنده ای از نظر روحی و روانی بر دانش آموزان و جوانان خواهد داشت.
در مهر ماه سال تحصیلی جاری از سوی آموز‌ش‌ و پرورش شهر تهران و بر اساس دستورالعمل پروژه مهر به منظور «ارتقای کمی و کیفی فعالیت‌های آموزش و پرورش در آستانه بازگشایی مدارس و به منظور اجرای جشن ملی بازگشایی مدارس طراحی و اجرا کنند تا نقش و خاطره این روز به یادماندنی در اذهان دانش آموزان باقی بماند.»!
اما بازتاب حاصل از این نوع «ارتقای کمی و کیفی فعالیت های آموزش و پرورش و خاطره به یادماندنی از جشن ملی» در مهر ماه سال تحصیلی جاری همزمان با ذبح گوسفند در دبستان دولتی دخترانه جدیدالتأسیس«صادقین»در شهر قزوین خبر ساز شد، بگونه ای که عکس هایی از این صحنه ذبح تصویری را نشان می داد که «اولیای مدرسه در حال دعوت از دانش آموزان برای رد شدن از خون گوسفند قربانی شده هستند.»، لازم به یاد آوری است که مسئولین آموزش و پرورش رژیم گفته اند« با توجه به اتمام ساخت مدرسه، خیّر و پیمانکار این پروژه شخصاً تصمیم به قربانی کردن گوسفند گرفتند.»؟!
از رژیمی که قمه زنی، شلاق زدن و اعدام در ملاء عام با حضور کودکان خرد سال به امری عادی و روزمره تبدیل شده است، ذبح گوسفند آنهم در دبستانی دخترانه از منظر سیاست مداران رژیم اسلامی امری عادی و قربانی محسوب خواهد شد. این تعداد از دانش آموران که از بدو ورودشان در همان روزهای اول گشایش مدرسه خود با ذبح کردن و سپس پریدن از روی خون این گوسفتد بخت بر گشته مواجه خواهند شد، تأثیرات روحی و روانی بر گرفته از این نوع از کشت و کشتار در دراز مدت بر این دانش آموزان چگونه خواهد بود، جای بسی تأمل و تأسف است؟
این نوع از متد از منظر مسئولین آموزش و پرورش، سر فصل جدیدی از تعلیم و تربیت بر مبنای دین به سبک قوانین رژیم اسلامی حاکم بر ایران است که در سال تحصیلی ۹۷- ۹۶، دامنگیر ۱۳میلیون دانش‌آموز و والدین آنها است. این وضعیت گویای حال رژیمی است که تا دندان مسلح می باشد و سالها است به منظور اجرای قوانین ارتجاعی مذهبی خود از هیچ جنایت و خونریزی نه تنها در ایران تحت سلطه خود بلکه در سوریه، عراق، یمن و .... رویگردان نیست.
توجیهه، تبلیغ و مقبولیت دادن به جنگ ارتجاعی و ویرانگر ۸ ساله ایران و عراق، در خلال سال تحصیلی بر دانش آموزان و دانشجویان تحت لوای «کاروان راهیان نور» و اعزام اجباری آنها به تماشای ویرانی های باقی مانده از این جنگ خانمان برانداز در جنوب و غرب ایران که تلفات ناشی از تصادفات بین جاده ای و واژگون شدن اتوبوس های این کاروانهای بی بازگشت، تا کنون به صدها کشته و زخمی رسیده است.
این وزارتخانه بی در و پیکر در زمینه فساد گوی سبقت را از دیگر وزارتخانه های رژیم اسلامی ربوده است. به گفته «کوچکی‌نژاد» رئیس هیئت تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان «از همان روز اول کار صندوق یعنی در سال ۷۴ انحراف صندوق ذخیره فرهنگیان شروع شده و منابع صندوق هم در سطح وسیع منحرف شده است.» نتیجه این«انحراف»از منظر «کوچکی نژاد»یا به عبارتی دیگر فساد و سرقت ۸ تا ۱۰ هزار میلیارد تومانی از صندوق ذخیره فرهنگیان است که ریشه در فساد نهادینه شده در رژیم سرمایه داری حاکم بر ایران دارد که تا کنون از سرنوشت این مبلغ همچون هزاران دزدی و سوء استفاده دیگر مقامات ریز و درشت رژیم، اطلاع رسانی دقیق و مستندی در اختیار جامعه قرار نگرفته است.
اما اعتراض بی پروای دانش آموزان، دانشجویان، جوانان و والدین سکولار و آزادیخواه آنها در مخالفت با وضع موجود و به منظور پیشگیری از تثبیت این نوع از فرهنگ ارتجاعی، توان روحی، ‌سیاسی و مبارزاتی آنها را ارتفاع داده و زمینه برای اتحاد و همبستگی در رویارویی با سیاست سرکوب و اختناق حاکم بر مدارس و مراکز آموزشی رو به افزایش است.
این نوع از پروسه ارتجاعی آموزش و پرورش در مدارس و مراکز آموزشی بر مبنای دین، بخشی از واقعیت های دردناک و غیر قابل تحملی است که علاوه بر دانش آموزان، والدین آنها را نیز عمیقا نگران آینده ناروشن فرزندان خود کرده است.
تنها راه رهایی از وضعیت موجود و تثبیت فرهنگ سکولار و مترقی از طریق سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری حاکم بر ایران، در اتحاد و همبستگی با طبقه کارگر آگاه، سازمانیافته و متحد عملی و متحقق خواهد شد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست